بررسی بازتاب سماع، در آیینه عرفانِ سنایی، عطّار و مولوی با رویکرد شریعت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرفان، نگرشی هنرمندانه به جهان هستی و عبادت عاشقانه خداوند به عنوان معشوق ازلی، ابدیست. از آغاز شکل گیری تصوّف و عرفان در فرهنگ اسلامی بسیاری از آداب، مقدّمات، مبانی و اصطلاحات، میان اهل طریقت و متشرّعان مورد مناقشه قرار گرفته است. اگر چه، مدّعیان شریعت و طریقت همواره بر آن بوده اند که به حقیقت واصل شوند، امّا گاه، اختلافات دینی، فرقه ای و حتّی فردی، موجب گردیده است که از حقیقت به دور افتند. از جمله مواردی که بر آن ها اجماع صورت نپذیرفته، مقامات، احوال، ذِکر و سماع است. سماع در میان سالکان طریقت و روندگانِ شریعت، همواره مورد اختلاف بوده است و در طول تاریخ تصّوف و عرفان، هرگز به توافق نرسیده اند. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، با مراجعه به اسناد و منابع معتبر کتابخانه ای، بازتاب سماع را از دیدگاه عارفانه سنایی، عطّار و مولوی مورد بررسی قرار داده و به این نتایج دست یافته است که سنایی، با پیروی از اندیشه های عالِمان شریعت، سماع و شور و حال را ناپسند دانسته و به تقبیح آن پرداخته است. امّا عطّار و مولانا به پیروی از اهل طریقت، سماع را همانند مستحبّات دینی، مورد اقبال قرار داده و بر این باور بوده اند که سماع، به شرط پرهیز از ابتذال و بی اخلاقی، می تواند موجب تقرّب گردد. دیگر این که اگر سماع با «حال» همراه باشد، باعث ارتقاء روحی و نشاط درونی سالک می گردد و چنانچه با متعلّقات حرام و شایبه های هوس آمیخته گردد، موجب غَلَیانِ دیو شهوت خواهد شد.