بررسی تحلیلی و تطبیقی مفهوم قشربندی اجتماعی از منظر مارکس و قرآن؛ شباهت ها و تفاوت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۹)
10 - 47
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تطبیقی مفهوم قشربندی اجتماعی از منظر قرآن و کارل مارکس پرداخته است. مارکس بر این باور است که ساختار اقتصادی جامعه، به ویژه مالکیت بر ابزار تولید، تعیین کننده اصلی روابط اجتماعی و شکل گیری طبقات مختلف است. در مقابل، قرآن کریم قشربندی اجتماعی را بر اساس معیارهای معنوی می سنجد. اهمیت این پژوهش در ارائه دیدگاهی انتقادی است که موجب شناخت بهتر از مبانی دینی در خصوص طبقات اجتماعی می شود. سؤال تحقیق آن است که معیارهای قشربندی اجتماعی از منظر مارکس و قرآن چیست و با توجه به ویژگی های هر دیدگاه، چه تأثیراتی بر جامعه دارند؟ فرضیه این پژوهش بر آن است که دیدگاه قرآن با تأکید بر عدالت اجتماعی و تفاوت های اکتسابی و غیر اکتسابی، در برخی موارد با قشربندی طبقاتی مارکس هم پوشانی دارد و در برخی دیگر، تفاوت های قابل توجهی وجود دارد. هدف تحقیق، دستیابی به درکی عمیق تر از تقابل یا تقارن دیدگاه های مارکسیستی و قرآنی درباره قشربندی اجتماعی است. روش تحقیق به صورت تحلیلی- تطبیقی و با استفاده از تفسیرهای قرآنی و منابع جامعه شناختی صورت می گیرد. نتایج پژوهش نشان می دهد که مارکس و قرآن هر دو به وجود نابرابری اجتماعی اذعان دارند؛ اما ریشه های این نابرابری را متفاوت می بینند. مارکس بر نقش اقتصاد در شکل گیری طبقات تأکید دارد، درحالی که قرآن بر اهمیت ارزش های اخلاقی و معنوی در ایجاد جامعه ای عادلانه تأکید می کند. مارکس راه حل را در انقلاب اجتماعی می بیند، درحالی که قرآن بر عدالت اجتماعی، انصاف و مبارزه با ظلم به صورت فردی و جمعی تأکید دارد.