آرشیو

آرشیو شماره ها:
۸۰

چکیده

متن

یکی از برجسته ترین انسان های بزرگ تاریخ که همواره دل ها و جان ها را فتح کرده و می کند و فضیلت و منقبت های او، قلمرو وسیعی از جهان را فراگرفته، امام علی ابن ابیطالب علیه السلام است. ایده ها و آرمان های این امام همام همچنان پرشکوه و پرطرفدار است و پس از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم، انسانی را در کمالات و خوبی ها، همانندش سراغ نداریم. در گستره تاریخ، صدها و هزارها اندیشمند، پژوهشگر، محدّث، متکلّم، ادیب، فیلسوف و مترجم، در شأن و فضیلت آن بزرگوار نوشته اند و هریک بخشی یا احیاناً بخش هایی از ابعاد وجودی آن حضرت را به رشته تحریر در آورده اند؛ ولی همچنان این قلّه رفیع و بلند فضیلت ها فتح نشده باقی مانده و افکار و اندیشه هایش تسخیرناپذیر است.
امّا چه زیبا و نیکوست که سیمای آفتاب گونه امیرمؤمنان علی علیه السلام را در آیینه شفّاف کلام فرزند معصومش، حجّت خدا، امام محمّدباقرعلیه السلام به نظاره بنشینیم و ببینیم که چگونه این پیشوای آسمانی، جدّ بزرگوارش را توصیف و معرّفی می نماید.
علی علیه السلام و بازاریان
محدّث بزرگوار شیعه، شیخ صدوق در میراث ارزشمند مکتوب خود به نام امالی، با واسطه نقل می کند که امام محمّدباقرعلیه السلام می فرمود: روش امیرمؤمنان علی علیه السلام چنین بود که: هر روز صبح، در میان بازارهای کوفه به راه می افتاد و در حالی که تازیانه اش را که دو شاخه داشت، بر دوش مبارک می افکند، در میان بازار می ایستاد و با صدای رسا و بلند می فرمود:
ای تاجران و بازاریان! در وهله اوّل، از خداوند تبارک و تعالی، خیر و برکت بخواهید و با مشتریان و خریداران به آسانی خرید و فروش نمایید! زیاد سخت گیر نباشید که برکت خداوند در آسان گیری است. با خریداران صمیمانه برخورد کنید، به آنان نزدیک شوید، خویشتن را به خصلت بردباری، زینت دهید و از دروغ و قسم بپرهیزید! به هیچ کس ستم نکنید! با ستمدیدگان و محرومان جامعه با عدل و انصاف بیشتری رفتار کنید! هرگز نزدیک معاملات ربوی نروید! پیمانه و ترازو را کامل و پربدهید! کم فروشی نکنید و در زمین، فساد و تباهی راه نیاندازید!
همین گونه آن بزرگوار به تمام بازارهای کوفه سرکشی می کرد و همین موعظه ها و سخنان را می فرمود. حضرت در آخر سخنانش اشعاری می خواند که ترجمه آن چنین است:
لذّت های مادّی که از رهگذر حرام به دست آید، به زودی نابود می شود و بارگناه و ننگ و عارِ آنها می ماند.
آثار رفتارهای زشت ماندگار است و این را بدانید که: در لذّت هایی که به دنبال آن آتش جهنم باشد، خیری وجود ندارد.(1)
اندرز
صدوق با واسطه از امام پنجم شیعه امام باقرعلیه السلام روایت می کند که فرمود:یکی دیگر از روش های حضرت علی علیه السلام در شهر کوفه این بود که وی آنگاه که از نماز عشا فارغ می شد، رو می کرد به نمازگزاران و سه بار با فریاد رسا، به گونه ای که همه مسجدیان می شنیدند، صدا می زد:
ای مردم! آماده سفر آخرت باشید، در میان شما کوس رفتن و هجرت از این جهان را نواخته اند! چرا به زرق و برق دنیا دل بسته اید؟ آماده باشید! بهترین توشه این راه پرخطر و ترسناک، تقواست! بکوشید از این جهان خارج شوید و این را بدانید که رهگذر شما به سوی معاد است. سختی های فراوانی فراروی شماست، پس به هوش باشید و از دشواری های آخرت بترسید!(2)
پارسایی
نیز شیخ صدوق باواسطه از محمد بن قیس - که یکی از یاران موجّه امام باقرعلیه السلام است - روایت می کند که امام محمد باقرعلیه السلام فرمود: به خدا سوگند! علی بن ابیطالب در زندگی همانند یک عبد، غدا می خورد. او بسان عبد بر زمین می نشست و بسیار متواضع و فروتن بود. گاهی پیش می آمد که آن بزرگوار، دو تا پیراهن می خرید، سپس به قنبر، (خادم و غلامش) می فرمود: هریک را که تو بیشتر دوست داری، انتخاب کن! آنگاه که قنبر یکی را انتخاب می کرد، حضرت پیراهن دیگر را می پوشید و احیاناً اگر قسمتی از آستین لباس از دست های آن بزرگوار، بلندتر بود، آن را می بُرید.
