آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۸

چکیده

«صلوات» از شعارهای مشترک کل امت اسلامی است که قرآن کریم صراحتاً به آن دستور داده است. اما متاسفانه کیفیت عبارت این شعار در بین دو فرقه بزرگ اسلامی مورد اختلاف قرار گرفته است. ضرورت اتحاد امت اسلامی اقتضا می‌کند که دو فرقه در این زمینه هم به وحدت نظر برسند. وجود دهها روایت و حدیث نبوی که راهنمای کیفیت صلوات است در حل این اختلاف نقش عمده دارد. تبیین این امر نیز از رسالتهای روحانیت و محققان و مؤلفان شیعه است، به ویژه اگر این احادیث از کتب خود اهل سنت جمع‌آوری و تدوین گردد. مقاله حاضر اقدامی است در همین زمینه و برای تحقق همین هدف. این نوشتارگامی ابتدایی و شایسته تکمیل از سوی دیگر محققان است. امید است برای جویندگان و پژوهشگران معارف حقیقی اسلام مؤثر افتد.

متن

مقدمه
بارها اتفاق افتاده است که عزیزان اهل سنت از ما سؤال کرده‌اند که: چرا شما شیعیان مقید هستید که حتماً در صلواتها «آل محمد» را ذکر کنید؟ شما می‌گویید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد».
در صورتی که علمای اهل سنت درکتابها ونوشته‌ها و سخنرانیهای خود معمولاً به صلوات بر خود پیامبر اکتفا می‌کنند و می‌گویند: «صلی الله علیه وسلم» و اگر احیاناً نام «آل محمد» را نیز در صلوات ببرند، صلوات بر اصحاب پیامبر(ص) را نیز اضافه می‌کنند و می‌گویند: «اللهم صل علی محمد و آله و صحبه». آیا کدام یک مطابق با سنت است و کدام یک ابتکار و اختراع بعضی متعصبین مذهبی است؟
به هر حال این عزیزان سؤال کننده انتظار دارند که همه مسلمین و پیروان خاتم انبیا(ص) در این موضوع به وحدت برسند. چرا که وحدت در این گونه مسائل کاری است ممکن، و راهش نیز این است که همگی مطیع خاتم انبیا (ص) باشیم و فقط به دستورها و رهنمودهای ایشان عمل کنیم.
در پاسخ این برادران عزیز و در برابر محبت آنان که به جای اعتراض خواستار توضیح نظرها واعتقادات شیعه شده‌اند و نیز برای رفع ابهام از اندیشه‌های دیگر عزیزانی که این سؤال را در ذهن دارند، مبانی این صلوات شیعیان را به طور مختصر ارائه می‌کنیم. زیرا معتقدیم منشأ بسیاری از اختلافات و بدبینیهای پیروان مذاهب اسلامی با یکدیگر، بی‌اطلاعی و دوری و عدم آشنایی با واقعیت افکار و عقاید یکدیگر است، و اگر روزی همه مسلمین با یکدیگر روابط کامل برقرار کنند و مستقیماً در جریان صداقت و خلوص و خداجویی و تسلیم در برابر خدا و رسول خدا (ص) و قرآن و اندیشه‌های واقعی یکدیگر قرار گیرند ، دیگر بدبینی و عناد و پرهیز  از یکدیگر را کنار خواهند نهاد.
اکنون مطالب این نوشتار را در هفت بخش تقدیم می داریم.
فلسفه تشریع صلوات
علاوه بر اینکه صلوات و سلام فرستادن مسلمانان بر پیامبر اکرم (ص) گونه‌ای تشکر و سپاسگزاری از زحمات طاقت فرسای 23 ساله رسول گرامی اسلام (ص) است و قدردانی هر مسلمان از نعمت «هدایت» و «ابلاغ پیام الهی» که از بزرگ‌ترین نعمت‌های خداوند است لازم می‌نماید، از نظر روان شناسی و علم النفس نیز خود این صلوات و سلام فرستادن و دعا برای آن حضرت نمودن، موجب تحکیم و ریشه‌دارتر شدن محبت به آن حضرت می‌شود و به تبع این زمینه سازی روحی، تبعیت بیشتر شخص را از رهنمودهای آن حضرت فراهم می‌کند.
افزون بر این، عبارت صلوات ( اللهم صل علی محمد و آل محمد) یک دعاست. همچنین کلمه «صلوات» به معنای انعطاف و عطف توجه خداوند و نزول رحمت االهی است که مسلمانان هنگام صلوات فرستادن و گفتن جمله «اللهم صل علی محمد و آل محمد» دعا می‌کنند و از خداوند می‌خواهند که عطف توجه و رحمت بیشتری بر پیامبر اکرم (ص) ومعصومان (ع) داشته باشد و انوار مقدس وارواح مطهر آنان را به درجات بالاتری از قرب الهی ارتقا دهد.[1]
مفهوم صلوات
کلمه «صلوات» در لغت علاوه بر آنکه ابتدا به معنای «روشن کردن آتش» آمده است، طبق نظر بسیاری از لغویین به معنای «دعا، تبریک و تمجید» است؛ چنان که در اصطلاح شرع اسلام وقاموس قرآن هم به همین سه معنا به کار برده شده است. مثلاً در آیه  ﴿خذ من اموالهم صدقة تطهرهم و تزکیهم و صل علیهم إن صلوتک سکن لهم ...﴾، مقصود دعای پیامبر(ص) برای مسلمانان زکات دهنده است .
اما صلوات خداوند بر اولیا و مؤمنان به معنای تزکیه و بخشش و پاک سازی آنها از معایب است؛ مثل آیه شریفه ﴿اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمة﴾. «سلام» نیز در لغت و اصطلاح به معنای سلامت از عیوب ظاهر و باطن است. اکنون حدیث شریفی از معصومان (ع) را که در خصوص صلوات خدا و مردم بر پیامبر اکرم  است ملاحظه بفرمایید:
عن ابی المغرا عن ابی الحسن فی حدیث قال: قلت: ما معنی صلوة الله و صلوة ملائکته و صلوة المومن؟ قال: صلوة الله رحمة من الله و صلوة الملائکة تزکیة منهم له و صلوة المؤمنین دعاء منهم له.[2]
طبق این حدیث شریف، صلوات خدا به معنای نزول رحمت ذات لا یزال بر آن حضرت و صلوات ملائکه مدح و تجلیل و منزه شمردن حضرت و صلوات مؤمنان دعا برای آن بزرگوار است.
تعریف اهل بیت پیامبر(ص)
کلمه «اهل» و «آل» در لغت به معنای خانواده و خاندان است که بالتبع شامل همسر و فرزندان و نوه‌ها می‌شود.[3] درمورد « اهل بیت پیامبر» و «آل بیت النبی» نیز اگر دلیل خاص بر محدودیت مفهوم آن از نظر پیامبر اکرم (ص) نداشتیم، آن را شامل همسران و فرزندان می‌شمردیم؛ ولی احادیث خاصی وجود دارد که دلالت می‌کند مقصود خداوند و پیامبر اکرم از «اهل بیت پیامبر» فقط حضرت فاطمه (س) و علی (ع) و فرزندان معصوم آنها می‌باشند.
بخش اول: صلوات دستور قرآن است
باید دانست که اصل موضوع صلوات فرستادن بر رسول خدا (ص) نه ابتکار مسلمین بوده و نه آنکه نعوذبالله خود حضرت برای نفع خویش این دستور را به مسلمین داده است. خداوند متعال آن حضرت را که شایسته‌ترین بندگان و برجسته‌ترین و کامل‌ترین انسان در طول تاریخ بشریت، بلکه عالی‌ترین تجلی خدا در کل نظام آفرینش است و همه موجودات عالم حتی فرشتگان الهی در پرتو نور کمالات و افاضات او به امر ذات لا یزال زندگی می‌کنند، لایق برای صلوات و درود خویش دانسته است، و نه تنها به همه ملائکه کرام و فرشتگان خویش امر کرده که بر آن حضرت صلوات و درود بفرستند ، بلکه این موضوع را توسط پیک وحی، جبرئیل امین، به رسولش (ص) و بندگان مؤمنش ابلاغ کرده، و از همه مؤمنین خواسته است که بر این پیامبر بزرگ و مصلح بزرگوار تاریخ و راهنمای ارجمند بشریت صلوات و درود بفرستند:
﴿ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیماً﴾؛[4]
همانا خداوند و فرشتگان او بر پیامبر درود می‌فرستند، ای کسانی که ایمان آورده‌اید، شما (هم) بر آن پیامبر صلوات و بهترین سلام بفرستید.
 صلوات فرستادن آن قدر در دین مبین اسلام مهم است که شرط استجابت دعا شده است و احادیث متعددی در کتب روایی اهل سنت وارد شده است مبنی بر اینکه هر دعایی که انسان بکند، حجابی بین آن دعا و خداوند قرار دارد مگر آن که صلوات فرستاده شود. پیامبر اکرم(ص) فرموده است:
الدعاء محجوب حتی یصل علی محمد و اهل بیته، اللهم صل علی محمد و آله. [5]
این نکته لازم یادآوری است که قرآن کریم فقط کلیات معارف و عقاید و دستورهای الهی را بیان کرده است و برای شرح و تفضیل آنها باید به رسول خدا (ص) مراجعه کرد. احادیث نبوی شرح و تفصیل و تفسیر آیات قرآن‌ند که خدا علم به تفصیل احکام را در قلب رسول الله نهاد تا با زبان ایشان بیان شود. مثلاً خداوند در قرآن اصل دستور نماز خواندن را با جمله «اقیموالصلوة» بیان کرده است، اما خصوصیات نماز مثل تعداد رکعات صبح و ظهر وعصر و مغرب و عشاء و خصوصیات اذکاری که باید در نماز خوانده شود در قرآن نیامده است، و بیان آن به عهده رسول خدا (ص) است و ما نیز از ایشان آموخته‌ایم. موضوع صلوات هم همین گونه است . قرآن اصل لزوم فرستادن صلوات را بر پیامبر اکرم (ص) بیان کرده است، اما هیچ انتظار نباید داشت که خصوصیات و چگونگی صلوات را نیز قرآن بیان کند تا اگر خصوصیتی را در قرآن ندیدیم، ادعا کنیم که صلوات هیچ خصوصیت و کیفیتی خاص ندارد و به توصیه و دستورالعملهای پیامبر گرامی اسلام توجه نکنیم.
بخش دوم: جایگاه آل محمد(ص) در اسلام
اگر نظری به جایگاه و موقعیت آل و اهل بیت پیامبر اکرم (ص) در قرآن و احادیث نبوی بیفکنیم و به مقام والایی که آنها در پیشگاه خداوند متعال دارند و نیز به نقش مهمی که طبق بیانات نبوی (ص) در نشر و تبیین فرهنگ اسلام ایفا می‌کنند توجه نماییم، آن وقت سرّ لزوم صلوات بر آل را بهتر درک خواهیم کرد.
آل محمد و اهل بیت ایشان انوار مقدسی هستند که آیه تطهیر[6] در شأن آنان نازل شده، و ولایت آنها را آیات اطاعت اولی الامر[7] و تبلیغ[8] و اکمال دین و اتمام نعمت [9] و ولایت[10] گواهی داده است. آنان اهل الذکر[11] هستند که باید دیگران از آنان سؤال کنند. ستارگانی[12] هستند که مردم[13]، به ویژه متقین[14]، توسط آنها راه هدایت می‌یابند ومحبت و پیوند با آنان اجر رسالت[15] خاتم انبیاست. آنان نعمت بزرگ خدا برای امت اسلام هستند که خداوند  امت را درباره  رفتار با آنان مواخذه خواهد کرد.[16]
آنان دانشمندانی هستند که کل علم الکتاب نزد آنان است[17] و به عنوان حجتهای الهی در مباهله رسول الله (ص) با نصاری نجران شرکت کردند[18]. آنها خانواده لولوء و مرجان‌اند[19] و به خاطر انفاق فراوانشان نه تنها نشان آیه ایثار[20] را از خداوند گرفته‌اند، بلکه سوره «هل اتی» را خداوند به آنان هدیه کرده است.[21]
آنها یکی از دو ثقل گرانبها هستند که پیامبر گرامی اسلام آنها را جایگزین خود در امت قرار داد و قرین و عدل قرآن ساخت.[22] آنان کشتی نجات امت‌اند و هرکس به آنان تمسک جوید نجات پیدا می‌کند و الا هلاک می‌شود.[23]
آنان متشکل‌اند از پاره تن پیامبر (ص)[24] و سرور جوانان اهل بهشت[25] و برادر[26]، وصی و داماد پیامبر و پرچمدار ایشان در دنیا و آخرت[27]، یعنی اولین کسی که به او ایمان آورد[28] و مولود کعبه و همچون کعبه بود[29] و راه و واسطه ورود به شهر علم پیامبر (ص)[30] و لذا دانشمندترین اصحاب حضرت بود .[31]
بخش سوم: آل محمد چه کسانی هستند؟
روایات گوناگونی از پیامبر اکرم (ص) درباره معرفی آل محمد (ص) در کتب حدیثی شیعه و سنی وجود دارد که مضمون آنها این است: علی(ع) و فاطمه (ع) و حسن (ع) و حسین (ع) آل محمد (ص) هستند و طبعاً در نسلهای بعدی هم عنوان آل محمد (ص) جز بر فرزندان ایشان صادق نمی‌باشد.
به عنوان نمونه یکی از آن روایات را از منابع اهل سنت نقل می‌کنیم :
عن ام سلمة قالت: ان رسول الله(ص) قال لفاطمة(ع): ایتینی بزوجک و ابنیک ، فجائت بهم فالقی علیهم کساء فدکیاً ثم وضع یده علیهم ثم قال: اللهم ان هولاء آل محمد ، فاجعل صلواتک و برکاتک علی محمد و آل محمد انک حمید مجید قالت ام سلمه : فرفعت الکساء لادخل معهم فجذبه من یدی و قال: انک علی خیر؛[32]
ام سلمه، همسر رسول خدا(ص)، گفته است: پیامبر اکرم (ص) به فاطمه فرمود: همسر و دو پسرت را نزد من بیاور. فاطمه آنها را خدمت حضرت آورد. رسول اکرم (ص) کسای فدکی بر روی آنها افکند و دست مبارک خویش را بر آنها نهاد و عرض کرد: بار خدایا!  اینان آل من هستند، پس صلوات و برکات خودت را بر محمد و آل محمد قرار بده، به درستی که حمید(ستوده) و بزرگواری. ام سلمه می گوید: من هم گوشه کسا را بالا زدم تا در این جمع مقدس آل محمد داخل شوم، اما حضرت کسا را از من گرفت و به من فرمود: تو بر خیر هستی ( اما اجازه عضویت در آل محمد را به من نداد).
بخش چهارم: روایات اهل سنت درباره کیفیت صلوات
چندین قول از صحابه بزرگ رسول خدا (ص) از قبیل ابی سعید خدری، عایشه، ابن عباس، بریده خزاعی، ابی مسعود انصاری، طلحه، ابی هریره، انس بن مالک، کعب بم عجره، زید بن خارجه، ابی حمید ساعدی، حارث بن خزرج، محمد بن عبدالله ابن زید انصاری، عبدالله بن عمرو عاص، عبدالله ابن عمر و علی (ع) نقل شده است که:
خدمت رسول خدا بودیم. از حضرت سوال شد: یا رسول الله، ما سلام دادن بر شما را آموخته‌ایم.  بفرمایید چگونه برشما صلوات بفرستیم؟ حضرت در پاسخ فرمودند: بگویید: اللهم صل علی محمد و آل محمد.
البته در اکثر این احادیث، صلوات بر ابراهیم و آل ابراهیم نیز ضمیمه صلوات بر محمد و آل محمد است و شاید سرّ آن این باشد: همچنان که آل ابراهیم خاندانی بود که در طول تاریخ، پیامبران بسیاری از این خاندان برای هدایت بشر مبعوث شدند و دین و شریعت ابراهیم را ادامه دادند و ترویج نمودند، آل محمد (ص) هم با داشتن امامان بزرگواری که وارث علم خاتم انبیا و ثقل اصغر و عدل و مترجمان و مفسران قرآن بودند، شریعت محمدی (ص) ودین اسلام را ترویج و حقایق و معارف آن را در طول تاریخ احیا نمودند و تداوم بخشیدند.
اکنون در آغاز این احادیث را ارائه می‌کنیم و سپس دیگر احادیثی را که خود رسول گرامی اسلام (ص)، بدون سؤال دیگران، صلوات فرستادن را تعلیم نموده‌اند تقدیم می‌داریم:
1. عن عبدالرحمن ابن ابی لیلی قال: لقینی کعب ابن عجره فقال الا اهدی لک هدیة؟ ان النبی (ص) خرج علینا فقلنا: یا رسول الله قد علمنا کیف نسلم علیک فکیف نصلی علیک ؟ قال: فقولوا اللهم صل علی محمد و آل محمد کما صلیت علی ابراهیم انک حمید مجید؛ [33]
عبدالرحمان ابن ابی لیلی نقل می‌کند که کعب ابن عجره مرا ملاقات کرد و گفت: آیا دوست‌داری حدیثی را به عنوان هدیه به تو تقدیم کنم؟ آن حدیث این است که روزی پیامبر اکرم (ص) نزد ما صحابه آمد. عرض کردیم: یا رسول الله، کیفیت کلی سلام کردن بر شما را (از قرآن) آموخته‌ایم. بفرمایید چگونه بر شما صلوات بفرستیم؟ حضرت فرمود: بگویید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد کما صلیت علی ابراهیم انک حمید مجید»، یعنی بار خدایا، بر محمد و آل او درود فرست، همچنان که بر ابراهیم درود فرستاده ای ، همانا تو ستوده و بزرگواری .
مضمون همین حدیث را صحیح بخاری از ابی سعید خدری نقل می‌کند:
2. عن ابی سعید الخدری قال: قلنا یا رسول الله هذا التسلیم فکیف نصلی علیک؟ قال: قولوا: اللهم صل علی محمد عبدک و رسولک کما صلیت علی آل ابراهیم و بارک علی محمد وعلی آل محمد کما بارکت علی ابراهیم.[34]
همین مطلب را صحیح مسلم از ابی مسعود انصاری نقل می کند:
3. عن ابن مسعود الانصاری قال: اتانا رسو ل الله صلی الله علیه (و آله) و سلم و نحن فی مجلس سعد بن عبادة. فقال له بشیر بن سعد: امرنا الله عز وجل ان نصلی علیک یا رسول الله، فکیف نصلی علیک ؟ قال: فسکت رسول الله (ص) و سلم قولوا: اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و بارک محمد و آل محمد کما بارکت علی آل ابرهیم فی العالمین انک حمید مجید ، والسلام کما قد علمتم؛[35]
ابن مسعودانصاری گفته است: ما در مجلس سعد بن عباده بودیم و پیامبر اکرم وارد مجلس شد. در این هنگام بشیربن سعد از آن حضرت  پرسید : یا رسول الله، خداوند دستورداده است که ما صلوات بر تو بفرستیم، اما بفرمایید چگونه باید صلوات بفرستیم. حضرت لحظاتی درنگ کرد تا حدی که آرزو کردیم ای کاش سؤال نکرده بودیم (گویا حضرت به خاطر اهمیت مطلب و جلب توجه دیگران سکوت غیر مترقبه نمودند). سپس حضرت فرمود: بگویید:« اللهم صل علی محمد و آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و آل ابراهیم و بارک علی محمد و آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید». اما نحوه سلام کردن را که خود می‌دانید.
احادیث دیگری که در ذیل نقل می‌کنیم نیز مشتمل بر همین سؤال از رسول خدا (ص) درباره کیفیت صلوات فرستادن و جواب آن حضرت است که توسط بزرگانی از صحابه، مثل ابن مسعود انصاری و ابی هریره و علی (ع) و عایشه ـ همسر رسول خدا (ص) ـ و طلحه و ابن‌عباس و ابراهیم و بریده خزاعی نقل شده است وچون مضمون و معنای همه این احادیث یکی است، ترجمه مستقل برای هر کدام لازم نیست.
4. عن ابی مسعود الانصاری عقبة بن عمرو قال: اقبل رجل حتی جلس بین یدی رسول الله صلی الله علیه (و آله) و سلم ونحن عنده فقال: یا رسول الله اما السلام علیک فقد عرفناه، فکیف نصلی علیک اذا نحن صلینا فی صلاتنا؟ قال: فصمت رسول الله صلی الله علیه (وآله) و سلم حتی احببنا ان الرجل لم یسأله، ثم قال: اذا صلیتم علی فقولوا : اللهم صلی علی محمد النبی الامی و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم و بارک علی النبی الامی و علی آل محمد کما بارکت علی ابرهیم و علی آل ابرهیم انک حمید مجید.[36]
همین کیفیت صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد را طبق احادیث نبوی باید در تشهد نماز مراعات کرد.
5. عن عبدالرحمن بن ابی لیلی عن کعب بن عجرة عن النبی صلی الله علیه (و آله) و سلم انه کان یقول فی الصلاة: اللهم صل علی محمد و آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و آل ابراهیم و بارک علی محمد و آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید؛[37]
... پیامبر اکرم در نماز خویش (در حال تشهد) این چنین می‌خواند :
اللهم صل علی محمد و آل محمد ... .
همین جمله صلوات بر محمد و آل محمد  به صورت مفصل‌تر در حال تشهد از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است.
6. عن ابی لیلی ـ او ابی ـ معمرـ قال: علمنی ابن مسعود التشهد و قال: علمنیه رسول الله صلی الله علیه (وآله) وسلم کما یعلمنا السورة من القرآن: التحیات لله والصلوات و الطیبات السلام علیک ایها النبی و رحمه الله و برکاته ، السلام علینا و علی عبادالله الصالحین ، اشهد ان لا اله الاالله و اشهد ان محمداً عبده و رسوله، اللهم صل علی محمد و علی اهل بیته کما صلیت علی ابراهیم انک حمید مجید ، اللهم صل علینا معهم، اللهم بارک علی محمد و علی اهل بیته کما بارکت علی ابراهیم انک حمید مجید. [38]
7. عن موسی بن طلحة عن ابیه قال: قلنا یا رسول الله کیف الصلاة علیک قال: اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید و بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید.[39]
8. عن ابی هریرة انه قال: یا رسول الله کیف نصلی علیک؟ ـ یعنی فی الصلاة ـ فقال تقولون: اللهم صل علی محمد و آل محمد کما صلیت علی ابراهیم، و بارک علی محمد و آل محمد کما بارکت علی ابراهیم ثم تسلمون علیّ.[40]
9. عن علی (ع) قال: قالوا یا رسول الله کیف نصلی علیک؟ قال قولوا: اللهم صل علی محمد و آل محمد کما صلیت علی ابراهیم انک حمید مجید، و بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و آل ابراهیم.[41]
10. عن ابی هریرة رفعه: من قال: «اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم و بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم و ترحم علی محمد و علی آل محمد کما ترحمت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم» شهدت له یوم القیامة و شفعت له.[42]
11. عن عائشة قالت: قال اصحاب النبی (ص): یا رسول الله، امرنا ان نکثر الصلاة علیک فی اللیلة الغراء والیوم الازهر واجب ما صلینا علیک کما تحب. قال: قولوا : اللهم صل علی محمد وعلی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و آل ابراهیم و ارحم محمداً و آل محمد کما رحمت ابراهیم و آل ابراهیم و بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی ابراهیم انک حمید مجید و اما السلام فقد عرفتم کیف هو.[43]
12.  عن طلحة قال: قلنا: یا رسو ل الله قد علمنا کیف السلام علیک فکیف الصلاة علیک؟ قال: قولوا: اللهم صل علی محمد و علی آل محمد و بارک علی محمد و علی آل محمد کما صلیت و بارکت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم انک حمید مجید .[44]
13. ابن جریر الطبری روی بسنده عن ابی اسرائیل عن یونس بن خباب قال: خطبنا بفارس فقال: ﴿ان الله و ملائکته﴾ الایة، فقال: انبانی من سمع ابن عباس یقول: هکذا انزل فقلنا ـ اوقالوا ـ یا رسول الله علمنا السلام علیک فکیف الصلاة علیک ؟ فقال : اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید و بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی ابراهیم انک حمید مجید.[45]
14. روی بسنده عن ابراهیم فی قوله ﴿ان الله و ملائکته﴾ الایة قالوا: یا رسول الله هذا السلام قد عرفنا فکیف الصلاة علیک؟ فقال: قولوا: اللهم صل علی محمد عبدک و رسولک و اهل بیته کما صلیت علی ابراهیم انک حمید مجید.[46]
15. روی بسنده عن بریدة الخزاعی قال: قلنا یا رسول الله قد علمنا کیف نسلم فکیف نصلی علیک ؟ قال: قولوا: اللهم اجعل صلواتک و رحمتک و برکاتک علی محمد و علی آل محمد کما جعلتها علی ابراهیم و علی آل ابراهیم انک حمید مجید.[47]
  علاوه بر روایاتی که تاکنون نقل کرده‌ایم و همه مشتمل بر سؤال صحابه از پیامبر اکرم(ص) درباره کیفیت صلوات بود، روایات دیگری در کتب حدیث اهل سنت موجود است که بدون سؤال و جواب، شامل دستور رسول خدا (ص) درباره کیفیت صلوات است که آنها را  اکنون تقدیم می‌کنیم:
16. علی رضی الله عنه قال : کل دعاء محجوب عن السماء حتی یصلی علی محمد و علی آل محمد.[48]
17. قال الحاکم فی علوم الحدیث عدّ هنّ فی یدی ابو بکر ابن ابی حازم الحافظ بالکوفة، و قال : عدهن فی یدی علی بن احمد بن الحسین العجلی و قال عدهن فی یدی حرب بن الحسن الطحان و قال لی: عد هن فی یدی یحیی بن مساور الخیاط، و قال لی: عد هن فی یدی عمرو بن خالد و قال لی: عد هن فی یدی زید بن علی بن الحسین بن علی و قال لی: عد هن فی یدی ابی علی بن الحسین و قال لی: عد هن فی یدی ابی الحسین بن علی و قال لی: عدهن فی یدی علی بن ابی طالب و قال لی: عد هن فی یدی رسول الله (ص) و قال رسول الله(ص) عد هن فی یدی جبرئیل و قال جبرئیل: هکذا نزلت بهن من عند رب العزة اللهم صل علی محمد و علی آل محمد ، کما صلیت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم ، انک حمید مجید. اللهم بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم انک حمید مجید. اللهم و ترحم علی محمد و علی آل محمد ، کما ترحمت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم انک حمید مجید. اللهم و تحننّ علی محمد و علی آل محمد ، کما تحننّت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم انک حمید مجید. اللهم و سلم علی محمد و آل محمد کما سلمت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم انک حمید مجید؛[49]
حاکم نیشابوری این حدیث را به صورت کاملاً مستند از از زید بن علی، از علی بن الحسین، از حسین بن علی، از علی ابن ابی طالب، نقل می‌کند که پیامبر اکرم (ص) فرمود: جبرئیل به من گفت: صلوات از جانب خداوند رب العزه این چنین بر بندگانش نازل شده است: اللهم صل علی محمد و آل محمد ... تا آخر حدیث.
رسول اکرم (ص) به این شیوه به مسلمین ابلاغ کرده است که این‌گونه صلوات بر آل محمد اختراع و نظر شخصی خود آن حضرت نبوده است. بلکه وحی خداست که توسط جبرئیل بر آن حضرت نازل شده است.
مشابه همین حدیث را با همین سند مفصل، انس بن مالک از ابن عساکر نقل می‌کند:
18.  ابن عساکر انبأنا ابوالمعالی الفضل بن سهل، وعد هن فی یدی قال: انبأنا والدی الشیخ ابوالفرج سهل بن بشر بن احمد الاسفراینی و عد هن فی یدی، اخبرنی ابو نصر محمد بن احمد بن محمد بن شبیب الکاغذی البلخی وعد هن فی یدی ثنا ابوعبدالله محمدبن عمرالبزازالبخاری وعد هن فی یدی ثنا عمربن محمد بن یحیی بن حازم الهمدانی ابوحفض البحیری بسمرقند وعدهن فی یدی ثنا عبد بن حمید الکشی ، وعد هن فی یدی ثنا یزید بن هارون الواسطی ، وعدهن فی یدی ثنا حمید الطویل وعدهن فی یدی ثنا انس بن مالک وعد هن فی یدی قال وعدهن فی یدی رسول الله (ص) قال وعدهن فی یدی جبرئیل و قال عدهن فی یدی میکائیل قال: عد هن فی یدی اسرافیل ، قال عد هن فی یدی رب العالمین جلّ جلاله قال لی قل: اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم انک حمید مجید، اللهم ارحم محمدا و آل محمد  کما رحمت علی ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید. اللهم و تحنّن علی محمد و آل محمد کما تحنّنت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم انک حمید مجید.[50]
19. عن ابن مسعود انه کان یقول : اللهم اجعل صلواتک و رحمتک و برکاتک علی سید المرسلین و امام المتقین و خاتم النبیین محمد عبدک و رسولک امام الخیر و قائد الخیر رسول الرحمة، اللهم ابعثه مقاماً محموداً یغبطه فیه الاولون و الاخرون، اللهم صل علی محمد و علی آل محمد، کما صلیت علی ابراهیم انک حمید مجید. اللهم بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی ابراهیم انک حمید مجید.[51]
20. ابن مسعود قال: اذا صلیتم علی رسو ل الله صلی الله علیه (وآله) و سلم فاحسنوا الصلاة علیه فانکم لا تدرون لعلّ ذلک یعرض علیه. قال: فقالوا له فعلمنا ، قال: قولوا: اللهم اجعل صلاتک و رحمتک و برکاتک علی سید المرسلین ( الی ان قال) اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم انک حمید مجید. اللهم بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم انک حمید مجید.[52]
21. قولوا: اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما سلّمت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم انک حمید مجید.[53]
22. قولوا: اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم وآل ابراهیم بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی ابراهیم فی العالمین انک حمید مجید والسلام کما علمتم.[54]
23. قولوا: اللهم اجعل صلواتک و رحمتک و برکاتک علی محمد و علی آل محمد کما جعلتها علی ابراهیم انک حمید مجید.[55]
24. عن عائشة: قولوا: اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و آل ابراهیم وارحم محمداً وآل محمد کما رحمت ابراهیم و آل ابراهیم و بارک علی محمد و آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید و اما السلام فقد عرفتم کیف هو.[56]
25.  قولوا: اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم فی العالمین انک حمید مجید.[57]
26. صلّوا علیّ واجتهدوا فی الدعاء و قولوا: اللهم صل علی محمد و علی آل محمد و بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم انک حمید مجید.[58]
27. عن ابی هریرة: من سرّه ان یکتال بالمکیال الاوفی اذا صلی علینا اهل البیت فلیقل : اللهم صل علی محمد النبی و علی ازواجه امهات المومنین و ذریته و اهل بیته کما صلیت علی آل ابراهیم انک حمید مجید.[59]
28. عدهن فی یدی جبرئیل و قال: جبرئیل هکذا انزلت من عند رب العزة اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم انک حمید مجید. اللهم بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و علی ابراهیم انک حمید مجید. اللهم و ارحم علی محمد و علی آل محمد کما ترحمت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم انک حمید مجید. اللهم و سلم علی محمد و علی آل محمد کما سلّمت علی ابراهیم ، انک حمید مجید.[60]
29. زاد فی المنتخب: اللهم و تحنّن علی محمد و علی آل محمد کما تحنّنت علی ابراهیم و علی ابراهیم انک حمید مجید.[61]
 البته روایات دیگری هم داریم که فقط در صدد بیان فضیلت اصل صلوات فرستادن است و لذا قید «آل محمد» در آن روایات وجود ندارد. بدیهی است که اولاً این گونه روایات در صدد بیان کیفیت صلوات فرستادن نبوده است. ثانیاً ابن حجر هیتمی در الصواعق المحرقة نوشته است که ذکر نشدن این قید (آل محمد) در بعضی روایات، حتی روایات صحیحین، شاید به خاطر فراموشی و غفلت راوی بوده است. وی اضافه کرده است که این دوگروه روایات با یکدیگر منافاتی نخواهند داشت. [62]
30. موسی بن طلحة قال: سألت زید بن خارجة قال: انا سألت رسول الله (ص) فقال: صلوا علیّ واجتهدوا  فی الدعاء و قولوا : اللهم صل علی محمد و علی آل محمد؛[63]
موسی بن طلحه گفته است: من از زیدبن خارجه کیفیت صلوات بر پیامبر را پرسیدم. اوگفت: من خودم از رسول خدا(ص) این مسئله را پرسیدم. حضرت پاسخ داد که : بر من صلوات بفرستید وجدیت در دعا داشته باشید (تا دعاهای شما به خاطر صلوات مستجاب شود) و بگویید: اللهم صل علی محمد و علی آل محمد .
