چکیده

متن

طبق شواهد و جریان‌های تاریخی ـ که به گذشته اشعریان قم مربوط می‌شود ـ  این طایفه شیعه دوازده امامی بوده، چنانچه رفتار و فعالیت‌های مذهبی آنان در قم، این واقعیت را به خوبی ثابت کرده است. گفته‌اند: تشیع در بین اشعریان قم به  حدی فراگیر و همگانی بوده است که به نقل صاحب طبقات الکبری در میان همه محدثان این طایفه فقط دو نفر سنی مذهب وجود داشت که یکی، اشعث بن اسحاق و دیگری، یعقوب بن عبدالله بود.[1]
البته یعقوب هم به قدری متدین و مورد اعتماد بود که به نقل صاحب تهذیب الکمال هر گاه عبدالجبار ـ قاضی سنی مذهب و متعصب ـ وی را می‌دید، می‌گفت: «این مرد، مؤمن آل فرعون است».[2]
مطابق آنچه که از منابع تاریخی استفاده می‌شود، قم پس از استقرار اشعریان در این منطقه، رنگ اسلامی به خود گرفته و به صورت شهر اسلامی در آمد.
اشعریان از زمانی که وارد قم شده و در میان حصارهای زرتشتیان چادر زدند، چادر مستقلی را برای محل عبادت و آشنا کردن مردم با مقررات اسلامی به پا کردند.
آنان به هنگامی که برای سکونت خود از ساختمان و خانه مسکونی استفاده کردند، مسجدی را هم در کنار خانه عبدالله بنا کردند تا در آنجا عبادت کنند و عبدالله مردم را با مسائل اسلامی آشنا سازد.[3]
گفته شده این، اولین مسجدی است که در قم بنا شده و عبدالله تا آخر عمرش در این مسجد عبادت کرده است. البته قبل از آمدن اعراب به قم، از بنای مسجدی در قریه جمکران به واسطه مردی از اهل اسلام به نام «خطاب اسدی» گزارش شده که این شخص به تنهایی در آنجا زندگی و عبادت می‌کرد، بعدها جماعتی از بنی اسد پس از قیام مختار از ناصریه به آنجا آمده و دور آن شخص قرار گرفته و در آنجا سکونت کردند. احتمال داده شده است که آن مسجد، جزو همین « مسجد صاحب الزمان» باید باشد که در جنوب شرقی روستای جمکران است.[4] و به نقل صاحب تاریخ قم از کتاب مونس الحزین فی معرفة الحق و الیقین، صدوق(ره) ـ چنانچه شیخ حسین نوری در نجم الثاقب و کلمه طیبه هم نقل کرده است ـ در شب سه شنبه هفدهم ماه رمضان سال393ق.  امام عصر(عج)، شیخ حسن مثله جمکرانی را در همان محل مسجد به حضور خود خواسته و دستور بنای مسجد را به او داده است.[5]
مسجد جامع (جمعه) کهنه قم ـ در نزدیکی خیابان آذر ـ که کتیبه بالای ایوان از تعمیر سال 529ق. حکایت دارد، احتمالاً از بناهای قرون اول و یا دوم هجری باشد.[6]
در خصوص مسجد امام حسن عسکری(ع) نیز چنین نقل شده است که احمد بن محمد برقی (م حدود 274ق.) آن را به دستور شخص  امام عسکری(ع) بنا کرده و سرداب سمت غربی آن جزو بنای  اولیه این مسجد است.[7] مسجد جامع دیگری را بعد از آن، ابوصدیم در سال  265ق. بنا کرده است که پس از بنای آن، مسجد عبدالله را «مسجد عتیق» نامیده‌اند.[8]
به هر حال، وقتی بین اشعریان مهاجر و مجوسیان بومی در اوائل دهه چهارم قرن دوم هجری اختلاف افتاد ، اشعریان بر مجوسیان پیروز شده و امور منطقه را به دست گرفتند؛ اعراب همسو با اشعریان از عراق و دیگر مناطق اسلامی به این سو روی آورده و کنار اشعریان قرار گرفتند.
اعراب برای سکونت خود، شهر جدیدی را در منطقه قم بنا کردند که این شهر در کنار قم قدیم، هم مسلمانان مؤسس و هم مسلمانان تازه وارد و بومیان تازه مسلمان را در خود جای داد، و در مدت کوتاهی به مهم‌ترین پایگاه شیعه در مرکز ایران و محل نشر علوم اهل بیت: تبدیل گردید. [9]
به هر حال، حرکت تفکر شیعی در قم پس از استقرار اعراب در این منطقه به وجود آمد، و با تجمع و اقتدار آنان در این شهر، قبل از نیمه‌های قرن دوم هجری به سرعت گسترش یافت و بدین ترتیب تا نیمه‌های قرن دوم هجری به خوبی ظاهر و رایج گردید.
گفته‌اند: به هنگامی که در تمام بلاد ایران جز تسنّن و یا مذهب زرتشتی که آیین سابق  اهل این سرزمین بود، مذهبی پیروی نمی‌شد، مردم قم «مذهب تشیع» را پیروی می‌کردند و زمانی که شیعیان  اهل بیت: به رمز و اشاره از پیشوایان خود نام می‌برده، قمی‌ها مذهب تشیع را تبلیغ می‌کردند، علاوه بر اینکه خود عبدالله «بزرگ اشعریان» شخص عابد و زاهد و مروّج تشیع بوده. بنا به نقل صاحب تاریخ قم، نخستین کسی از طایفه  اشعری که اظهار به تشیع نموده و برای ترویج آن کوشش کرد، و آن را ظاهر ساخت، موسی بن عبدالله بوده است. این شخص از تربیت یافتگان محله شیعه نشین کوفه، امامی مذهب و از اصحاب امامان باقر و صادق8 شمرده شده است.[10]
باز او می‌نویسد: به هنگامی که اشعریان در صدد ترویج مذهب و اعتقاد خود برآمدند امامزادگان، علویان، محدثان و فقیهان امامیه را از گوشه و کنار شهرهای کوفه، بغداد ، مدینه و .... به شهر قم فراخوانده و برای آنان وسایل زندگی فراهم کرده، و آنان را برای نشر احادیث و فقه اهل بیت: واداشتند،[11] که این فعالیت‌ها به ظهور تشیع در این منطقه منتهی گردید.
اشعریان همان‌طوری که انتقال دهندگان مذهب تشیع از کوفه به قم و مروجان آن در این منطقه بودند، جزو حاملان احادیث اهل بیت و انتشار دهندگان آن در این نواحی نیز به حساب می‌آیند.
آنان در زمان  امامت امام محمد باقر(ع) که مصادف بود با اواخر دوران امویان، با وجود اینکه به شدت تحت تعقیب بودند، برای ارتباط با آن حضرت به نهایت کوشش داشتند. در منابع تاریخی، چهار نفر از طایفه  اشعریان جزو کسانی شناخته‌ شده‌اند که شرفیاب حضور امام باقر(ع) شده و از آن حضرت حدیث شنیده‌اند؛ مثل موسی بن عبدالله[12] که جزو اصحاب امام باقر و امام صادق8 و راوی احادیث آن‌ها بود.
در اوایل دوران عباسیان و به هنگامی که آوازه تعلیمات مکتب امام صادق(ع) از مدینه در سراسر بلاد اسلامی آن زمان به گوش می‌رسید،[13] شهر قم جماعتی از شاگردان این مکتب را به خود اختصاص داد.[14]
طبق آنچه که از کتب رجال قدیم استفاده می‌شود، عمران بن عبدالله و برادرش عیسی بن عبدالله اشعری، اول کسانی از طایفه اشعری بودند که در محضر امام صادق(ع) حاضر شده و جزو راویان احادیث آن حضرت قرار گرفتند.
