شهناز شمس

شهناز شمس

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱ مورد از کل ۱ مورد.
۱.

جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل و بازخوانی معیار فوریت در دفاع مشروع دولت ها با بهره گیری از هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۶
مقدمه: تحولات ناشی از جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل در سال ۲۰۲۵ بار دیگر مسئله توسل به زور و شرایط اعمال دفاع مشروع در حقوق بین الملل را برجسته ساخت. یکی از عناصر اساسی در ارزیابی مشروعیت دفاع مشروع، معیار «فوریت» است که در برداشت های سنتی به ضرورت واکنش سریع دولت در برابر یک حمله مسلحانه اشاره دارد. بااین حال، ظهور تهدیدهای نوین همچون جنگ های ترکیبی، عملیات سایبری و محیط های امنیتی مبتنی بر داده، درک کلاسیک از این معیار را با چالش مواجه کرده است؛ زیرا تهدیدها اغلب از طریق مجموعه ای از نشانه ها و فعالیت های تدریجی شکل می گیرند و تشخیص زمان عبور از آستانه حمله مسلحانه را پیچیده تر می سازند. در این میان، پیشرفت های هوش مصنوعی امکان تحلیل سریع حجم گسترده ای از داده های اطلاعاتی و امنیتی را فراهم کرده است. بر این اساس، هدف اصلی این پژوهش بازخوانی مفهوم فوریت در حقوق بین الملل  معاصر و بررسی ظرفیت ها و محدودیت های هوش مصنوعی در ارزیابی تهدیدهای قریب الوقوع با مطالعه موردی جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل است.   روش ها: این پژوهش با رویکردی تحلیلی-اکتشافی و با بهره گیری از رهیافت میان رشته ای انجام شده است. در این راستا، ابتدا مبانی حقوقی معیار فوریت در چارچوب ماده ۵۱ منشور ملل متحد و اصول ضرورت و تناسب بررسی شده و سپس تحولات مربوط به ماهیت تهدیدهای معاصر، به ویژه در حوزه جنگ های ترکیبی و عملیات سایبری، تحلیل شده است. روش تحقیق مبتنی بر بررسی منابع حقوقی و ادبیات علمی در کنار مطالعه موردی کیفی جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل است تا نقش تحلیل های داده محور و فناوری های هوش مصنوعی در ارزیابی تهدیدها و تصمیم گیری های مرتبط با دفاع مشروع مورد بررسی قرار گیرد.   یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که در منازعات معاصر، مفهوم فوریت در دفاع مشروع دیگر نمی تواند صرفاً به معنای واکنش فوری پس از وقوع یک حمله مسلحانه تلقی شود، بلکه باید در پرتو تحول ماهیت تهدیدات و افزایش سرعت جریان اطلاعات مورد بازخوانی قرار گیرد. در جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل، ارزیابی وضعیت های منتهی به دفاع مشروع نه تنها بر اساس وقوع یک اقدام نظامی آشکار، بلکه در چارچوب مجموعه ای از داده های اطلاعاتی، ارزیابی های امنیتی، تحلیل های سایبری و نشانه های مرحله ای تهدید انجام شده است. این امر نشان می دهد که تشخیص عبور از آستانه حمله مسلحانه در بسیاری از موارد مستلزم تحلیل هم زمان داده های متنوع و پویایی است که با روش های سنتی ارزیابی حقوقی به تنهایی قابل فهم کامل نیست. در چنین شرایطی، سامانه های هوش مصنوعی می توانند با پردازش هم زمان حجم گسترده ای از داده های اطلاعاتی، نظامی و امنیتی، به شناسایی الگوهای تهدید، کشف روابط میان متغیرهای امنیتی و ارائه برآوردهای سریع از سطح خطر کمک کنند و بدین ترتیب نقش مهمی در پشتیبانی از فرایند تصمیم سازی دفاعی ایفا نمایند. توانایی این سامانه ها در تحلیل کلان داده ها، کاهش خطاهای انسانی ناشی از محدودیت های زمانی و ادراکی و ارائه تحلیل های بلادرنگ می تواند دقت و سرعت تشخیص وضعیت های اضطراری را افزایش دهد. با وجود این، یافته های پژوهش نشان می دهد که ارزیابی فوریت در دفاع مشروع همچنان دارای دو بُعد مکمل عینی و ذهنی است. بُعد عینی به وجود شواهد خارجی و قابل سنجش از خطر قریب الوقوع اشاره دارد، در حالی که بُعد ذهنی به برداشت و ارزیابی دولت در مواجهه با تهدید مربوط می شود. هوش مصنوعی می تواند در تقویت بُعد عینی این معیار نقش مؤثری ایفا کند، زیرا قادر است داده های پراکنده و ناهمگون را در مدت زمان کوتاه تحلیل کرده و تصویری جامع از وضعیت تهدید ارائه دهد. بااین حال، مشروعیت تصمیم درباره توسل به دفاع مشروع نمی تواند صرفاً بر مبنای تحلیل های الگوریتمی تعیین شود، زیرا چنین تصمیمی مستلزم تفسیر هنجارهای حقوق بین الملل، ارزیابی ضرورت و تناسب واکنش و پذیرش مسئولیت حقوقی و سیاسی در سطح بین المللی است. بنابراین، هرچند هوش مصنوعی می تواند ابزار مؤثری برای پشتیبانی از تصمیم گیری باشد، اما جایگزین قضاوت حقوقی و انسانی نخواهد بود. یافته های تحقیق همچنین نشان می دهد که استفاده از هوش مصنوعی در ارزیابی فوریت تنها در صورتی با الزام های حقوق بین الملل سازگار خواهد بود که با مجموعه ای از سازوکارهای نظارتی و تضمین های حقوقی همراه باشد. از جمله این الزام ها می توان به نظارت انسانی مؤثر بر فرایند تصمیم سازی، شفافیت نسبی در الگوریتم ها و داده های مورد استفاده، حفظ اصل پاسخگویی دولت ها در قبال تصمیم های اتخاذشده، کنترل سوگیری های الگوریتمی و تضمین کیفیت و اعتبار داده های ورودی اشاره کرد. در غیر این صورت، اتکای بیش از حد به سامانه های هوش مصنوعی ممکن است به خطا در تشخیص سطح تهدید، تضعیف اصل مسئولیت دولت ها و حتی گسترش تفسیرهای موسع و غیرموجه از حق دفاع مشروع منجر شود. از این رو، تحلیل ها نشان می دهد که کارکرد اصلی هوش مصنوعی در این حوزه باید به عنوان ابزاری تکمیلی برای ارتقای دقت و سرعت تحلیل تهدیدات در چارچوب قواعد موجود حقوق بین الملل در نظر گرفته شود.   نتیجه گیری: در مجموع، نتایج پژوهش نشان می دهد که بازخوانی معیار فوریت در حقوق بین الملل معاصر مستلزم موازنه ای میان تحولات فناورانه و الزام های هنجاری نظام حقوقی بین المللی است. هوش مصنوعی می تواند با تقویت ظرفیت های تحلیلی دولت ها در شناسایی تهدیدات و ارزیابی شرایط بحرانی، به کارآمدتر شدن فرایند تشخیص فوریت کمک کند؛ بااین حال، مشروعیت استفاده از آن تنها در صورتی قابل پذیرش است که نقش نهایی قضاوت انسانی حفظ شود و اصولی همچون شفافیت، پاسخگویی و نظارت حقوقی بر فرایند تصمیم گیری حاکم باشد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان