نظریه تکاملی هنر در اندیشه موهان متهن و نسبت آن با نظریه لذت بی غرض امانوئل کانت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
205 - 227
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، تلاش شده است با تمرکز بر نظریه تکاملی هنر از منظر موهان متهن (Mohan Matthen)، فیلسوف معاصر کانادایی هندی تبار، به بررسی نحوه پدیدارشدن تجربه زیباشناختی با عنوان یک ظرفیت ادراکی-زیستی و نسبت آن با نگره «لذت بی غرض زیباشناختی» کانت، پرداخته شود. متهن بر این باور است که هنر، به جای آنکه صرفاً امری فرهنگی یا قراردادی باشد، ریشه در فرایندهای ادراکی و شناختی دارد که طی تاریخ تکامل انسان، شکل گرفته اند. در سوی دیگر، امانوئل کانت با معرفی مفهوم «لذت بی غرض» در نقد قوه حکم و تبیین گام های چهارگانه کمیت، کیفیت، نسبت و جهت، زیباشناسی را از دل تجربه ذهنی و فاقد منفعت بیرونی تفسیر می کند. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، در پی آن است تا نشان دهد چگونه دیدگاه متهن می تواند بنیانی زیستی شناختی برای نظریه لذت بی غرض کانت فراهم آورد. یافته ها نشان می دهند این دو رویکرد، با وجود خاستگاه های متفاوت، در سطحی عمیق تر، می توانند مکمل یکدیگر باشند.