بنا به نقل برخی از محققان شیعه گر چه در کتب رجالی ما، کسانی که در بین  اصحاب امام باقر و امام صادق8 به نام قمی مشخص شده و احادیث آن حضرت را نقل کرده‌اند، از ده نفر تجاوز نمی‌کند ولی از زمان امامت علی بن موسی الرضا(ع) به بعد، بیشترین راویان شیعه را اهل قم تشکیل داده است.[15]
و به نقلی دیگر، تعداد دوازده نفر از فرزندان عبدالله بن سعد اشعری، جزو اصحاب و راویان حدیث امام صادق(ع)، و بالغ بر صد نفر از این خاندان، جزو اصحاب و راویان حدیث ائمه پس از آن حضرت بوده‌اند.[16]
طبق تحقیقاتی که برخی دیگر از محققان اسلامی انجام داده‌اند، در مجموع 83 نفر محدث و فقیه اشعری شناخته شده که از زمان سکونت این طایفه در قم تا ابتدای قرن پنجم (به مدت سه قرن) در این شهر زندگی کرده‌اند.
از این جمعیت، تعداد 57 نفر صحابی ائمه‌اند که از ایشان 4 نفر صحابی امام باقر، 16 نفر صحابی امام صادق، 14 نفر صحابی امام کاظم، 21 نفر صحابی امام رضا، 20 نفر صحابی امام جواد، 15 نفر صحابی امام هادی، 13 نفر صحابی امام حسن عسکری:  و 3 نفر از مرتبطان و صاحبان مکاتبه با امام زمان(عج) هستند.[17]
(چون بعضی از این اصحاب بر حسب مصاحبت با بیش از یک امام، در شمارش اسامی تکرار شده است لذا رقم برآورده شده از تعداد اصحاب، با رقم داده شده در ابتدا، منطبق نمی‌گردد).
و از مجموع 83 نفر عالم اشعری تعداد 38 تن در قرن دوم، 33 تن در قرن سوم و 7 نفر در قرن چهارم می‌زیسته‌اند... .[18]
ذکریا بن آدم اشعری، عمران بن محمد بن عمران اشعری و سعد بن سعد بن احوص اشعری و زکریا بن ادریس بن عبدالله را به عنوان نمونه از صحابیان بزرگ اشعری قم در قرن دوم هجری می‌توان نام برد.
این اعاظم از علمای بسیار جلیل القدر و مورد توجه  ائمه: بوده‌اند.
ذکریا بن آدم که از اصحاب امامان صادق، کاظم، رضا و جواد: و از خواص امام رضا(ع) بود،[19] به هنگامی که در پیش امام رضا(ع) از قوم خود گلایه نمود و گفت که می‌خواهد از میان آنان بیرون برود، امام او را از  این کار نهی نموده و فرمود:
«به سبب تو، بلا از اهل بیتت(قومت) دفع می‌شود، همان‌طوری که به سبب امام کاظم(ع)  بلا از اهل بغداد دفع می‌گردید».[20]
و به مضمون روایت دیگری، به هنگامی که شخصی از دوری راه و عدم امکان دسترسی او به امام رضا(ع) در اخذ مسائل دینی شکوه کرد، امام در جواب او فرمود:
«ذکریا بن آدم قمی، امین در دین و دنیای شماست».[21]
 و به هنگامی که ذکریا بن آدم از دنیا رفت، امام جواد(ع) برای او دعای خیر نمود و فرمود:
«او به من وفا کرده است».[22]
و در وفات او از سوی خاندان اهل بیت (امام جواد و امام هادی8) اطلاعیه‌ای صادر شده و در آن اطلاعیه، ضمن تمجید از او، برایش دعای خیر از خداوند خواسته شده است.[23]
عمران از اصحاب امام صادق(ع) بود، امام در ضمن دعایی که در حق او نموده، از خداوند خواسته است که او را در سایه رحمت خود قرار دهد.[24] و به مضمون روایت دیگری، آن حضرت او را نجیبی از نجیبان بر شمرده است.[25]
سعد بن سعد از اصحاب امامان کاظم، رضا و جواد: بوده،[26]  و امام جواد(ع) در حق او چنین دعا نموده است:
«خداوند، سعد را از جانب من خیر دهد. او نسبت به من به خوبی وفا کرد».[27]
