مطالب مرتبط با کلیدواژه

ذات


۸۱.

تنزیه هستی شناسانه ذات مقدس حق در اندیشه عرفانی امام خمینی (قدس سره)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ذات تنزیه غیب و بطون مصونیت تجلی و ظهور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۶
اصطلاح «ذات» و تعبیر به «مقام ذات غیب الغیوبی» لحاظِ ذات «من حیث هی» است و «تجلیات» یا «کثرات» اعتبارِ ذات با خصوصیات مواطن و مراتب. اهل معرفت «ذات من حیث هی» را افقی ناپیداکرانه معرفی می کنند که، به دلیل اطلاق (مَقسَمی) اسم، رسم و حُکمی نمی پذیرد. ازاین رو، آنچه عارفان در باب ذات ارائه کرده اند گونه ای «تنزیهی» دارد؛ چنان که امام خمینی معرفت بشر به ذات و آگاهی انسان از آن حقیقت مُطلقه را به علم به «اسماء و صفات» و شناخت آن ها محدود می داند. امام خمینی، برای تبیینِ لحاظ و اعتبارِ «ذات من حیث هی»، ویژگی ها یا مؤلفه هایی تنزیهی را در نظامی هستی شناسانه برمی شمرد. امام، در پایبندی به لوازم سخن خود، مقام غیب الغیوبی حق را حتی معبود عابدان هم نمی داند. افزون بر این، ایشان اعتراف به «ناشناختگی» و اذعان به «نارسایی و ناتوانی علم و آگاهی بشر از فهم و درک ذات» را اصل نخستین سلوک می خواند. این پژوهش، با بررسی و تحلیل این مؤلفه ها، نگاه هستی شناسانه ایشان را در این باب تبیین می کند.  
۸۲.

مفهوم و کارکرد پدیدارشناختی شهود ذات نزد دکارت و هوسرل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: کارکرد پدیدارشناختی شهود ذات دکارت هوسرل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۳
این مقاله استوار بر روش توصیفی-تحلیلی بر نقش و کارکرد پدیدارشناختی شهود ذات نزد دکارت و هوسرل تمرکز دارد. طبق یافته های مقاله، علیرغم آنکه شهود فرآیند روش شناختی مشترک در پدیدارشناسی دکارت و هوسرل است، اما از حیث مؤلفه های کارگر در مقوله شهود تفاوت های آشکاری میان این دو وجود دارد. دکارت با ایجاد تمایز ضروری میان کنش های ذهنی شهود و قیاس، شهود را صرفاً واجد بداهت ذاتی بی واسطه و سزاوار اساس فلسفه یقینی می داند. دکارت به منظور فراتر بردن یقین حاصل از بداهت شهود بی واسطه به مقوله زمان و حافظه متوسل می شود. ولی از آنجا که حافظه فاقد ظرفیت تضمین بداهت شهود از «اکنون» به «گذشته» یا «آینده» است، به مفهوم خدا یا در حقیقت آموزه ورود الوهیت در تاریخ متوسل می شود تا استمرار فرازمانی بداهت بی واسطه شهود «من»را تضمین کند. با این همه نزد هوسرل، شهود در درجه اول به جنبه التفاتی بستگی دارد و بدون اساس و بنیادی که از سوی شهود داده شده، دست یافتن به اساس یقینی شناخت پدیداری امکان پذیر نیست. هوسرل با در پیش گرفتن رویکردی کاملاً نو می کوشد بداهت ذاتی شهود را برخلاف خواست دکارت نه از عقل الهی، بلکه از اگوی استعلایی یا موضوعیت نفسانی که شرط وجودی اعیان است، به دست آورد. بنابراین «خیال» را در مرکز شهود ذات می گذارد و با ورود مفاهیم نو، شهود را از رهگذر تعریف آن به منزله تصمیم و مسئولیت معرفت شناختی، انسجام ذات و استمرار اگوی فرازمان تکمیل می کند.