نقدی بر رویکرد فلسفه تحلیلی معاصر به اشیای اساطیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هستی و شناخت جلد ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
131 - 151
حوزههای تخصصی:
شیء اساطیری در دهه های اخیر، به واسطه مباحثی نظیر معمای اینهمانی التفاتی گیچ، هستی شناسی اشیای داستانی و نوماینونگ-گرایی، وارد مباحث فلسفه تحلیلی شده است. در قبال اشیای اساطیری، رویکردهای متفاوت فلسفه تحلیلی در این ادبیات های بحث، اشتراک نظر دارند که شیء اساطیری از لحاظ متافیزیکی، سمانتیکی و هستی شناختی تفاوتی با شیء داستانی ندارد و می-تواند ذیل اشیای داستانی صورت بندی شود. در این رویکردها تمایز میان اشیای داستانی و اساطیری صرفا معرفت شناسانه است. با این همه، اسطوره شناسی های خارج از فلسفه تحلیلی، از چنین برداشتی حمایت نمی کنند. علت اختلاف برجسته میان برداشت فلسفه تحلیلی و برداشت اسطوره شناسی ها از شیء اساطیری و اسطوره، به روش شناسی فلسفه تحلیلی در قبال موضوعات مرتبط با دانش هایی نظیر روانشناسی و جامعه شناسی برمی گردد. فلسفه تحلیلی مجهز به ابزارهایی نیست که آن را قادر سازد اسطوره-شناسی خاصی در رقابت با دیگر اسطوره شناسی ها ترتیب دهد، به همان شکل که در مورد فیزیک یا شیمی چنین است. بنابراین، در مورد اسطوره شناسی ها نیز فلسفه تحلیلی چاره ای جز به رسمیت شناختن تحقیقات اسطوره شناسانه و تلاش برای دقیق و منظم ساختن یافته های آنها با ابزارها و روش های تحلیلی ندارد.