یکی از شاخه های عرفان اسلامی در مکتب های عرفان شیعی قابل مطالعه است. در میان آن ها طریقت حروفیه که به همت فضلّ الله استرآبادی یا حروفی (شهادت 804 ق.) تأسیس شده، جهان بینی خاصی بر اساس حروف تدوین نمود. یکی از دیدگاه های خاص آن ها «وحدت وجود بالحروف» است که به خوبی مطالعه نشده است و مخالفت هایی با حروفیه را در پی داشته است. در این مقاله با روش تحلیل عقلی و با استناد به منابع اولیه حروفیه، نگاهی دیگر به دیدگاه آنان ارائه می دهد و با ریشه یابی نظریه وحدت وجود در عرفان اسلامی به بررسی ادعای حروفیه می پردازد و با استناد به فضایی که این مکتب در آن پرورش یافته است به خوانشی جدید از نظریه آنان می پردازد و به این نتیجه می رسد که نظریه وحدت وجود در عرفان اسلامی تاریخی مستمر و پرمایه دارد که یک فصل از آن را باید در عرفان شیعی و طریقت حروفیه پیداکرد که از اصول خود تخطی نکرده، بلکه از حروف و اعداد برای بیان همان اندیشه بهره گرفته است.