بررسی تطبیقی مفاهیم فلسفه هنر ارسطو و هگل در نقوش تزئینی معماری مانایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان فلاسفه یونان باستان، ارسطو بر خلاف استاد خود افلاطون، بسیار به تاثیر هنر بر عواطف انسانی معتقد بود. او در کتاب فن شعر خود، به تاثیر هنر بر پالایش روح انسان می پردازد. همچنین، در قرن نوزدهم میلادی، هگل نیز هنر را یکی از سه راه کشف ایده مطلق در زندگی انسان دانست. با بررسی آثار این دو فیلسوف، آشنا به مفاهیم زیبایی شناسی ارسطویی مانند تناسب، تعادل، کاتارسیس و طبقه بندی سه گانه هنر هگلی می شویم. از سویی دیگر تمدن مانایی در غرب ایران دارای عناصر تزئینی نمادینی حاص از اشیاء مکشوفه آن دوره می باشد. هدف این مقاله این است که بدانیم آیا با وجود تقدم تاریخی تمدن مانایی نسبت به عصر ارسطو و هگل، مفاهیم زیبایی شناختی مثل تناسب، تقلید و نمادگرایی می تواند مفاهیمی بین الاذهانی در طول تاریخ باشد. همچنین، سعی در پاسخ به این پرسش ها داریم که آیا این مفاهیم فلسفی در معماری مانایی دیده می شود؟ اگر انطباقی با هنر مانایی دارد، این تطابق از چه طریقی نمود پیدا کرده است؟ روش پژوهش این مقاله رویکردی کیفی و تحلیلی دارد که از طریق مطالعات کتابخانه ای، جمع آوری مصاحبه ها و مقالات مرتبط سعی در یافتن پاسخ پرسش ها کرده است. نتایج حاصل از این پژوهش از اهمیت خاصی برخوردار بوده چرا که بیان می دارد که هنر مانایی با کدام مضامین زیبایی شناسی ارسطو سازگاری دارد و در کدام دسته از هنرهای سه گانه هگلی قرار می گیرد.