31. عن ابی هریرة قال: قلنا: یا رسول الله کیف نصلی علیک ؟ قال: قولوا : اللهم صل علی محمد و علی آل محمد و بارک علی محمد و آل محمد کما صلیت و بارکت علی ابراهیم انک حمید مجید والسلام کما علمتم؛[64]
ابوهریره می‌گوید: ما از پیامبر اسلام (ص) پرسیدیم: چگونه بر شما صلوات بفرستیم؟ حضرت فرمود: بگویید: اللهم صل علی محمد و آل محمد و بارک ... تا آخر.
32. عن ابی حمید ساعدی انهم قالوا: یا رسول الله کیف نصلی علیک؟ فقال رسول الله (ص): قولوا: اللهم صل علی محمد و ذریته کما صلیت علی ابراهیم و بارک علی محمد و ذریته کما بارکت علی ابراهیم انک حمید مجید؛[65]
ابو حمید ساعدی، یکی دیگر از صحابه، نقل می‌کند که روزی اصحاب از پیامبر اکرم پرسیدند: چگونه بر شما صلوات بفرستیم؟ حضرت پاسخ داد: بگویید: خدایا بر محمد و ذریه (فرزندان) او صلوات فرست ... تا آخر.
33. عن عبدالله بن عباس: لما نزل ﴿ان الله و ملائکته ...﴾ قالوا: یا رسول الله قد علمنا السلام علیک فکیف نصلی علیک؟ فقال: اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و آل ابراهیم انت حمید مجید و بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی ابراهیم انت حمید مجید.[66]
34. عن ابی هریرة قال: کان رسول الله (ص) یقول اذا خرج من بیته : بسم الله، التکلان علی الله لا حول ولا قوه الا بالله و فی روایتة اخری: ثم یرفع راسه الی السماء ثم یقول:
اللهم صل علی محمد و علی آل محمد؛[67]
ابوهریره می‌گوید: هرگاه پیامبر اسلام (ص) از منزل خارج می‌شدند، این کلمات را می‌گفتند: به نام خدا و توکل بر خدا، هیچ پناهگاه و قدرتی جز به اتکای خداوند نیست. پس سر مبارک خویش را به طرف آسمان بلند می‌کرد و عرض می‌کرد: بار الها، بر محمد و آل محمد درود فرست.
35. عن کعب بن عجرة: قال (ص): قولوا:  اللهم صلی علی محمد و آل محمد.[68]
حدیث دیگری هم از رسول خدا (ص) نقل شده است که حضرت آن قدر به موضوع پیوند «صلوات بر آل» به «صلوات بر خویش» اصرار داشتند که حتی فاصله انداختن بین محمد و آل محمد را با کلمه «علی» منع کرده‌اند.
علامه حسن بن امان الله دهلوی عظیم آبادی هندی در تجهیز الجیش نوشته است:
روی انه سئل عن کیفیة الصلوة، فقال(ص): قولوا: اللهم صل علی محمد و آل محمد، فقال رجل من الصحابة: و علی  آل محمد، فقال: من فصل بینی و بین آل بـ «علی»، لم ینل شفاعتی ( فلیس منی)؛ [69]
روایت شده است که روزی از رسول خدا (ص) سؤال شد که کیفیت صلوات فرستادن را به ما تعلیم دهید. حضرت فرمود: بگویید: اللهم صل علی محمد و آل محمد. یکی از اصحاب در این لحظه گفت: وعلی آل محمد ( شاید این صحابی این گونه صلوات را بارها از دیگران شنیده و به گمان خود خواسته است تذکری به پیامبر اکرم (ص) دهد تا ایشان را از اشتباه و غفلت برهاند). حضرت (در جواب این صحابی) فرمودند: هر کس بین من و بین آل من در صلوات با کلمه «علی» فاصله بیاورد، از من نیست و شفاعت من به او نمی رسد.
37. عن ابن مسعود(رض): اذا صلیتم رسول الله (ص) فاحسنو الصلوة فانکم لا تدرون لعل ذلک یعرض علیه، قال: فقالوا له: فعلمنا ، قال قولوا: اللهم اجعل صلواتک و رحمتک و برکاتک علی سید المرسلین و امام المتقین و خاتم النبیین محمد عبدک و رسولک امام الخیر و قائد الخیر و رسول الرحمة. اللهم ابعثه مقاماً محموداً یغبطه به الاولون والاخرون. اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و آل ابرهیم انک حمید مجید. اللهم بارک علی محمد و آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید.[70]
ابن مسعود می‌گوید: هرگاه بر رسول خدا صلوات می فرستید، نیکو صلوات بفرستید؛ زیرا شما نمی‌دانید شاید صلوات شما بر آن حضرت عرضه می‌شود. حضار از او پرسیدند: پس شما نحوه صلوات نیکو را به ما آموزش بده. ابن مسعود گفت: بگویید : بار خدایا، صلوات و رحمت و برکات خودت را بر سرور پیامبران و پیشوای متقین و ختم رسولان، حضرت محمد(ص) که بنده تو و رسول رحمت و امام خیرات بود، فرو فرست. بار خدایا، بهترین مقام را به او عنایت کن که اولین و آخرین به آن مقام غبطه خورند. بار خدایا، بهترین صلوات و درود خودت را بر محمد و آل محمد نثار گردان. همچنان که بر ابراهیم و آل ابراهیم نثار کردی، همانا تو ستوده و بزرگواری. بارخدایا، برکات خودت را بر محمد و آل محمد نازل کن، همچنان که بر ابراهیم و آل ابراهیم نازل کردی، همانا تو ستوده و بزرگواری.
بخش پنجم: صلوات ابتر
شاید رسول خدا (ص) پس از همه تأکیدات خویش بر صلوات به «آل محمد» باز هم پیش بینی می‌کردند که عده‌ای از آن مسلمانان از این توصیه تخلف می‌ورزند و از صلوات بر آل اجتناب کرده، و به صلوات بر محمد (ص) اکتفا می‌کنند، لذا طبق حدیثی که ابن حجر، این عالم بزرگ اهل سنت، نقل کرده است، حضرت در برابر مسلمین فرمود: بر من صلوات ابتر و ناقص نفرستید.
38. (1) ویروی: لا تصلوا علی الصلاة البتراء فقالوا: و ما الصلوة البتراء قال: تقولون : اللهم صل علی محمد و تمسکون ، بل قولوا : اللهم صل علی محمد و آل محمد؛[71]
روایت شده است که پیامبر اکرم فرمود: بر من صلوات ناقص و ابتر نفرستید. اصحاب پرسیدند: یا رسول الله، صلوات ناقص چیست؟ فرمود: این که بگویید «اللهم صل علی محمد» وتا همین جا اکتفا کنید؛ بلکه باید بگویید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد».
صلوات فرستادن بر پیامبر اکرم (ص) بدون صلوات بر آل او، نه تنها همیشه مورد کراهت و نهی آن حضرت است، بلکه این کار در نماز باعث قبول نشدن نماز به درگاه خداوند می‌شود:
39. (2)  اخرح الدار قطنی و بیهقی: من صلی صلاة و لم یصلّ فیها علیّ و علی اهل بیتی لم تقبل منه؛[72]
هر کس نمازی بخواند و در آن نماز بر من و آل من صلوات نفرستد، نماز وی قبول نمی‌شود.
