نقش میانجی ناگویی هیجانی در رابطه بین انعطاف پذیری شناختی با کیفیت زندگی و اختلال وسواس فکری-عملی در بیماران مبتلا به پسوریازیس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی ناگویی هیجانی در رابطه بین انعطاف پذیری شناختی با کیفیت زندگی و اختلال وسواس فکری-عملی در بیماران مبتلا به پسوریازیس بود. روش: روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش بیماران مبتلا به پسوریازیس شهر تهران در نیمه اول سال 1403 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین(2023) و با روش نمونه گیری هدفمند 200 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی در بیماری های پوستی(DLQI) فینلای و خان(1994)، سیاهه وسواس فکری-عملی مادزلی(MOCI) هاجسون و راچمن(1977)، سیاهه انعطاف پذیری شناختی(CFI) دنیس و وندروال(2010) و مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو(TAS) و بگبی و همکاران(1994) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم انعطاف پذیری شناختی بر کیفیت زندگی(0/84- =β و 0/001=sig) و وسواس فکری-عملی(0/73- =β و 0/001=sig) معنادار است. همچنین نتایج نشان داد که ناگویی هیجانی در رابطه بین انعطاف پذیری شناختی با کیفیت زندگی و وسواس فکری-عملی نقش میانجی و معنادار دارد. همچنین مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (0/03=RMSEA و 0/05>p) و 98 درصد از واریانس وسواس فکری-عملی و 99 درصد از واریانس کیفیت زندگی بر اساس انعطاف پذیری روانشناختی با نقش میانجی ناگویی هیجانی تبیین می شود. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش و نقش انعطاف پذیری شناختی و ناگویی هیجانی استفاده از آموزش تنظیم هیجان و مداخلات مبتنی بر پذیرش/تعهد برای بهبود کیفیت زندگی و وسواس فکری-عملی این بیماران پیشنهاد می شود.