سیمای وطن در آینه ی شعر پارسی
منبع:
حیات کاشانه ما سال اول بهار ۱۴۰۵ شماره ۱
110-101
حوزههای تخصصی:
مفهوم وطن از بنیادی ترین مفاهیم فرهنگی و هویتی در تاریخ اندیشه ایرانی است که در دوره های مختلف تاریخی، متناسب با شرایط اجتماعی، سیاسی و فکری، معانی و کارکردهای متفاوتی یافته است. ادبیات فارسی به عنوان آیینه بازتاب دهنده تحولات فکری و عاطفی جامعه ایرانی، عرصه ای مناسب برای بررسی این دگرگونی ها به شمار می رود. پژوهش حاضر با تکیه بر آثار برجسته ادب فارسی، به بررسی سیر تحول مفهوم وطن در شعر فارسی از آغاز شکل گیری ادبیات کلاسیک تا عصر مشروطه می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که مفهوم وطن در شعر فارسی دارای معنایی ثابت و یکسان نبوده و در بستر تحولات تاریخی، صورت های گوناگونی یافته است. در متون حماسی، به ویژه شاهنامه فردوسی، وطن عمدتاً با هویت قومی، سرزمین ایران و پیوندهای تاریخی و نژادی ایرانیان تعریف می شود. با گسترش فرهنگ اسلامی، مفهوم وطن اسلامی و فراملی جایگاه برجسته ای می یابد و تعلق به جامعه مسلمانان در بسیاری از آثار ادبی بازتاب پیدا می کند. در ادامه، عارفان و صوفیان با تفسیر معنوی مفهوم وطن، آن را به موطن اصلی روح و عالم قدس پیوند می زنند. در کنار این نگرش ها، وطن در معنای اقلیمی و زادبومی نیز در آثار شاعرانی چون سعدی و حافظ جلوه ای گسترده می یابد. سرانجام در عصر مشروطه، تحت تأثیر اندیشه های جدید سیاسی و اجتماعی، مفهوم وطن به معنای ملی و مدرن آن برجسته می شود و به یکی از مهم ترین مضامین شعر فارسی تبدیل می گردد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تحول مفهوم وطن در ادبیات فارسی بازتابی از دگرگونی های هویتی جامعه ایرانی در دوره های مختلف تاریخی است.