بر اساس همین گونه روایات معتبر اهل سنت است که امام شافعی در شعری که در مدح اهل بیت رسول الله (ص) سروده است، یکی از فضایل آنان را همین می‌شمارد که صلوات نفرستادن برآنان موجب رد شدن نماز است:
یا اهل بیت رسول الله حبکم                     فرض من الله فی القرآن انزله
کفاکم من عظیم القدر منزلة                      من لم یصل علیکم لا صلوة له
ای اهل بیت رسول خدا، محبت ورزیدن به شما از ناحیه خداوند در قرآن کریم واجب شده است. در منزلت و قدر و ارزش شما همین بس که هرکس در نمازش بر شما صلوات نفرستد، نماز او اصلاً نماز نیست.
بخش ششم: صلوات بر اصحاب
صحابه رسول الله (ص) به دلیل اینکه محضر آن حضرت را درک کرده و موفق به دیدن روی آن عزیز و شنیدن سخنان ایشان و مشاهده رفتار آن بزرگوار شده‌اند، امتیازی دارند که بقیه مسلمین از آن محروم‌اند. البته ارزش خود آنها نیز با یکدیگر تفاوت داشته است. آنان که بیشتر دارای ملاکهای الهی بودند و ایمان قوی‌تر و اعمال صالح بیشتر و فداکاریهای بارزتر داشتند و در مقابل رسول الله(ص) تسلیم محض بودند، از دیگر صحابه مؤمن فضایل به مراتب بیشتری داشتند. کسانی ازآنان نیز مرتکب گناهان و معصیتهایی شدند که حتی مورد نکوهش خدای بزرگ جهان قرار گرفتند و آیاتی از قرآن در هشدار و بیم آنها نازل شد. صرف نظر از آن تعداد صحابه که آیات نفاق در شأن آنها نازل شد، اکثریت صحابه قابل احترام و دارای ارزشهای انکار ناپذیرند. اما آیا لزوم احترام می‌تواند حکم جدیدی را در شریعت اسلامی تشریع کند و  قانونی جدید بر سنت نبوی بیفزاید و «صلوات» را که یک شعار و قانون نازل شده الهی است و رسول خدا (ص) کیفیت انجام آن را به امت مسلمان تعلیم داده است تغییر دهد؟
اگر صلوات بر صحابه، مشروع و مورد علاقه خدا و رسول (ص) بود، چرا آن حضرت این مطلب را بیان نکرد؛ همچنان که صلوات بر آل را توصیه نمود؟ خوانندگان عزیز ملاحظه فرمودید که دهها روایت از منابع معتبر اهل سنت نقل کردیم که رسول خدا (ص) صلوات بر آل را توصیه فرموده است. اما در این روایات که ما به قدر اطلاع خود در مورد صلوات دیده ایم، حتی یک حدیث نبوی هم راجع به صلوات بر صحابه نیافته‌ایم .
کتاب  کنز العمال در جلد اول 119 حدیث و در جلد دوم 34 حدیث درباره صلوات نقل کرده است که در  مجموع 153 حدیث می‌شود. جمع کننده اصلی روایات کنزالعمال که از کتاب جمع الجوامع سیوطی است، تسلط کافی بر احادیث داشته است، اما حتی یک حدیث درباره صلوات بر اصحاب نقل نکرده است. در این صورت، بر فرض که کسی نیز حدیثی در کتاب دیگری  پیدا کند، آن روایت شاذ و غیر معتبر خواهد بود.
 
اکنون سؤال ما این است که چرا بعضی از ارجمندان اهل سنت نه تنها غالباً صلوات بر آل را حذف می‌کنند و در کتابها و سخنرانیهایشان پس از نام پیامبر اکرم (ص)  جمله «صلی الله علیه و سلم» را به کار می‌برند ، بلکه اصرار دارند که هرگاه صلوات بر آل آن حضرت می‌فرستند، صلوات بر اصحاب را نیز جزء صلوات قرار دهند. آیا بهتر نیست که به جای آن حذف و این زیاده که هر دو بر خلاف سنت ثابت است، در مقابل سنت نبوی زانو بزنیم و از این پس همه با هم طبق تعلیم خاتم انبیا (ص) و این روایات متواتر منابع اهل سنت، صلوات را بر محمد و آل او بفرستیم؟ و آیا بهتر نیست که وحدت پیروان مذاهب اسلامی به صورت تسلیم عملی همه مسلمین در برابر کتاب خدا و سنت ثابت نبی اکرم (ص) باشد؟
 آری، روایات مذکور در حد اعلای تواتر است تا جایی که یکی از نقادترین علمای حدیث اهل سنت، یعنی ابن حجر هیثمی که بسیاری از روایات کتب حدیث اهل سنت را از نظر سند مخدوش و ضعیف می‌شمرد، این حدیث کیفیت صلوات بر محمد و آل محمد را مورد اتفاق همه علما دانسته و گفته است:
الحدیث المتفق علیه: قولوا : اللهم صل علی محمد و علی آل محمد.[73]
 ابن تیمیه حنبلی که دیدگاه منفی و بدبینانه‌ای به معارف تشیع داشته است، در مورد کیفیت صلوات اعتراف می کند که خداوند متعال فرمان صلوات فرستادن بر رسولش را در قرآن صادر کرده است، و رسول گرامی‌اش (ص) نیز کیفیت صلوات بر خود را برای ما تفسیر کرده که باید بدین‌گونه  بر محمد و آل محمد صلوات بفرستیم:
فالله تعالی امر بالصلوة علی نبیه (ص) وقد فسر النبی (ص) ذلک بالصلوة علیه و علی آله.[74]
و نیز علامه سبکی شافعی، پس از تحقیق و تتبع همه روایات کتب حدیث اهل سنت در مورد صلوات، حاصل و مفاد و تعبیرات همه آن روایات را استخراج و تنظیم نموده و مجموعه این تعبیرات را به صورت 45 نوع صیغه و عبارت تدوین کرده و در پایان کتابش ارائه داده است.[75]  لذا بعضی از علمای بزرگ اهل سنت به خاطر عمل به این احادیث نبوی و اطاعت از نبی اکرم (ص)، موقع صلوات فرستادن این نکته را مراعات نموده‌اند.
از جمله آنها علامه ساعاتی احمد عبدالرحمه البنّاء مؤلف کتاب روایی عظیم  الفتح الربانی لترتیب المسند لامام احمد بن حنبل الشیبانی است. ایشان مجموعه احادیث مسند امام احمد بن حنبل را به صورت موضوعی تنظیم و به صورت چندین جلد تدوین کرده است. وی در خطبه و مقدمه کتابش این نکته مهم را مراعات کرده و پس از حمد خداوند، صلوات بر محمد و آل محمد فرستاده و پس از آن برای رضایت خداوند از صحابه دعا نموده است:
 بسم الله الرحمن الرحیم ... اللهم صل علی محمد و آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و آل ابرهیم انک حمید مجید؛ اللهم بارک علی محمد و آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید و سلم تسلیماً کثیراً و ارض اللهم عن الصحابة و التابعین و الائمة المجتهدین والفقهاء والمحدثین ومن تبع هدیهم باحسان الی یوم الدین.
به امید روزی که همه مسلمین بتوانند با مذاکرات دوستانه با عقاید واندیشه‌های یکدیگر آشنایی پیدا کنند و علاوه بر رفع ابهامات و سوء تفاهمات، در نقاط مشترک توافق نمایند و با کمک یکدیگر فرهنگ اسلام را در جهان گسترش دهند.
پی نوشتها:
1. المیزان، ج 16، ص338.
2. همان ، ص343.
3. مفردات راغب.
4. احزاب،(33) ، آیه56.
5. الصواعق المحرقة، ص148.
6. ﴿انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا﴾، احزاب،(33 )،آیه 33.
7. ﴿ اطیعواالله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم﴾ ...نساء، (4) ،آیه59.
8. ﴿یا ایهالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک...﴾ مائده، (5)، آیه7.
9.  ﴿ الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لک الاسلام دیناً﴾، مائده، (5)، آیه35.
10.﴿ انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یوتون الزکوة و هم راکعون﴾، مائده، (5)، آیه 55.
11. ﴿فاسألوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون﴾، انبیا. (21) ، آیه7، و نحل، (16)، آیه43.
12. ﴿... و بالنجم هم یهتدون﴾، نحل، (16)، آیه16.
13. ﴿... و لکل قوم هاد﴾، رعد،(13)، آیه7.
14. ﴿... واجعلنا للمتقین اماماً﴾، فرقان، (25)، آیه74.
