انتظام بخشی جغرافیای فرهنگی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناخت عوامل ساختاری موثر بر جغرافیای فرهنگی ایران وتاثیرات هویت مذهبی دوره صفویه بر این سازماندهی فضایی است.با توجه به چنین امری پژوهش حاضراز نظر ماهیت تبیینی-تحلیلی و مبتنی بر رویکرد تاریخی-مفهومی در چارچوب ژئوکالچر است.در این مقاله انتظام جغرافیای فرهنگی ایران به مثابه برآیند سه مولفه جغرافیا،مذهب و ساختار قدرت سیاسی تحلیل می شود. شاهان ایران به طور مداوم در انتظام بخشی به فرهنگ و تمدن این سرزمین تلاش کرده اند. اما بعد از دوره هایی، دودمان صفویه با تمرکز بر مذهب تشیع در یک مقطع سرنوشت ساز تاریخی توانست ایران را به "ملت-دولت" مستقل، خودمحور، نیرومند و مورد احترام در جهان آن روز تبدیل کند. با روی کار آمدن سلسله صفویه حکومت بر اساس اندیشه واحدسازی ملی از طریق مذهب تشیع انتظام یافت و این روند در دوره های بعدی استمرار و به غنای آن افزوده شده است. بر این اساس می توان اذعان نمود که حکومت ها در بستر جغرافیایی فلات ایران با مولفه های فرهنگی-مذهبی(تشیع) و شیوه های حکمرانی در ادوار مختلف تاریخی در شکل دهی به انسجام هویتی،یکپارچگی سرزمینی و ثبات فرهنگی-سیاسی نقش آفرینی کرده اند.در این چارچوب مذهب تشیع به عنوان یک عنصر ژئوکالچری هم نقش اتسجام بخش داخلی و هم کارکرد تمایزبخش منطقه ای داشته است.بر این اساس ایران می تواند با ترکیب سنت و مدرنیته و با استفاده از ظرفیت های ژئوپلیتیکی-ژئوکالچری خود الگویی پایدار از انتظام فرهنگی در منطقه بحران زده خاورمیانه ارائه دهد.