آرشیو

آرشیو شماره ها:
۸۳

چکیده

متن

برنامه حفظ آیات قرآنی در شماره قبلی(53) به آیه 15 از سوره مائده رسید و برای این مرحله حفظ بقیه سوره مائده تا آیه 30 از سوره انعام تعیین می‌شود:
هفته اول:از آیه 16 تا 35(20 آیه) 5 آیه اول در دو روز حفظ شود، و از آیه 31 تا 35 هم در دو روز به جهت طولانی بعضی از آیات، به طوریکه قبلاً این موضوع تذکر داده شد.
هفته دوم:از آیه 36 تا 50 (15 آیه) از 36 تا 40 در یک روز و از آیه 41تا 45 در دو روز و از آیه 46 تا 50 هم در دو روز.
هفته سوم:از آیه 51 تا 70.به طوری عادی در هر روز 5 آیه، اما به جهت طولانی بودن بعضی از آیات طبق تذکرات قبلی اگر برنامه تعیین شده برای یک روز در انتهای آن روز تمام نشد می شود، دو روز را برای این کار اختصاص داد، فلذا میزان کار طبق آنچه مقدور است باید پیش برود، فرضاً در برنامه این هفته می شود از آیه 60 تا 65 را به جهت طولانی بودن آیه 64در دو روز حفظ کرد و اگر کسی براحتی موفق شد این قسمت را در یک روز حفظ کند، می‌تواند آیات 66 تا 70 را در دو روز تنظیم کند و یا در صورتیکه با سهولت برای کسی حفظ هر 5 آیه در یک روز مقدور شد،روزهای آخر هفته را به قرائت بیشتر آیات حفظ شده قبلی و مطالعه معانی و تفسیر آیات بپردازد.
هفته چهارم:از آیه 71 تا 90(2 آیه) مطابق توضیحات برنامه هفته سوم و توضیحات قبلی.
هفته پنجم:از آیه 91 تا 105 (15 آیه)
هفته ششم:از آیه 106 تا آخر سوره (15 آیه)
هفته هفتم:از اول سوره انعام تا آیه 130 از روزهای آخر هفته ششم و یا پنجم که آیات کمتری برای آنها تعیین شده بود، آمادگی بیشتر برای این هفته پیدا کرد و یا تعدادی از آیات سوره انعام را از روزهای آخر هفته ششم شروع کرد.
برنامه حفظ فوق العاده
این قسمت از برنامه در شماره قبلی به ابتداء قسمت دوم قرآن یعنی سوره کهف رسید و کسانیکه و برنامه حفظ فوق العاده را بکار بسته‌اند موفق به حفظ سوره‌های یونس تا کهف شده‌اند و دو ثلث دوم و سوم قرآن را در مجموع حفظ کرده‌اند و از ثلث اول هم تا سوره مائده رسیده اند.
در این مرحله حفظ فوق العاده از سوره توبه شروع می‌شود.لازم است در این قسمت از اول سوره توبه تا آیه 30 حفظ شود.برنامه تلاوت در قسمت فوق العاده هم لازم است مطابق تذکرات شماره قبلی (53) انجام گیرد.
توجهی به روابط آیات
در شماره گذشته به موضوع روابط سوره‌ها با یکدیگر اشاره شد، و گفته شد که بعضی از سوره‌های قرآن با یکدیگر تشابهاتی در موضوعات و محور مباحث دارند، بالخصوص سوره‌هایی که حروف مقطعه مشترک دارند.در این جهت سوره‌های بقره و آل عمران در بعضی از زمینه‌ها با یکدیگر مقایسه شد، و آیات مشترک بین آنها ـ تعدادی از آنها ـ ذکر شد.دراین شماره بحث مذکور در حد طرح آن در نشریه و نتیجه گیری از بحث تکمیل می‌شود.
در توجه به روابط دو سوره بقره و آل عمران ـ علاوه بر موارد ذکر شده قبلی ـ مشخص می‌شود که موضوع «کتاب» یکی از محورهای مباحث هر دو سوره،یا یکی از ارکان محور مباحث دوسوره می‌باشد.توضیح اینکه هر یک از دو سوره یا یک محور مباحث دارد و مطالب اساسی سوره از ارکان آن محور مباحث محسوب می‌شود و یا هر کدام چند محور دارند، اگر چه این محورهای مباحث متعدد با یکدیگر ـ در یک سوره ـ مرتبط می باشند.
از بررسی آیات هر دو سوره مشخص می‌شود که کلمه «کتاب» در هر دو سوره در آیات متعددی بکار رفته است.در آیات اول هر دو سوره کلمه کتاب ذکر شده است:
«ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین»(سوره بقره، آیه 2)
«نزل علیک الکتاب بالحق مصدقاً بین یدیه و انزل التوراة و الانجیل».(آل عمران، آیه 3)
از تفاوت‌های بین این دو آیه معلوم می‌شود که در سوره آل عمران یکی از محورهای مباحث، موضوع «اهل کتاب» و تورات و انجیل می‌باشد.اگر چه در سوره بقره نیز به طور ضمنی ـ نه به صراحت آیه سوم سوره آل عمران ـ به کتاب‌های قبلی اشاره شده:
«و الذین یؤمنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک».(سوره آل عمران،آیه 4)