ذکریا بن ادریس اشعری از اصحاب امامان صادق، کاظم و رضا: بود.[28]
ذکریا بن آدم نقل می‌کند: به هنگام مرگ ذکریا بن ادریس در خدمت امام رضا(ع) بودم، امام درباره او پرسشی نمود و بعد به وی رحمت فرستاد.[29]
این بزرگواران از جمله کسانی هستند که ائمه معصوم: با تقدیم هدایای خاص مانند: لباس، انگشتر و ... نسبت به آنان اظهار محبت می‌کردند.[30] این جماعت و امثال  آنان هستند که امامان: در حق شان فرموده‌اند: «اگر قمی‌ها نبودند، دین به یقین ضایع می‌گردید».[31]
دانشوران دیگر
احمد بن مالک قمی اشعری، از اولاد مالک بن احوص و راوی احادیث امام رضا(ع) در فضایل اهل بیت:. [32]
ابراهیم بن محمد قمی، از محدثان موثق قم که به حضور امامان کاظم و رضا8 رسیده و از آنان حدیث نقل کرده است.[33]
ابراهیم بن عبدالله قاری، ایشان از اصحاب خاص امام صادق(ع) است.[34]
آدم بن اسحاق بن آدم بن  عبدالله اشعری، از بزرگان قم.
حمزة بن یسع، علی بن محمد بن حفص، عمران بن عبدالله، عیسی بن عبدالله[35] از ملازمان حضور امام صادق(ع)[36].
سهل بن یسع بن عبدالله، محمد بن خالد بن  عبدالرحمن و ابراهیم بن  محمد، از ملازمان حضور امامان کاظم و رضا8.
اسماعیل بن سعد احوص، عبدالله بن صلت، عبدالعزیز مهتدی ،عمران بن محمد بن عمران، محمد بن عیسی بن عبدالله، مرزبان بن عمران قمی، ادریس بن عیسی و اسحاق بن عبدالله بن سعد، از ملازمان حضور امام رضا(ع) بودند.
حمزة بن یعلی، محمد بن سهل بن یسع بن عبدالله و یعقوب بن یزید بن حماد، از ملازمان حضور امامان جواد و رضا8 بودند.[37]
تأسیس اولین حوزه علمیه قم
 از شواهد تاریخی استفاده می‌شود که قم در نیمه‌های دوم هجری، علاوه بر علمای اشعری تعداد قابل توجهی از فقها و محدثان شیعه را در خود جای داده بود که برای تقویت بنیان شیعه و گسترش «مذهب تشیع» در این منطقه کوشش می‌کردند.
علمای قم و در پیشاپیش آنان فقهای بزرگ اشعری مانند: ذکریا بن آدم، سعد بن سعد، عمران بن محمد و .... در اواخر قرن دوم هجری برای اولین بار موفق به تأسیس اولین حوزه علمیه شیعه در این شهر شدند.[38] لذا قم  با تحقق چنین امر مهمی، در بین تمام شهرهای ایران آن زمان ـ که تقریباً همه آنها سنی مذهب و یا بر آیین زرتشتی بودند ـ به  عنوان پایگاه شیعه و مرکز نشر علوم اهل بیت: شناخته شد.[39]
رابطه دوسویه قمی‌ها با  اهل بیت:
مردم قم، اولین شیعیان ایرانی بودند که خمس اموال خود را برای خاندان پیامبر(ص) ارسال نموده و با وقف اموال منقول و غیر منقول از این خاندان پشتیبانی کرده‌اند.[40]
آنان با استقبال از سادات و پیروان تشیع و مستقر کردن آنان در قم، مذهب تشیع را یاری نمودند.[41]
مردم قم برای دوستی با  اهل بیت: پیوسته به مخالفت خلفا و دیگر مخالفان این خاندان برخاسته و دوران زندگی خود را به درگیری با آنان گذرانده‌اند.[42]
احساسات ولایی و حمایت عملی این مردم نسبت به اهل بیت: همیشه ظاهر و بی‌پرده بود، کما اینکه  توجّه  خاص اهل بیت: نسبت به  این مردم، گاهی در ضمن کلمات و توصیه‌های آنان و گاه در ضمن تجلیل و تمجید از شخصیت‌های علمی این شهر و گاهی هم از راه تردد و ارتباط مستقیم با مردم آثبات و ابراز شده است.
