آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۰

چکیده

این مقاله تلاش دارد که سابقه مفهوم صنعت و فناوری را در ادبیات علمی تمدن اسلامی بکاود و اگر نظریه ای پرداخته شده است، آن را با ادبیات جدید باز بنمایاند. پرسش اساسی این است که آیا در تمدن اسلامی، مفاهیم صنعت و فناوری توسط متفکران مسلمان مورد بحث و تحلیل واقع شده است یا خیر؟ به استناد آثاری که دانشمندانی مانند فارابی، اخوان الصفا، ناصرخسرو، ابن خلدون، خواجه نصیرالدین طوسی و میرفندرسکی بر جای نهاده اند، می توان نشان داد که آنها مبانی نظری و اصول برهانی مستحکمی برای صنعت و فناوری پدید آورده اند. این مقاله به مصادیق و شاخه های مختلف صنعت نمی پردازد، بلکه به ماهیت، اهداف، کارکردها، انواع، و تأثیرات آن توجه می کند. از این رو، مباحث مقاله را باید کمابیش در حوزه فلسفه فناوری گنجاند و آن را از مباحث فلسفه مضاف محسوب کرد. مهم ترین نتیجه گیری مقاله آن است که نظریه های پرداخته شده توسط دانشمندان مسلمان درباره صنعت، می تواند بخشی از فلسفه صنعت و فناوری را در دوره اسلامی تشکیل دهد.