مطالعه پدیدارشناختی اضطراب بارداری در میان زنان باردار شهر تبریز
حوزههای تخصصی:
زمینه: اضطراب بارداری به عنوان یکی از شایع ترین چالش های روان شناختی دوران بارداری، می تواند پیامدهای نامطلوبی بر سلامت مادر، جنین و رشد بلندمدت کودک برجای بگذارد. با توجه به پیچیدگی و چندبُعدی بودن این پدیده، بررسی تجربیات زیسته زنان باردار برای درک عمیق تر ابعاد و عوامل مؤثر بر آن ضروری است. هدف: هدف این پژوهش، واکاوی اضطراب بارداری بر اساس تجربیات زیسته زنان باردار شهر تبریز بود. روش: این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. تعداد ۲۰ نفر از زنان باردار ساکن شهر تبریز به روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری (تا زمانی که داده های جدید مضمون جدیدی ایجاد نکردند) انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق (با میانگین زمان ۴۵ تا ۶۰ دقیقه) جمع آوری و با روش تحلیل مضمون کُلایزی در نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند. فرآیند تحلیل شامل کدگذاری باز، محوری و گزینشی و استخراج مضامین اصلی و فرعی بود. جهت اطمینان از اعتبار پژوهش، معیارهای چهارگانه (Guba & Lincoln) از جمله تأیید مضامین توسط مشارکت کنندگان و تنوع نمونه رعایت شد. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به شناسایی چهار مضمون اصلی و ۱۲ مضمون فرعی شد: ۱- بُعد فیزیولوژیکی (علائم جسمانی، سابقه بیماری های خاص و عادات غلط)؛ ۲- بُعد روان شناختی (ویژگی های شخصیتی، احساسات، افکار و تجارب استرس زای اخیر)؛ ۳- بُعد فرهنگی (نبود گروه های آموزشی- حمایتی، تفکرات قالبی و باورهای نادرست، و ضرورت تقویت معنویت با کمک متخصصان)؛ ۴- بُعد اجتماعی-اقتصادی (ارتباطات و حمایت های اجتماعی، و مشکلات مالی و عدم رفاه اقتصادی). این مضامین در تعامل با یکدیگر، تجربه منحصربه فرد اضطراب بارداری را شکل می دادند. نتیجه گیری: یافته ها ضرورت مدیریت اضطراب بارداری با رویکردی چندوجهی و کل نگر را تأیید می کنند که ابعاد فیزیولوژیک، روان شناختی، فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی را همزمان پوشش دهد. طراحی مداخلات آموزشی- حمایتی جامع و بازنگری سیاست های بهداشتی و اجتماعی مبتنی بر این ابعاد، می تواند گامی اساسی در کاهش اضطراب بارداری، ارتقای سلامت روان مادران و بهبود پیامدهای بارداری باشد.