به هر حال، وجود رابطه ولایی بین قمی‌ها و خاندان اهل بیت و توجه خاص این خاندان نسبت به این مردم، واقعیتی است که در بخش دیگر مقاله به خوبی مشخص می‌گردد.
پی‌نوشت‌ها
________________________________________
[1] . طبقات الکبری، ج4، ص264.
[2] . همان.
[3] . مقدمه کتاب تاریخ قم، ناشر مطبعه آیت الله مرعشی نجفی، به قلم محمدرضا انصاری، ص98.
[4] . پاورقی کتاب تاریخ قم، به قلم محمدرضا  انصاری، ص103، انتشارات آیت الله نجفی.
[5] . همان، تاریخ قم، ناصرالشریعه، ص145.
[6] . همان.
[7] . همان.
[8] . همان.
[9] . همان.
[10] . تاریخ قم، حسن بن محمد، ص278.
[11] . همان، ص279.
[12] . رجال شیخ طوسی، ص138؛ تاریخ تشیع، زیر نظر دکتر احمدرضا خضری، ص166.
[13] . رجال کشی، ص؛ فهرست نجاشی، ص292.
[14] . تاریخ تشیع، ص323.
[15] . تاریخ قدیم قم، ص166.
[16] . تاریخ جغرافیای قم، ص73.
[17] .
[18] . فصل‌نامه علوم حدیث، شجره علمی خاندان اشعری قم، ش5، ص230.
[19] . رجال نجاشی، ص174؛ رجال طوسی، ص200 و 337؛ مسند الامام الکاظم، عزیز الله عطاردی، ج3، ص392.
[20] . رجال کشی، ص549؛ رجال ابن داود، ص158.
[21] . همان؛ الاختصار، شیخ مفید، ص75.
[22] . رجال کشی، ص503.
[23] . همان؛ الاختصار، ص87.
[24] . رجال طوسی، ص256؛ رجال ابن داود، ص262 .
[25]  رجال کشی، ص331.
[26] . رجال برقی، ص501؛ رجال طوسی، ص378؛ رجال کشی، ص503؛ رجال نجاشی، ص79.
[27] . رجال برقی، ص503.
[28] . رجال نجاشی، ص104 و 173؛ رجال طوسی، ص365 ، 367؛ رجال علامه حلی، ص116 و 185.
[29] . رجال کشی، ص616.
[30] . تاریخ قم، حسن بن محمد، ص279.
[31] . تاریخ قم، ناصر الشریعه، ص135.
[32] . تاریخ قم، حاسبی، ص68.
[33] . ر.ک: فهرست‌های ابن داود و نجاشی.
[34] . همان.
[35] . ر.ک: فهرست نجاشی.
[36] . همان؛ تاریخ قم ،حاسبی، ص
[37] . ر.ک: رجال علامه؛ تنقیح المقال.
[38] . ر.ک: تاریخ تشیع، ج2، ص170.
[39] . همان.
[40] . تاریخ قم، ص270.
[41] . همان، ج2، ص167.
[42] . همان..

تبلیغات

بنر سوم
مدرسه دانشگاه علامه
همایش مطالعات قرآنی و اندیشه های شهید مطهری
بنر اول

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۸۰