آرشیو

آرشیو شماره ها:
۸۰

چکیده

متن

واپسین ماههاى عمر پیامبر خدا(ص) همانند ابر رحمت از روى سر مردم آن روز مى‏گذشت. آن بزرگوار همراه هزاران میهمان دیگر خانه خدا، که از ضیافت رسمى حضرت حق برمى‏گشتند، به نزدیکى سرزمین «جحفه‏» رسید. در آخرین محدوده میقات، جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و اولین پیام رسالت‏بعد از توحید را، که اهمیتش به اندازه‏23 سال رسالت‏بود، بر پیامبر(ص) ابلاغ کرد تا او براى آخرین بار پیام ولایت (1) را بازگوید و حجت را بر مردم آن روز و نسل‏هاى آینده تمام کند. از اینرو در آن جمعه مبارک در سه منزلى میقات جحفه (2) فرمان تجمع حاجیان از بیت‏برگشته را صادر کرد. بلال اذان نماز را شروع نمود و پیامبر خدا(ص) کلام وحى نازل شده بر خویش را چنین زمزمه کرد:
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته، و الله یعصمک من الناس ان الله لا یهدى القوم الکافرین (3) .
اى پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده کاملا به مردم برسان; اگر آن را [به جهاتى مانند تقیه و ...] ابلاغ نکنى، رسالت‏خداوند را انجام نداده‏اى. خداوند تو را از جمیع خطرات [احتمالى] نگاه مى‏دارد و خداوند جمعیت کافران [لجوج] را هدایت نمى‏کند.
پس از اجتماع مردم، درست کردن جایگاهى از جهاز شتران براى پیامبر گرامى اسلام و برگزار شدن نماز ظهر به جماعت (4) ، رسول خدا(ص) در برابر آنان ایستاد، ولى ایستادنش هیات خاصى داشت; زیرا مى‏خواست وحى را ابلاغ کند و در آخرین حج‏خود به آنان بگوید که، خلا وجودى رسالت را امامت پر خواهد کرد، وصایت جایگزین آن خواهد شد و زمین از حجت‏خالى نخواهد بود. شما در پناه زعامت وصى من به سعادت همیشگى خواهید رسید. او پرچمدار دینى، سیاسى، اجتماعى و الهى شما خواهد بود و شما را به ساحل نجات خواهد رساند.
تثبیت امامت توسط پیامبر(ص)
پیامبر گرامى اسلام(ص) به خاطر حساسیت و موضع‏گیرى‏هاى بعضى از افراد در برابر اعلان وصایت على بن‏ابى‏طالب(ع) آن را براى مدتى پنهان داشته، و ابلاغش را به تاخیر انداخته بود. حال تصمیم داشت این امر عظیم و پر برکت را اعلام کند. بنا بر این سکوت مردم را شکست و سخنانش را چنین آغاز کرد:
ایها الناس انى قد نبانى اللطیف الخبیر...
اى مردم، بخشنده نعمت‏ها و آگاه به دقایق خلقت‏به من خبر داد که هر پیامبرى نصف پیامبر قبلى خویش عمر کرده است و من گمان دارم که بزودى باید دعوت خداى را اجابت کنم. همانا من و شما همگى مسؤولیم; آیا من رسالتم را به شما نرسانده‏ام؟!
همگى پاسخ دادند: ما گواهیم که تو رسالت‏خویش را انجام دادى، ما را پند دادى و در راه خدا جهاد کردى; خداوند جزاى خیر به شما عنایت کند.
بعد همگى خداى را بر گفتار خویش شاهد گرفتند. آنگاه پیامبر خدا(ص) فرمود: آیا شما بر اینکه خداوند تنها معبودى است، جز او معبودى نیست، محمد بنده و پیامبر اوست و بهشت و دوزخ و برانگیخته شدن بعد از مرگ امرى حتمى است،شهادت‏ندادید؟
همگى در جواب گفتند: آنچه را فرمودى مورد گواهى و اقرار ما است.
بعد فرمود: بارالها، خود بر تصدیق اینان گواه باش.
سپس چنین ادامه داد: اى مردم، خداوند ولى و سرپرست و اختیاردار من است و من بر شما و همه مؤمنان ولایت دارم. آگاه باشید، هر کسى که من ولى او بودم، على ابن‏ابیطالب[علیه السلام] مولاى او خواهد بود. پروردگارا، هر کس او را دوست دارد، دوست‏بدار و هر کس با وى دشمنى کند، دشمن بدار (5) .
واقعه غدیر و راویان
روایات بیانگر واقعه غدیر، خطبه پیامبر خدا(ص) و معرفى على بن‏ابى‏طالب به وسیله آن حضرت، متواتر است و بیشتر کتب تفسیرى و تاریخى اهل سنت و شیعه را فرا گرفته است. محدثینى چون ابوسعید خدرى و عبدالله بن‏عباس، هر یک به طور جداگانه، حدیث غدیر را با یازده طریق نقل کرده‏اند و براء بن‏عاذب آن را با سه طریق باز گفته است; افراد دیگرى مانند جابر بن‏عبدالله انصارى، عمار یاسر، سلمان فارسى، عمر بن‏خطاب، زید بن‏ارقم و همسرش نیز آن را نقل کرده‏اند (6) .
دانشمند عالى مقام، پاسدار بزرگ ولایت‏حضرت علامه امینى(ره) در این باره چنین مى‏نویسد: حدیث غدیر را یکصد و ده تن از صحابه و یاران پیامبر خدا(ص) و نیز هشتاد و چهار نفر از تابعین نقل مى‏کنند.
آن بزرگوار سپس از سیصد و شصت نفر از نویسندگان و کتب معروف اسلامى نقل‏مى‏کند: حدیث غدیر از قطعى‏ترین روایات متواتر است. چنانچه کسى در تواتر این روایت تردید کند، نمى‏تواند هیچ حدیث متواتر دیگرى را بپذیرد (7) .
امت در پرتو امامت
اعلان امامت على بن‏ابى‏طالب(ع) طرفداران اسلام ناب محمدى(ص) را مسرور کرده، سره را از ناسره و طالبان حقیقت را از جویندگان زر و زور جدا کرد. تزویرگرانى که حالاتشان نشان‏دهنده معتقدات و بینش آنان بود. خداوند این دو پیامد مهم را براى پیامبرش چنین بازگو مى‏کند:
الیوم یاس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم اخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دینا (8) .
یاس و ناامیدى کافران، کوردلان از خدا بى‏خبر که اسلام حقیقى را پنهان داشتند را فرار گرفت، شما از [تحرکات] آنان هیچ وحشتى به خود راه ندهید و فقط از من بترسید. [به مؤمنین بگو] امروز [با نصب امامت و رهبرى] دین شما را کامل و نعمتهاى خود را بر شما تمام کردم و اسلام را براى شما دین قرار دادم.
بعد از معرفى پیامبر خدا(ص) نیروهاى متعهد و مؤمن پیشواى خود را یافتند و سعى کردند در همه دوران کارهاى خود را بر محور وجودى امامشان انجام دهند. آنها حضرت على(ع) را چنان یافتند که پیامبر(ص) فرموده بود:
على مع الحق و الحق مع على یدور معه حیثما دار (9) هر جا على وجود دارد حقیقت آنجاست و هر جا حقیقت است على آنجاست همیشه گفتار، کردار و وجود على بن‏ابى‏طالب(ع) محور حق است.
بدین ترتیب غدیر روز بلوغ حق، عزت، شکوه و توان اسلام شد. در آن روز امامت عزت و امید نبوت شد. مردم از عمق جان دست على را مى‏فشردند و مى‏گفتند: بخ، بخ لک یا على اصحبت مولاى و مولى کل مؤمن و مؤمنة (10) ; آفرین بر تو، آفرین بر تو اى فرزند ابوطالب; تو مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان با ایمان شدى.
حسان بن‏ثابت، شاعر معروف، آن روز از پیامبر خدا (ص) اجازه خواست و در باره واقعه بزرگ اسلامى چنین سرود:
ینادیهم یوم الغدیر نبیهم بخم و اسمع بالرسول منادیا فقال و من مولاکم و ولیکم فقالوا و لم یبدوا هناک التعادیا الهک مولانا و انت ولینا فلن تجدن منا لک الیوم عاصیا فقال له قم یا على فاننى رضیتک من بعدى اماما و هادیا فمن کنت مولاه فهذا ولیه فکونوا له اتباع صدق موالیا هناک دعا اللهم وال ولیه و کن للذى عادى علیا معادیا (11)
پیامبر خدا(ص) آنان را در روز غدیر ندا داد، چه نداى ارزشمندى. او فرمود: مولاى شما و سرپست‏شما چه کسى است؟ آنان بى‏درنگ گفتند: خداى تو مولاى ماست و تو سرپرست و ولى امر مایى. ما هرگز از فرمان تو سرپیچى نخواهیم کرد. در آن هنگام، پیامبر(ص) به على فرمود: برخیز من تو را انتخاب کردم تا بعد از من امام و رهبر باشى. بعد فرمود: هر کس من مولا و رهبر اویم این مرد مولا و رهبر او خواهد بود; پس شما همگى، از سر صدق، از او پیرورى کنید. بارالها، دوست او را دوست‏بدار و دشمن او را دشمن بدار.
رسول خدا(ص) از حسان بن‏ثابت تقدیر و تشکر کرد و از خداوند خواست پیوسته او را با روح‏القدس تایید کند (12) ; زیرا او از آرمان پیامبر(ص) که تثبت جانشینى على‏بن ابى‏طالب بود حمایت کرده، مردم را نیز به حمایت طلبید. اشعار او براى همیشه در تاریخ باقى ماند و سند عزت و افتخارش شد.
عید غدیر سنت جاوید
پیامبر خدا(ص) دوست داشت عید غدیر، که جشن ولایت و تعیین رهبرى است، براى همیشه باقى بماند و مسلمانان در همه اعصار آن را زنده و جاوید بدارند; زیرا یاد على، نام على و غدیر على چیزى جز استمرار رسالت و اسلام ناب محمدى(ص) نیست. در بسیارى از کتابهاى تاریخى چنین مى‏خوانیم: در روز غدیر، بعد از انتصاب على بن‏ابى‏طالب(ع) به جانشینى پیامبر(ص)، رسول خدا در خیمه اختصاصى خویش نشست و فرمان داد امیر مؤمنان(ع) در خیمه دیگرى به تنهایى بنشیند. سپس دستور داد تا همه مردان، یکى پس از دیگرى، داخل خیمه آن حضرت شوند و بر امام و رهبر آینده خویش تبریک و تهنیت گویند. چون مردان همگى تبریک گفتند، رسول خدال(ص) به زنان نیز فرمان داد تا داخل خیمه آن حضرت شوند و تبریک گویند. پس زنان نیز تبریک گفتند (13) .
این فرمان پیامبر خدا(ص) معنایى جز بیعت نداشت. آن حضرت دوست داشت این سنت الهى براى همیشه در میان مسلمانان باقى بماند و عیدى از اعیاد مسلمین شود.
امام صادق(ع) در جمع یارانش بود; از عید غدیر و هجدهم ذى‏حجه سال دهم هجرى سخن به میان آمد، آن حضرت از جدش پیامبر خدا(ص) چنین نقل کرد:
یوم الغدیر افضل اعیاد امتى و هو الیوم الذى امرنى الله - تعالى ذکره - فیه بنصب اخى على بن‏ابى‏طالب علما لامتى یهتدون به من بعدى و هو الیوم الذى اکمل الله فیه الدین و اتم على امتى فیه النعمة و رضى لهم الاسلام دینا (14) ;
برترین عیدهاى امت من روز غدیر است و آن روزى است که خداوند مرا امر کرد که على [علیه السلام] را رهبر امت اسلامى قرار دهم تا مردم بعد از من به وسیله او هدایت‏شوند; و آن روزى است که خداوند [با اعلام وصایت و امامت على(ع)] دین خویش را کامل و نعمت‏هایش را بر امت تمام کرد; و دین اسلام را [به عنوان آیین همیشگى] براى آنان انتخاب کرد.
«امام رضا(ع) و عید غدیر»
فیاض بن‏محمد طوسى، که 90 سال از عمرش گذشته بود، در سال‏259 ه.ق در طوس در برابر جمعى چنین گفت: روز عید غدیر همراه گروهى در خدمت على بن‏موسى‏الرضا (علیه السلام) بودیم. آن حضرت به مناسبت عید غدیر همه ما را جهت افطارى نگه داشت، براى خانواده‏هاى این گروه غذا فرستاد و لباس و انگشتر و نعلین هدیه کرد. آنگاه درباره فضیلت روز غدیر و آنچه پیش آمده بود سخن گفت و از پدر گرامى و اجدادش چنین نقل کرد: در زمان جدم امیرالمؤمنین (علیه السلام) عید غدیر با روز جمعه مصادف شد، حضرت آن روز نماز جمعه را اقامه کرده، خطبه‏اى مفصل خواند و مردم را به برپا داشتن عید ولایت و وصایت‏بسیار تشویق و ترغیب کرد. آنگاه حضرت رضا(ع) خطبه جدش را براى ما نقل کرد (15) .
پس برگزارى عید سعید غدیر خواسته پیامبر خدا(ص) اهل بیت(ع) و همه مسلمانان بوده است. از سوى دیگر، بنى‏امیه و بنى‏عباس همواره سعى مى‏کردند مراسم عید سعید غدیر به فراموشى سپرده شود، زیرا احیاى این سنت الهى چیزى جز مشروعیت‏حکومت اهل بیت - علیهم السلام - نبود. از این رو تا نیمه قرن چهارم این شعار اسلامى از سوى حکومتها فراموش شده بود. سر انجام وقتى که آل‏بویه قدرت پیدا کرد، عید سعید غدیر را رسمیت‏بخشید. در سال 352 ه.ق معزالدوله مراسم عید غدیر و نیز سوگوارى عاشورا در دربار برپا کرد. در سایه حکومت آل‏بویه این مراسم بتدریج در گوشه و کنار علنى شد (16) .
به هر حال، عید سعید غدیر در تاریخ فراز و نشیب بسیار دیده است و این خود بر اصالت این شعار اسلامى و الهى گواهى مى‏دهد.
فاطمه زهرا(س) براى احیاى حادثه غدیر و تعیین وصایت و ولایت، که خواسته دیرینه رسول خدا(ص) بود، بعد از رحلت پدر در کنار قبور شهداى احد به محمود بن‏لبید فرمود:
«و اعجبا اعجبا انسیتم یوم غدیر خم؟... اشهد الله تعالى لقد سمعت رسول الله [صلى الله علیه وآله] یقول: على خیر من اخلفه فیکم، و هو الامام و الخلیفة بعدى... (17) »
شگفتا، آیا حادثه عظیم غدیر خم را فراموش کرده‏اید؟!... خدا را گواه مى‏گیرم خود شنیدم که رسول خدا(ص) فرمود: على بهترین کسى است که او را در میان شما جانشین خود قرار مى‏دهم، على [علیه السلام] امام و خلیفه بعد از من است...
امروز نیز جشن گرفتن عید سعید غدیر چیزى جز احیاى شعائر اسلامى نیست. برگزارى این عید پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) را خوشحال مى‏کند; پس لازم است در هر کوى و برزنى پرچمهاى شادى برافراشته شود، مؤمنان به دیدار یکدیگر بشتابند و این روز را تبریک گویند.
پى‏نوشتها:
1ء - در تفسیر آیه شریفه: و انذر عشیرتک الاقربین (خویشان نزدیک خود را هشدار ده) آمده است که پیامبر خدا (ص) در اولین مرتبه ابلاغ نبوت در برابر چهل نفر از خویشاوندان خود بعد از ایمان آوردن على(ع) او را جانشین و خلیفه بعد از خود انتخاب کرد. الکامل و التاریخ، ابن اثیر، ج 2، ص‏63; مسند احمد بن‏حنبل، ج 1، ص 111; حقایق پنهان، احمد زمانى، ص 15.
2- در نزدیکى جحفه غدیر خم با فاصله سه میل (5670 متر) واقع شده، در آنجا چشمه آبى جارى بوده، درختان زیادى وجود دارد. پیامبر خدا(ص) در برگشت از حجة‏الوداع على بن‏ابى‏طالب(علیه السلام) را به مقام وصایت و جانشینى خود منصوب کرد. معجم معالم الحجاز، عاتق بن‏غیث البلادى، ج 2، ص 124; جمهرة اللغة، زکى احمد صفوت، ج 1، ص 108.
3- مائده /67.
4- چون پیامبر خدا(ص) همانند دیگران در سفر بود نماز ظهر را به جماعت‏خواند نه جمعه.
5- اصول کافى، ج 1، ص 295، ح‏3; تهذیب، ج‏3، ص‏263، ح‏66; بحارالانوار، ج‏23، ص 141، ح 92.
6- المیزان، ج‏6، ص 60 - 61.
7- الغدیر، ج 1، ص 151 - 14.
8- مائده /3.
9- شرح نهج البلاغه، ابن‏ابى‏الحدید،ج‏18،باب‏77،ص‏72.
10- بحارالانوار، ج 21، ص 388.
11- محمد بن‏على بن‏شهرآشوب، مناقب آل ابى‏طالب، ج‏3، ص‏37; الغدیر، ج 2، ص 34; بحارالانوار، ج 21، ص 388; علماى اهل سنت همچون خوارزمى مالکى و گنجى شافعى و جلال الدین سیوطى نقل کرده‏اند.
12- بحارالانوار، ج 21، ص 388.
13- الغدیر، ج 1، ص 271; از میان کسانى که به آن حضرت تبریک گفت عمر بن‏خطاب بود. او به آن حضرت دست و داد و گفت، هنیئا لک یا ابن ابى‏طالب...مبارک و گوارا باد بر تو مقام وصایت و امامت، اى پسر ابوطالب.
14- بحارالانوار، ج‏97، ص 110; علامه مجلسى(ره) در موسوعه گرانقدر خویش - بحارالانوار - بابى به نام باب فضل یوم الغدیر و صومه باز کرده و روایت مختلفى آورده است.
15- بحارالانوار، ج 94، ص 112.
16- کامل ابن‏اثیر، ج 8، ص‏549.
17- علامه شمس الدین جزرى، اسمى المناقب، ص 32; بحارالانوار، ج‏36، ص‏353; کفایة الاثر، ص‏26; نهج الحیاة، ص 38; غایة المرام، ص‏96; احقاق الحق، ج 1، ص‏7،26; حدیث فوق را فاطمه معصومه - سلام الله علیها - دختر موسى بن‏جعفر(ع) نقل کرده است.

تبلیغات