نقش نگاه اسطوره ایی در ارتباط انسان و طبیعت در جغرافیای فرهنگی ایران و یونان
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۱
443 - 430
حوزههای تخصصی:
جغرافیای فرهنگی به عنوان شاخه ای میان رشته ای، تعامل میان انسان، فضا و مکان در گذر زمان بررسی می کند. یکی از مهم ترین جلوه های این تعامل، بازتاب طبیعت در اسطوره ها است. مطالعه اسطوره ها در فرهنگ های ایران و یونان باستان، چشم اندازی نو از درک جغرافیای فرهنگی این جوامع فراهم می کند و چگونگی ادراک و معنا دادن به طبیعت در طول تاریخ را روشن می سازند. باورهای اسطوره ای نقشی بنیادین در تکوین نگرش انسان به طبیعت ایفا کرده اند. از این رو، هدف این پژوهش، مقایسه تطبیقی نگرش اسطوره ای به طبیعت در ایران و یونان باستان است. این پژوهش از نظر هدف، بنیادی و از نظر ماهیت، کیفی بوده و داده ها به روش کتابخانه ای گردآوری و با تحلیل محتوای کیفی بررسی و تطبیق داده شده اند. یافته ها نشان می دهند که در اسطوره های ایرانی، طبیعت دارای قداست است و رابطه ای هم افزا میان خدا، انسان و محیط طبیعی برقرار است. طبیعت نه تنها واسطه ای برای ارتباط با امر قدسی، بلکه سرچشمه برکت و نیروی محافظ در برابر شر محسوب می شود؛ نگرشی که بازتاب جهان بینی کیهانی و معنوی در بستر جغرافیای ایران است. در مقابل، اسطوره های یونانی غالباً رابطه ای خصمانه یا سلطه جویانه با طبیعت ترسیم می کنند. طبیعت در این فرهنگ، عرصه ای برای قدرت نمایی خدایان و ابزاری برای اعمال اراده آن هاست؛ نگرشی که نشان دهنده جهان بینی مادی در تعامل انسان با فضای طبیعی پیرامون خود است. این دو نوع نگرش در حافظه فرهنگی جوامع تداوم یافته اند و از طریق ساختارهای فرهنگی، هنری و نگرش های زیست محیطی بازتولید شده اند. نگاه عرفانی و احترام آمیز به طبیعت در فرهنگ ایرانی، و نگاه ابزاری و سلطه جویانه در سنت فکری غرب، گواهی بر تداوم اثرگذاری جغرافیای فرهنگی بر شکل گیری الگوهای رفتاری و ارزشی انسان ها در مواجهه با طبیعت است.