15. ﴿قل لا اسئلکم علیه اجراً الاالموده فی القربی﴾، شوری، (42)، آیه 23.
16. ﴿ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم﴾، تکاثر، (102)، آیه8.
17. ﴿و من عنده ام الکتاب﴾، رعد، (13) آیه43. 
18. ﴿فمن حاجک فیه ... فقل تعالوا ندع ابنائنا ... ثم نبتهل ...﴾، آل عمران، (3 )، آیه61.
19. ﴿یخرج منها اللوء لوء و المرجان﴾، الرحمن، (55)، آیه 22.
20. ﴿و یؤثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصة﴾، حشر، آیه9.
21. ﴿هل اتی علی الانسان ... و یطعمون الطعام علی حبه مسکیناً و یتیماً و اسیراً﴾، انسان، (76) ، آیه7-8.
22. قال النبی: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی و انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض. مسند امام احمد حنبل، ج 3، ص14.
23. قال النبی (ص): مثل اهل بیتی کمثل سفینه نوح من رکبها نجی و من تخلف عنها غرق. مستدرک الصحیحین، ج2، ص343.
24. قال النبی(ص) : فاطمة بضعه منی. فمن اغضبها اغضبنی. صحیح بخاری، باب مناقب فاطمه، ج 5، ص 26 ط دارالجیل بیروت.
25. قال النبی: الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنة. مستدرک الصحیحین، ج3، ص167.
26. قد آخی رسول ا لله (ص): بینه و بین علی. صحیح ترمذی، ج2، ص299.
27. قال النبی (ص): فی علی خمس خصال ... الرابعه فان لوائی معه یوم القیامه و تحته آدم و ماولد... . کنزالعمال، ج6، ص398.
28. ابن عباس: اول من اسلم مع رسول الله (ص) علی (درالمنثور، ذیل آیه  ﴿و کنتم ازواجا ثلاثة﴾).
29. قال النبی (ص): یا علی انت بمنزله الکعبة، کنزالحقایق، ص 188.
30. قال النبی(ص): انا مدینه العلم و علی بابها، مجمع الزواید هیثمی، ج9، ص114.
31. قال النبی (ص) بفاطمة: زوجتک خیر اهلی اعلمهم علمأ و افضلهم حلماً، فضائل الحسنه 1/222 نقل از : کنزالعمال 6/153 و 397.
32. مسند احمد بن حنبل، ج6، ص323، فضائل الخمسه، ج1، ص219، کنزالعمال، ج7، ص103، درالمنثور، ذیل آیه التطهیر، سوره احزاب؛ مشکل للاثار، طحاوی، ج1، ص334، احقاق الحق، ج9، ص590؛ منتخب کنزالعمال در هامش المسند،ج5، ص96، فرائدالسمطین حموینی، تاریخ ابن عساکر (منتخب)، ج4، ص204، ینابیع المودة حنفی قندوزی، ص 108، تفسیر ثعلبی، ارجع المطالب، علامه ص 314، القول الفصل، حضرمی ص 185، رشفة الصادی حضرمی، ص 30.
33. صحیح بخاری، کتاب التفسیر، ج6، ص 217، ذیل سوره احزاب، کنز العمال، ج2، ص 279، حدیث 4006، الصواعق المحرقة، ص46؛ ابن حجر که بسیاری از روایات معتبره اهل سنت را با دقت در سند تضعیف می‌کند گفته است این حدیث صحیح است،  فضائل الخمسه من الصحاح السته تالیف علامه فیروز آبادی، ج 1،ص 209، این حدیث را از منابع ذیل نقل کرده است:
صحیح بخاری، کتاب الدعوات باب الصلاة علی النبی (ص)، صحیح بخاری، کتاب بدء الخلق، صحیح مسلم، کتاب الصلوة علی النبی (ص) بعد التشهد؛ مستدرک الصحیحین؛ مسند امام احمد ابن حنبل؛ حلیه الاولیاء او نعیم اصفهانی، تاریخ خطیب بغدادی؛ احقاق الحق، ج9، ص524. از: صحیح بخاری، ج4، ص146، ط امیریه مصر،ج8،ص77وج 6، ص120، کتاب الدعوات باب الصلوه علی النبی (ص) کتاب بدء الخلق + کتاب التفسیر ذیل سوره احزاب، صحیح مسلم،ج2،ص16، ط صبیح مصر کتاب الصلوه علی النبی (ص) بعد التشهد، مسند ابو داود طیالیسی ص 142 حیدر آباد دکن، سنن نسائی،ج1،ص190، ط میمنه مصر، المنتفی ابی جارود نیشابوری ص 80 تا189، تفسیر جامع البیان طبری،ج22،ص43، ط حلبی مصر، تاریخ بغداد حطیب بغدادی،ج6،ص216، قاهره، موضع اوهام الجمع و التفریق،ج2،ص268، خطیب بغدادی، اخبار اصبهان حافظ ابو نعیم،ج1،ص130، محلی ابن حزم اندلسی،ج4، ص135، سنن دارمی،ج1،ص309، التدوین رافعی،ج1،ص70، سنن بیهقی جزء 2،ص 8_147، المنتفی فی سیره المصطفی (ص) ص 190، بردایع المنن ساعانی،ج1،ص92، الاعلام بفضل الصلاء علی النبی (ص) تالیف علامه نمیری، مشکل الاثار طحاوی،ج3،ص71، معالم التزیل بغوی،ج5،ص225، القول البدیع سخاوی ص 25، وسیله المال با کثیر حضرمی ص 69،  اکشف والبیان ثعلبی ، ذخایر العقبی طبری ص 19، منهاج السنه ابن تیمیه،ج4،ص65، ط قاهره، تاریخ ابن عساکر، ارشاد الساری قسطلانی،ج9،ص224 وج7،ص365 وج5،ص428، فرائد السمطین حموینی، نظم دررالسمطین زرندی ص 45، تفسیر القرآن ابن کثیر،ج1،ص172، ط مصر، فتح الباری عسقلانی،ج8،ص432، عده القاری عینی،ج15،ص264، تفسیر خازن،ج5،ص225، اجمع الصغیر سیوطی ص 219 ط مصر، اعالم الموقعین ابن قیم،ج4،ص309، الدر المنضور ابن حجر هیتمی ص 12، طبقات الشافعیه کبری سبکی،ج1،ص95، ط قاهره، تنبیه الغافلین سمر قندی ص 148، نهایه الادب نویری،ج5،ص308، علم الکتاب میر محمدی حنفی ص 264، ینابیع الموده حنفی قندوزی ص 192، قبح البیان سید حسن خان،ج7،ص313، مناقب شبخ عبدالله شافعی ص 70، فتح الکبیر نبهانی،ج2،ص314، فرائب الاغتراب آلوسی ص 112، انوار المحمدیه آلوسی ص 423، منتخب الصحیحین آلوسی ص 129، تیسیر الوصول شیبانی،ج1،ص233، رشفه الصادی حضرمی ص 29، ارجح المطالب حنفی الامر تسری ص 81 و 317، البیان و التعریف ابن حمزه،ج2،ص134، الاتحاف زبیدی حنفی، ج3،ص78، تذکر این نکته لازم است که ما حدود این پنجاه کتاب از مهم‌ترین منابع و تالیفات علما اهل سنت را به عنوان سند حدیث اول مطرح ساختیم و از بقیه منابع دیگر صرف نظر کردیم و اکر بنا باشد که برای هر کدام از احادیث بعدی هم به همبن اندازه از تالیفات علمای بزرگ اهل سنت نقل کنیم، حجم این جزوه چند برابر می شود . تو حدیث مفصل بخوان از این مجمل، لذا جهت اختصار در احادیث بعدی فقط نام بعضی از مدارک را ذکر خواهیم کرد ، کسانی که به تحقیق بیشتر و یافتن احادیث و ماخذ بیشتر علاقه دارند به کتاب احقاق الحق، ج9، ص540  و ج 3، ص252، وج 18، ص290، وکتاب فضائل الخمسه من الصحاح السته، ج1 و دیگر کتب مربوط که علمای شیعه احادیث اهل سنت را جمع آوری کرده اند مراجعه نمایند. 
