تحلیل تأثیر ژرف اندیشی فلسفی در تفسیر آیه ۳۱ سوره بقره و تبیین حقیقت اسماء و علم اسماء در تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کلامی تفسیری دوره ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
28 - 38
حوزههای تخصصی:
پرهیز از دخالت دادن پیش فرض ها در فهم و تفسیر قرآن ضروری است، اما این بدان معنا نیست که دانسته ها و یافته های گوناگون علمی و فکری نمی تواند و نباید نقشی در فهم و تفسیر قرآن داشته باشد. ژرف نگری عقلی و فلسفی علامه طباطبایی موجب شده است تفسیر المیزان جایگاهی ویژه در میان تفاسیر داشته باشد؛ برای نمونه ایشان توانسته است مسأله اسماء و علم اسماء در آیات ۳۰ تا ۳۳ سوره بقره را با بهره گیری از معارف عقلی و فلسفی خویش به گونه ای بسیار ژرف تر تفسیر کند، بدون این که از چارچوب شیوه ی درست تفسیر خارج شود و پیش فرضی را بر آیات قرآن تحمیل کند. پاسخ علامه به این پرسش که منظور از اسماء و علم اسماء چیست و چه ارتباطی میان علم اسماء و شایستگی برای خلافت الهی وجود دارد، این است که این اسم ها یا مسماهایشان موجوداتی عالی اند در مقام عندالله؛ آن ها درواقع وجودهای برتر موجودات زمینی ازجمله خود آدم اند و آن ها واسطه فیض الهی به موجودات مادون اند و رابطه میان آن ها و موجودات زمینی، رابطه علّی معلولی است. علم آدم علیه السلام به اسماء یا مسماهای اسماء، علم حضوری است، برخلاف علم فرشتگان به آن ها که علمی حصولی است و با تعلیم آدم برایشان حاصل شد. علم حضوری او به اسماء و وسائط فیض الهی که نشانه ی پیوند وجودی او با آن هاست، ملاک خلافت و شایستگی او برای جانشینی خداوند در زمین است. مقاله حاضر با روش تحلیلی-توصیفی و تطبیق میان فلسفه و قرآن انجام شده است.