گذر از شناخت گرایی کلاسیک تا ادراک4E: بررسی تحولات نظری در انقلاب سوم علوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۲
215-240
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تحولات نظری در علوم شناختی معاصر می پردازد؛ حوزه ای که از نیمه قرن بیستم تاکنون، سه انقلاب عمده را پشت سر گذاشته است. پرسش اصلی مقاله آن است که چگونه گذار از شناخت گرایی کلاسیک به رویکردهای نوین موسوم به ادراک4E، به بازاندیشی در ماهیت ذهن و شناخت انجامیده است. این پژوهش با روش تحلیلی توصیفی و بر پایه تحلیل منابع نظری، مسیر تحول از شناخت گرایی کلاسیک تا رویکرد ادراک4E را واکاوی می کند، یافته های پژوهش نشان می دهد که شناخت گرایی کلاسیک، با تکیه بر بازنمایی محاسباتی و پردازش نمادین، در تبیین تعامل میان ذهن، بدن و محیط با محدودیت هایی مواجه است. در مقابل، رویکرد ادراک4E شامل مؤلفه های بدنمند، بافتمند، وضعیت مند و گسترش یافته شناخت را فرایندی پویا، موقعیتی و تعاملی با محیط تلقی می کند و نقش بدن، ابزارها و بافت محیطی را در سازمان دهی فرایندهای شناختی برجسته می سازد؛ در پایان، نتایج این پژوهش نشان می دهد که تلفیق دیدگاه های کلاسیک و رویکرد 4E می تواند مسیر پژوهش های آینده را به سوی الگویی جامع تر، واقع گرایانه تر و میان رشته ای هدایت کند؛ هرچند چالش های روش شناختی و عملیاتی همچنان پابرجا است.