بازخوانی مفهوم ساخت واژه «قَاسَمَهُما» در آیه شریفه «وَقَاسَمَهُما إِنِّی لَکُما لَمِنَ النَّاصِحین»
آرشیو
چکیده
یکی از جلوه های اعجاز قرآن کریم، واژه گزینی دقیق و هدفمند آن است. قرآن، هم در انتخاب واژگان و هم در کاربرد آن ها در بافت های گوناگون زبانی، هماهنگ با سیاق معنایی و واقعیت بیرونی عمل می کند. یکی از واژگان قرآنی که مورد توجه مفسران قرار گرفته و دیدگاه های متعددی درباره مفهوم شناسی آن مطرح شده، ساخت واژه «قاسَمَهُما» در آیه «وَ قاسَمَهُما إِنِّی لَکُما لَمِنَ النَّاصِحینَ» (اعراف: ۲۱) است که تنها یک بار در قرآن به کار رفته است. این پژوهش با روش تحلیلی–توصیفی به بررسی مفهوم این واژه پرداخته و دیدگاه های مفسران را نقد و تحلیل می کند. یافته های تحقیق نشان می دهد که مفسران هشت معنا برای این واژه ارائه کرده اند، از جمله: ثلاثی مجرد، تعدیه ثلاثی مجرد، باب إفعال، مشارکت، مبالغه، اجتهاد، موالات و تکرار. با بررسی ساختار واژه و تحلیل سیاق آیه، و با توجه به واقعیت بیرونی جریان، پژوهش حاضر به این نتیجه می رسد که مفهوم اصلی این ساختار، دلالت بر «تکرار و استمرار پدیده سوگند» دارد. به این معنا که ابلیس برای فریب آدم و حوا، سوگندهای متعددی ادا کرد تا اعتماد آنان را جلب کند. این نتیجه، نشان دهنده انتخاب حکیمانه واژگان در قرآن کریم و هماهنگی آن ها با سیاق آیات است.قراءه نقدیه لمفهوم صیغه "قَاسَمَهُمَا" فی الآیه الکریمه "وَقَاسَمَهُمَا إِنِّی لَکُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ"
یُعدّ اختیار الألفاظ من أبرز مظاهر الإعجاز البیانی فی القرآن الکریم، إذ یتّسم النص القرآنی بدقّه انتقاء مفرداته وملاءمتها للسیاقات اللغویه المختلفه، بما ینسجم مع المنظومه الدلالیه والواقع الخارجی. ومن الألفاظ التی أثارت اهتمام المفسرین وتعددت آراؤهم حول دلالتها، صیغه "قَاسَمَهُمَا" الوارده فی قوله تعالى: ﴿وَقَاسَمَهُمَا إِنِّی لَکُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ﴾ (الأعراف: 21)، وهی صیغه لم ترد إلا مره واحده فی القرآن الکریم. یتناول هذا البحث مفهوم هذه الصیغه بالتحلیل والنقد، مستخدمًا المنهج الوصفی التحلیلی، مع مراجعه دقیقه لآراء المفسرین. وقد توصّلت الدراسه إلى أنّ المفسرین قدّموا ثمانیه تفسیرات مختلفه لهذه الکلمه، وهی: الفعل الثلاثی المجرد، التعدیه من الثلاثی، صیغه الإفعال، المشارکه، المبالغه، الاجتهاد، الموالاه، والتکرار. وبعد تحلیل البنیه الصرفیه والسیاق القرآنی، مع مراعاه الواقع الخارجی للقصه، خلص البحث إلى أنّ الدلاله الأقوى لهذه الصیغه تشیر إلى "التکرار والاستمرار فی الحلف"، أی أنّ إبلیس قد أقسم لآدم وحواء مرارًا وتکرارًا، بهدف خداعهما واستدراج ثقتهما. وتُبرز هذه النتیجه الحکمه البالغه فی اختیار الألفاظ القرآنیه، وانسجامها العمیق مع السیاق الدلالی للآیات.








