بررسی پیکره بنیاد واژه «مرگ» در اشعار فارسی با تکیه بر نظریه استعاره مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۲۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
359-380
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی مفهوم مرگ با تکیه بر نظریه استعاره های مفهومی در دو آثار مثنوی و شاهنامه پرداخته است با این هدف که مشخص سازد برای عینی سازی مفهوم انتزاعی مرگ از چه حوزه هایی در مبدأ بهره برده اند. روش پژوهش حاضر، پیکره بنیاد از نوع توصیفی - تحلیلی است. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار واژه نمای Ant Conc استفاده شده است. نتایج نشان داد مولانا از تعداد ٢٤ مبدأ و فردوسی نیز از تعداد ١٩ مبدأ بهره جسته اند. طبق نتایج حاصل از مقایسه داده ها تعداد ٩ حوزه در میان دو آثار مشترک است. در نگرش فردوسی مرگ بیشتر یک موجود ترسناک و ویرانگر است که فضایی از نیستی و نابودی ویرانی را به همراه دارد اگرچه در اشعار مولانا مرگ گاهی خوشایند و گاهی ناخوشایند به تصویر کشیده شده که از طرفی فضایی پر از درد و وهم و از طرفی هم فضایی با رهایی، حکمت و رشد را تداعی می سازد؛ بنابراین، می توان گفت موضوع و محتوای اشعار بررسی شده در تصویرسازی مفاهیم و همچنین نوع نگرش شاعر به این مفاهیم تأثیرگذار است.