بررسی ابعاد و علل فرعی انگاری تبلیغ دینی در حوزه علمیه و راهبردهای پیش رو(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تبلیغ دینی به مثابه رسالت محوری انبیای الهی و عنصر هویتی بنیادین حوزه علمیه، همواره نقشی اساسی در حفظ و گسترش آموزه های اسلامی ایفا کرده است. در متون دینی، تبلیغ وظیفه ای الهی و راهبردی برای هدایت بشر دانسته شده و مورد تأکید قرار گرفته و از دیرباز در ساختار علمی و اجتماعی حوزه های علمیه جایگاه ویژه ای داشته است. با این حال، در دوران معاصر، مشاهده می شود که تبلیغ در اولویت های پایین تری قرار گرفته و این تغییر نگرش، به ویژه در سطح آموزش، پژوهش و تهذیب، منجر به کاهش توجه به تبلیغ شده و تأثیرگذاری آن در تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه اسلامی را کاهش داده است. پژوهش حاضر، با استفاده از روش تحلیل مضمون و مدل تحلیل لایه ای علت ها (CLA)، ابعاد و علل این پدیده را در چهار سطح لیتانی، ساختاری، گفتمانی و استعاری بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد در سطح لیتانی، نشانه هایی مانند اصالت فقاهت در نظام آموزشی، حاشیه نشینی آموزش تبلیغ و گسست تبلیغ از زمانه مشاهده می شود. در سطح علل اجتماعی؛ عللی نظیر؛ نظام ارزشی حاکم بر حوزه، تغییرات فضایی مدارس، و ضعف پشتیبانی، در لایه گفتمانی؛ مواردی همچون؛ بسیط انگاری تبلیغ، فهم نامتوازن از مردم پایه بودن آن و در سطح استعاری و نمادین، مواردی نظیر؛ «منبریّ»، «آخرین پناهگاه ناکامان» به دست آمده است. این نتایج نشان می دهد که اعاده جایگاه تبلیغ دینی در برنامه های حوزه های علمیه تاثیرات شگرفی در باسازی هویت دینی جامعه اسلامی و مقابله با چالش های ملی، جهانی و همچنین ایجاد حرکت های عمومی در جهت اقامه حدود الهی و صدور گفتمان اسلامی به سایر جوامع معاصر داشته باشد