34. فضائل الخمسه عن الصحاح السته، ج1، ص210، به نقل از :
صحیح بخاری کتاب التفسیر، ذیل آیه ﴿ان الله و ملائکته یصلون علی النبی﴾؛ صحیح بخاری کتاب الدعوات باب الصلاة علی النبی، سنن نسائی ،ج1، ص190، مسند احمد بن حنبل، ج2، ص47، مشکل الاثار طحاوی، ج3، ص73.
و نیز احقاق الحق از: صحیح بخار، ج6، ص121، ط مصر وج8، ص77، عمده القاری، عینی حنفی، ج19، ص126، الجمع بین الصحیحین، ج2، ص502، حمیدی، کنز العمال،ج7، ص341، حیدر آباد، الدر المقصود، لبن حجر هیثمی، جواهر البحار نبهانی، ج4، ص158، منخب الصحیحین ص 129، فتح الکبیر، نبهانی،ج2،ص304.
35. کنز العمال، ج 2ص282 حدیث 4013، فضائل الخمسة، 1/210 از:
صحیح مسلم کتاب الصلوة باب الصلوة علی النبی (ص) بعد التشهد؛ سنن ترمذی ج 2، ص212. همین حدیث را از علی (ع) و ابی حمید و کعب بن  عجرة و طلحه و ابن عبدالله و ابی سعید و زید ابن خارجه یا حارثه بن زید و بریده نقل کرده است و گفته است این حدیث صحیح است. سنن نسائی ، سنن ابس داود، موطاء مالک ، مسند امام احمدحنبل، مستدرک حاکم؛ سنن دارمی، سنن بیهقی؛ مشکل الاثار، طحاوی؛ احقاق الحق ج9، ص549، صحیح مسلم ج2، ص16  صبیح، سنن نسائی ج1، ص189  میمنه، سنن دارمی ص 309، مطبعة اعتدال دمشق؛ موطا امام مالک بن انس ج1، ص137، ط حلبی مصر، مستدرک الصحیحین، حاکم نیشابوری ج1، ص268،  حیدرآباد، سنن کبیره بیهقی ج2، ص146 و 378  حیدر آباد، مشکل الاثار، طحاوی 3/71، محلی ابن حزم اندلسی، ج3، ص272و ج4، ص134، تاریخ دمشق ابن عساکر ج10، ص152، الحجه علی اهل المدینه محمد بن حسن شیبانی ص 139، تفسیر ابن کثیر، کنزالعمال 7/341 ط حیدر آباد،
36. الصواعق المحرقة ابن حجر ص 147؛ فضائل الخمسه ج1، ص214، از سنن دار قطنی، ص 135.
37. فضائل الخمسة ج1، ص213 از سنن بیهقی ج2، ص147، مسند شافعی ص 23.
38. فضائل الخمسه ج1، ص214، از سنن دار قطنی، ص 135.
39. فضائل الخمسه ج 1، ص210 از صحیح نسائی، ج1، ص190.
40. فضائل الخمسه ج 1، ص214، از مسند امام شافعی، ص 23؛ کنز العمال، ج1، ص203، مشکل الاثار طحاوی ج3، ص75.
41. فضائل الخمسه، ج1، ص215، به نقل از: تاریغ بغداد، ج14، ص303.
42. فضائل الخمسه، ج1، ص212، به نقل از: فتح الباری فی شرح البخاری 13/411
43. کنزالعمال ج 1 حدیث 40914 از ابن عساکر
44. کنزالعمال ج1 حدیث 3994 از ابو نعیم.
45. فضائل الخمسه ج1ص213 از: تفسیر طبری ج22ص31.
46. تفسیر طبری،ج22،ص31.
47. فضائل الخمسه، ج1، ص213، از: مسند امام احمد بن حنبل، ج5، ص353،  تاریخ بغداد، ج8، ص142، احقاق الحق، ج9، ص528، به نقل از: مجمع الزواید هیثمی، ج2، ص144 و ج10، ص163،  الاعلام بفضل الصلوه علی النبی، ص 24، تفسیر ابن کثیر المطبوع بهامش فتح البیان، ج8، ص117،
48. کنزالعمال، ج2 حدیث 3988، به نقل از: طبرانی در معجم اوسط، فضائل الخمسه، ج1، ص206، فیض القدیر، ج5، ص19، شعب الایمان بیهقی، الاربعین عبدالقاد رهاوی.
49. کنزالعمال، ج 2، حدیث 3991 به نقل از: بیهقی در شعب الایمان، احقاق الحق، ج9، ص569.به نقل از: معرفه علوم الحدیث حاکم نیشابوری، ص 32،  فرائد السمطین حموینی ص 8،  ذیل اللئالی سیوطی، ص 153، القول البدیع سخاوی، ص 28، وسیله المال باکثیر حضرمی، ص71.
50. کنز العمال، ج 2، حدیث 3998، عن مسند انس و ابن عساکر.
51. همان، ج2، حدیث 4005، به نقل از: المعجم الکبیر للطبرانی و تفسیر طبری، مسند امام احمد بن حنبل، حلیة الاولیاء ابی نعیم، مشکل الاثار، طحاوی؛ الاستیعاب، ابن عبدالبر
52. فضائل الخمسه، ج1، ص212، به نقل از: صحیح ابن ماجة کتاب الصلوة، ص 65، حلیه الاولیاء ابی نعیم، ج4، ص271.
53. کنزالعمال، ج1، حدیث 2184.
54. همان، ج1، حدیث 2185.
55. همان، ج1، حدیث 2186.
56. همان،ج1، حدیث 2187، به نقل از ابن عساکر از عایشه
57. همان،ج1، حدیث2150، به نقل از: بیهقی، ابن داود ، ابن ماجه ، سنن نسائی
58. کنزالعمال، ج1، حدیث 2199، از مسند امام احمد بن حنبل، ابن سعد، بغوی، بارودی معجم الکبیر طبرانی ،
59. کنزالعمال، ج1، حدیث 2175، از سنن نسائی.
60. کنزالعمال، ج1، حدیث 2183.
61. منتخب کنزالعمال، به نقل از کنز العمال، ج1.
62. الصواعق المحرقه، ص 146.
63. احقاق، ج9، ص562، به نقل از سنن نسائی، ج1، ص90، ط میمنه مصر،  مشکل الاثار، طحاوی، ج3، ص71، جامع الصغیر، سیوطی، ینابیع الموده حنفی قندوزی، ص 185، اسلامبول؛  فتح الکبیر نبهانی، ج2، ص190،  القول البدیع سخاوی.
64. احقاق الحق، ج9، ص579. به نقل ازمشکل الاثار طحاوی، ج3، ص71 ، الآیات والبینات عبدالحفیظ فهری، ص 428، الاعلام بفضل الصلوه علی النبی (ص)
65. احقاق الحق، 9/528 به نقل از: مشکل الاثار، طحاوی،ج3، ص71، الکنی و الاسماء علامه دولابی، ج1، ص24
66. احقاق الحق،ج9، ص584. به نقل از تفسیر طبری، ج22، ص43. و تفسیر ابن کیثر،ج 8، ص118،  القول البدیع، سخاوی، ص28 و الاعلام بفضل الصلوة علی النبی.
67. احقاق الحق، ج18، ص308، به نقل از کتاب الوسیله حضرمی ج4، غالیة المواعظ ابو البرکات افندی، ج2، ص94،  مراة المومنین.
68. احقاق الحق،ج 18، ص293. به نقل از مختصر سنن ابی داود علامه حافظ منذری، ص 454  قاهره.
69. جلال الدین دوانی در حاشیه علی شرح التجرید للقوشجی، ( احقاق الحق،ج9، ص643).
70. التر‍‌غیب والترهیب امام عبدالعظیم منذری،ج3، ص305، به نقل از احقاق الحق، ج18، ص296.
71. الصواعق المحرقة ابن حجر، ص 87-146.
72. الصواعق المحرقة، ابن، الحجر، ص 235.
73. الصواعق المحرقه، ص 232 از: احقاق الحق، ج 9، ص 599.
74. منهاج السنة، ابن تیمیه، ج 2، ص 144 از: احقاق الحق، ج 9، ص 599.
75. شفا السقام، ص 231، علی ما جمعه العلامة النمیری، به نقل از: احقاق الحق، ج 9، ص 606.
 

 

تبلیغات