کلید واژه ها: عینیت گرایی نسبی گرایی فهم هرمنوتیک روشگرا و اریک هیرش

حوزه های تخصصی:
شماره صفحات: ۱۱۳ - ۱۳۵
دریافت مقاله   تعداد دانلود  :  ۴۶

An Analysis of objectivism in methodological hermeneutics, emphasizing on Hirsch's view

Hermeneutics has been defined as "interpreting". Hermeneutics has faced many differences and conflicts in its tumultuous history, and the views of theorists on the mission of hermeneutics and its realm have varied widely. One of the most controversial issues in hermeneutics, which has even led to a fundamental shift in hermeneutic issues, was the ontological view of understanding, as regarded by Heidegger and Gadamer. They did not know the truth, as in previous periods, through the presentation of methods can be achieved. Philosophical hermeneutics believed in subjectivism; Prior to the emergence of this view, hermeneutics such as Schleiermacher and Delta sought to find a way to understand and to understand the correctly in terms of author and objectivity will be possible. Although ontological approach to the understanding of discourse are considered by many of twenty century philosophers, It also has been faced the criticism. Emilio Betty Warrick Hirsch defended objectivism in understanding texts with a critical and methodological view of understanding. This methodological approach is called methodological hermeneutics and the ontological approach is called philosophical hermeneutics. In this article, we try to explain the objectivist methodological hermeneutics through a library method and, referring to Heidegger and Gadamer's views, address the most important critiques of Hirsch in the subjective approach of philosophical hermeneutics.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۰

چکیده

هرمنوتیک به معنای «تفسیر کردن» و «تاویل کردن» است ودانش آن در تاریخ پرفراز ونشیب خود با اختلافات و تعارضات فراوانی مواجه بوده ، آراء نظریه پردازان در چیستی شناسی هرمنوتیک و قلمرو آن تفاوت گسترده ای داشته است. یکی از پرمناقشه ترین مباحث در هرمنوتیک که باعث ایجاد یک چرخش بنیادی در مباحث هرمنوتیکی شده دیدگاه هستی شناسانه ای بود که نسبت به «فهم» به وجود آمد. قائلان به این دیدگاه- هایدگر وگادامر- راه وصول به حقیقت را، همچون دوره های قبل از خود، از طریق، ارائه روش نمی دانستند و هرمنوتیک فلسفی قائل به ذهنی گرایی در فهم بود. پیش از آن، هرمنوتیستهایی مانند شلایرماخر ودیلتای در پی یافتن روشی برای فهم بودند و فهم صحیح را رسیدن به نظر مولف وعینی می دانستند، هرچند دیدگاه هستی شناسی به فهم گفتمان غالب هرمنوتیک درقرن بیستم گردید، اما منتقدانی را نیز درپی داشت. امیلیو بتی و اریک هیرش با نگاهی انتقادی و روشی نسبت به فهم، از اصل عینیت گرایی در فهم متون دفاع می کردند. این رویکرد روش شناسی را، هرمنوتیک روشگرا و رویکرد هستی شناسی به هرمنوتیک را هرمنوتیک فلسفی می دانند. پرسش اصلی این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر داده های کتابخانه ای است، آن است که عینی گرایی در هرمنوتیک روشگرا-به ویژه هیرش-چگونه تبیین می شود ودارای چه شاخصه ها ومولفه هایی است؟و هدف از آن رهایی از نسبی گرایی معرفتی است.

تبلیغات