در آیات هردو سوره به طور مکرر به نحوی به موضوع کتاب اشاره شده است و در این جهت هر دو سوره شبیه به هم هستند، اما در سوره آل عمران به موضوع «اهل کتاب» توجه بیشتری شده و این سوره از این نظر موقعیت خاصی دارد،در سوره بقره آیاتی که عبارت:«الذین اوتوا الکتاب» و یا «اهل الکتاب» در آنها بکار رفته عبارتند از آیات ذیل:
«و لما جاء هم رسول… نبذ فریق من الذین اوتوا الکتاب».(سوره آل عمران، آیه 101)
«و ما یود الذین کفروا من اهل الکتاب…».(سوره آل عمران، آیه 105)
«ود کثیراً من اهل الکتاب…».(سوره آل عمران، آیه 109)
و سه مورد دیگر آیات:144 و 145 و 146 در مجموع 6 آیه .
اما در سوره آل عمران در 18 آیه این دو عبارت بکار رفته است.به عنوان مثال:
«ان الدین عندالله الاسلام و ما اختلف الذین اوتو الکتاب…».(سوره آل عمران، آیه 19)
«… و قل للذین اوتوا الکتاب و الامّیین».(سوره آل عمران، آیه 20)
«قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بینناء و بینکم».(سوره آل عمران، آیه 64)
و 15مورد دیگر، آیات:23 ـ 65 ـ 69 ـ 70 ـ 71ـ 72ـ 75ـ 98 ـ 99 ـ 100ـ 110ـ 113 ـ 186ـ 187ـ 199.
حال با این اشارات و لو به نحو اجمال روشن می شود که هر یک از سوره‌های قرآن اسلوب مخصوص دارند، در عین حال که اسلوب اختصاصی کلی و عمومی قرآن بر تمام سوره‌ها حکومت می‌کند.
از اسلوب اختصاصی سوره‌ها و یا محور مباحث آنها و نحوه طرح مطالب در آنه تشابهات موجود بین آنها معانی دقیق فراوانی قابل کشف می‌باشد، که احتیاج به تألیف و تدوین کتب تخصصی در این زمینه وجود دارد و در این مقاله فقط به یکی از جهات آن به نحو اجمال اشاره‌ای می‌کنیم:
در قرآن مجید یک روش آموزشی خاصی وجود دارد و آن روش ارکان متعددی دارد، از جمله تناسب آموزش‌ها با احکام اخلاقی و موضوعات عقیدتی و به طور کلی معارف دیگر قرآن می‌باشد.به عنوان مثال:
در سوره بقره که محور مباحث آن، یا یکی از محورهای آن موضوع «متقین» است، اوصاف مهم و اساسی متقین در ابتداء ذکر شده است.یعنی متقین در آیات اول سوره تعریف شده اند.اوصاف مذکور عبارتند از:
1. ایمان به غیب (به نحو مستمر) 2.اقامه صلاة 3.ایتاء زکات 4. ایمان به قرآن مجید ـ آنچه به رسول اکرم(ص) نازل می‌شود ـ و آنچه به پیامبران قبلی نازل شده و 5. یقین مستمر به آخرت، یعنی ایمان یقینی مستمر به آخرت،قابل توجه است که ایمان به همه این موارد با فعل مضارع بکار رفته و مراد از استمرار آن است و این که ایمان به آن معنی که قبلا در این مباحث ذکر شد و آن غیر از عقیده صرف است.
در آیات سوره بقره ایمان به غیب و موضوع انفاق و ایمان یقین به آخرت در کنار هم و در یک مجموعه قرار گرفته است.یعنی به عنوان مثال باید بین آنها ارتباطی باشد.یعنی انسان وقتی به عمل انفاق به طور کامل عمل خواهد کرد و یا به آن علاقه و اشتیاق خواهد داشت که ایمان به غیب ـ اینجا مراد ایمان به خداوند است و ایمان به آخرت در وجود او به طور مستمر جریان یابد.و اگر بخواهیم به انسان‌ها تعلیمی در جهت انفاق بکار ببریم لازم است اول در آنها ایمان به خداوند و ایمان به آخرت تعلیم شود دیگر اینک ایمان به خداوند و مستمراً و در همه موارد دعوت به انفاق تذکر داده شود.
از آیات سوره بقره این تلازم و به هم پیوستگی به وضوح روشن می‌شود و جهت ذکر نمونه، چند مورد از آن آیات را ذکر می‌کنیم:
1. «یا ایها الذین آمنوا انفقوا مما رزقناکم من قبل ان یأتی یوم لابیع فیه و لا خله و لاشفاعة و الکافرون هم الظالمون».(254)
2. «مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله…».(261)
3. «الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله…».(262)
4. «و مثل الذین ینفقون اموالهم ابتغاء مرضات الله».(265)
5. «و ما تنفقون الا ابتغاء وجه الله».
در موارد ذکر شده ـ به عنوان نمونه ـ و موارد دیگری موضوع انفاق به خداوند و علم و رضای او و به زندگی اخروی متصل و مرتبط شده است.یعنی اگر فرضاً بین انسان‌ها در جهت تشویق به انفاق موضوع نیاز فقرا و عواطف انسانی عمدتاً مورد تذکر قرار می‌گیرد، اما در عرف قرآن علاوه بر موضوع نیاز فقرا و تحریک عواطف انسانی به موضوع رضای پروردگار و حبّ او و حوادث عظیم قیامت اشاره می‌شود.

تبلیغات