ملیکا رمزی

ملیکا رمزی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

Echoes of Empowerment: Unraveling Feminine Agency in Geoffrey Chaucer’s “The Wife of Bath” and Sadegh Hedayat’s “Alavieh Khanoum”

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۹
The concepts of power, discipline, and resistance lie at the heart of Michel Foucault’s philosophy and provide a productive framework for analyzing the complex portrayals of female agency in literature. The present comparative study examines Geoffrey Chaucer’s The Wife of Bath from The Canterbury Tales (1476) and Sadegh Hedayat’s “Alavieh Khanoum” (1950) through a Foucauldian lens, focusing on how both female protagonists navigate patriarchal structures in their respective socio-historical contexts. Unlike previous readings that analyze each character independently or within psychological and sociological frameworks, this research applies Foucault’s concepts of disciplinary societies, bio-power, counter-conduct, and technologies of the self to explore how power operates through marriage, religion, superstition, and performance. The study investigates whether these women can transcend dominant discourses or merely reproduce them through tactical compliance. The findings reveal that both the Wife of Bath and Alavieh Khanoum perform acts of resistance that generate only echoes of empowerment, as their agency remains circumscribed by the very patriarchal systems they seek to subvert. Ultimately, their circular narratives demonstrate the inescapability of disciplinary power, where rebellion is both enabled and constrained by the mechanisms of discourse itself.
۲.

واقع نمایی و بازنمایی در فلسفه و سینما: بررسی نقادانه فیلم مرد عوضی اثر آلفرد هیچکاک با اشاره به نظریه آندره بازَن(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۸۰ تعداد دانلود : ۴۸۰
مسئله چیستی «واقعیت» و چگونگی بازنمایی آن در آثار هنری و ادبی از دیرباز یکی از مهم ترین دغدغه های هنرآفرینان و نظریه پردازان بوده است. اوج آن اواسط سده نوزدهم بود که به دنبال تحولات علمی و اجتماعی، از جمله اختراع دوربین عکاسی، نقاشان و نویسندگان اروپایی با صراحت و جدیت بیشتری به این موضوع پرداختند که حاصل آن شکل گیری جنبش «رئالیسم» (واقع نمایی) با هدف ثبت دقیق و عینی نگرانه واقعیت خارجی، به ویژه واقعیت های جامعه و وضع طبقه های پایین، بود. فیلم مرد عوضی ساخته آلفرد هیچکاک (1957) فیلمی داستانی بر اساس روی دادی واقعی و شامل بسیاری از مضمون های رئالیسم است. ادعای خود کارگردان این بوده که فیلم او «مستند» و بازنماینده حقیقت است، بدون هیچ دخلی و تصرفی. پس از شرح تطبیقی و موجز مفهوم های «واقعیت» و «واقعیت نمایی» در فلسفه و سینما، پژوهش حاضر این فیلم را بر اساس نظریه آندره بازَن درباره سینمای رئالیستی تحلیل می کند تا نشان دهد که، به رغم ادعای فیلم ساز و وجود برخی ویژگی های واقع نمایانه، آیا در نهایت می توان این فیلم را اثری رئالیستی در شمار آورد یا نه. تحلیل این فیلم نشان می دهد که مرد عوضی نه فقط عاری از جنبه های ذهن محور نیست، بلکه طبق گزارش های موجود چندان هم به ماجرای واقعی وفادار نبوده است و با تعریف بازن از رئالیسم مطابقت نمی کند. پژوهش حاضر، به این ترتیب، به این بحث می رسد که، با فرض وجود مستقل واقعیت عینیِ بیرونی، آیا اصولاً بازنمایی وفادارانه و بی طرفانه آن در رسانه های هنری، از جمله سینما و ادبیات، ممکن است یا خیر.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان