افسانه موحدی

افسانه موحدی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

چرا چالدران فقط یک شکست نظامی نبود؟ خوانشی روان شناختی از نبرد چالدران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۴
جنگ چالدران (920ق/1514م) در تاریخ نگاری ایرانی اغلب از منظر نظامی و سیاسی بررسی شده است؛ اما پیامدهای روان شناختی این رویداد بر فرد، جامعه و ساختار قدرت صفوی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه های بنیادین روان شناسی جنگ، به ویژه نظریه غرایز زیگموند فروید و نظریه هویت اجتماعی هنری تاجفل، رویدادهای پیش و پس از چالدران را از منظری روان شناختی بازخوانی می کند. این مقاله نشان می دهد که شخصیت پرخاشگر سلطان سلیم یکم، با تسلط غریزه مرگ بر ساختار روانی اش، نقشی محوری در اجتناب ناپذیر کردن جنگ داشت؛ در مقابل، رفتار شاه اسماعیل پس از شکست، نشانه های آشکاری از روان زخم و اختلال استرس پس از سانحه را در خود دارد. انزوا، ترک فرماندهی و افراط در می گساری، واکنش هایی به سوگ یک شکست بی سابقه تفسیر می شوند. چالدران نه تنها یک شکست نظامی، بلکه یک بحران هویتی و روانی عمیق برای پادشاه، قزلباشان و کلیت جامعه صفوی بوده است که پیامدهای آن تا پایان دوره ی صفوی ادامه یافت.
۲.

ریشه در طوفان؛ ناخودآگاه جمعی ایرانیان و هنر زیستن در بحران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۷
ایران، با تمدنی چند هزار ساله، در طول تاریخْ پیوسته در معرض تهاجمات، بحران های سیاسی و دگرگونی های اجتماعی بوده است. این مواجهه مستمر با ناپایداری، تجربه ای متفاوت از جوامعی با ثبات تاریخیِ بیشتر پدید آورده و پرسشی بنیادین را مطرح می کند: «هویت ایرانی چه نقشی در تاب آوری این ملت در برابر بحران های تاریخی داشته است؟» این مقاله، با تکیه بر مفهوم ناخودآگاه جمعی کارل یونگ، نشان می دهد که حافظه تاریخی ایرانیان، آبشخور اسطوره ها، روایت ها و الگوهای تکرارشونده ای است که نسل به نسل منتقل شده اند. شاهنامه فردوسی به مثابه یکی از مهم ترین بازتاب های این ناخودآگاه جمعی، الگوی «خردورزی» را به عنوان شیوه اصیل مواجهه ایرانی با بحران معرفی می کند؛ رویکردی که نه بر تکنیک های فوری، بلکه بر چشم انداز و معنا استوار است. در برابر این میراث، تمدن مدرن، با تأکید بر کنترل، راه حل های آنی و ابزارمحوری، ایرانیِ امروز را از هویت اصیل خود دور کرده است. بازگشت به این هویت، نه به معنای نفی مدرنیته، بلکه بازیابیِ چشم اندازی است که در آن، «بودن» بر «چگونه بودن» تقدم دارد و اندیشیدن در دل ابهام، نه تهدید، که ظرفیتی تاریخی به شمار می آید.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان