بررسی رابطه کیفیت زندگی و عشق به شهر؛ مطالعه موردی: شهر شاندیز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه تابستان ۱۴۰۵ شماره ۸۳
117 - 146
حوزههای تخصصی:
تجربه و قدردانی شهروندان از کیفیت زندگی در شهر در نتیجه تعامل با جسم و جان آن معرف کیفیتی ذهنی است که از آن می توان به عنوان عشق به شهر یاد کرد. تبلور این کیفیت در وجود شهروندان یک شهر می تواند حاکی از وجود مزیت رقابتی و هویتی متمایز برای آن فارغ از بزرگی و اهمیت شهرهای مجاورش باشد. براین اساس، مطالعه حاضر درصدد است تا با مراجعه به ذهنیات شهروندان شاندیز، به عنوان شهر کوچکی که علی رغم همجواری با شهر بزرگ مشهد هویت مستقل خود را حفظ کرده، سطح کیفیت زندگی و عشق به شهر و هم راستایی سطوح این دو پدیده را با ماهیت متفاوت شهر مطالعه کند. بدین منظور، به پشتوانه مطالعات نظری و تجربه زیسته، پرسشنامه ای تهیه و پس از سنجش پایایی به صورت تصادفی توسط 404 نفر از شهروندان تکمیل شد. به منظور تحلیل داده ها، آمار توصیفی-استنباطی و آزمون های میانگین، همبستگی و رگرسیون استفاده شدند. نتایج نشان می دهند که نارضایتی شهروندان از سطح کیفیت مرتبط با جسم شهر، به واسطه رضایت مندی قابل توجه آنها از جان، که عموماً موضوعات اجتماعی و سیاسی-مشارکتی را شامل می شود، جبران و در مجموع به درک بالاتر از میانگین از سطح کیفیت زندگی منجر شده است. عشق ساکنان به شاندیز، فارغ از محل سکونت و بومی یا مهاجر بودن ، نیز بالاتر از میانگین است. به عنوان مثال، ساکنان مسکن مهر، که عمدتاً غیربومی هستند، علی رغم سطح پایین تجربه شان از کیفیت جسم شهر، به لحاظ جان و عشق به شهر کیفیت به مراتب بالاتر از میانگینی را تجربه می کنند. تأثیرپذیری قابل توجه عشق به شهر از جان شهر و بی تأثیری جسم شهر، آن را به عنوان جایگزین کمبودهای مادی ای که شهرهای کوچک عمدتاً در مقایسه با شهرهای بزرگ دارند، معرفی می کند. شهروند عاشق علی رغم آگاهی از کمبودها، به واسطه دلبستگی به جان شهر که در عشق به شهر نمایان می شود، می تواند ماهیت متفاوت و مستقل شهر را سبب شود. البته این به معنای غفلت از جسم شهر نیست، چراکه با افزایش آگاهی، از شدت این علاقه مندی کاسته می شود.