امیرمؤمنان به مدت پنج سال پیشوای مسلمانان و حاکم آنان بود.
وی در این مدت هرگز خشتی بر خشت ننهاد.(3) آن حضرت، گله گوسفند نداشت و از خود، طلا و نقره ای به میراث نگذاشت. او به مردم و فقیران جامعه اسلامی، نان گندم و گوشت می داد و خود نان جوین به همراه روغن زیتون و سرکه، تناول می کرد. هرگاه میان انجام دادن دو کار مخیّر می شد، آن را که سخت تر بود انجام می داد. از رهگذر کار و تلاش و کوشش و عرق پیشانی، هزار برده خرید و در راه خدا آزاد کرد. هیچ کس توان انجام کارهای او را نداشت. او در شبانه روز هزار رکعت نماز به جای می آورد.(4)
کتاب مبین
محدّث برجسته شیعی، شیخ صدوق، با واسطه از پیشوای پنجم شیعه نقل می کند که: چون آیه مبارکه «و کُلَّ شی ءٍ اَحْصَیْناهُ فی امامٍ مبین»(5) برحضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نازل شد، دو نفر از یاران حضرت که نزد آن بزرگوار بودند، از جای برخاستند و به آن حضرت عرض کردند: ای رسول خدا! آیا امام مبین در این آیه، تورات است؟
فرمود: نه!
گفتند: انجیل است؟
فرمود: نه!
گفتند: قرآن است؟
فرمود: نه.
هنوز گفت و گوی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم با آنان پایان نیافته بود که سیمای حضرت علی علیه السلام از دور نمایان شد. تا رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم علی علیه السلام را دید، فرمود: اوست آن امامی که خداوند تبارک و تعالی دانش همه چیز را نزد او شمرده و به او عطا فرموده است.(6)
نفی افراط و تفریط
صدوق با واسطه از ابوحمزه ثمالی این حدیث را نقل می کند که: روزی امام محمد باقرعلیه السلام به من فرمود: ای ابوحمزه! امیرمؤمنان علیه السلام را از آن جایگاهی که خدا برایش قرار داده، پایین نیاورید و از آن جایی که پروردگار، او را بالا برده است، بالاتر نبرید (در شأن و منزلت او غلوّ نکنید). در اثبات برخورداری آن بزرگوار از جایگاه بلند همین بس که با انحراف گرایان و کج اندیشان، جنگید (ناکثین، قاسطین، مارقین). او از بهشتیانی است که تمامی اهل بهشت مشتاق و شیدای جمال اویند.(7)
سرچشمه دانش ها
متکلّم، محدّث و فقیه بزرگ شیعی، شیخ مفید با واسطه از وارث علوم پیامبران امام باقرعلیه السلام روایت می نماید که: هر آنچه از حقّ و صواب، نزد مخالفان - منحرفان از ولایت اهل بیت علیهم السلام - است، آن را از ما اهل بیت فراگرفته اند. هر آن کس که به حقّ و حقیقت حکم دهد و قضاوت کند، کلید، باب، آغاز و روش او، حضرت علی ابن ابیطالب علیه السلام است. هرگاه بر مخالفان ما اهل بیت، کارها دشوار می شد و در حکم دچار اشتباه می شدند و به ناحق حکم می دادند، خطا و اشتباه از آنان بود و هرگاه حکمی به صواب می دادند، از محضر امیرمؤمنان علیه السلام آموخته بودند.(8)
مهار نفس
نیز شیخ مفید با واسطه از شکافنده دانش ها، پیشوای پنجم شیعه، نقل می کند که: روزی مقداری حلوا که از چند چیز ساخته شده بود، به عنوان هدیه، نزد امیرمؤمنان علی علیه السلام آوردند تا حضرت از آن میل فرماید؛ ولی آن بزرگوار از حلواها تناول نکرد. بعضی از یاران آن بزرگوار به حضرتش گفتند: آیا خوردن این حلوا را حرام می کنی؟ امام در پاسخ فرمود: نه؛ ولی از این نگران هستم که نفس من به سوی خوردن این گونه غذاها و خوردنی ها میل کند و من به دنبال تحصیل آن بر آیم. آنگاه آن بزرگوار، این آیه را تلاوت فرمود: «اَذْهبتُم طیّباتکم فی حیاتکم الدُّنیا و استمتعتم بها...»(9)
شما لذّات و خوشی هایتان را در زندگی دنیا به شهوت رانی و تمرّد بودید.(10)
قضاوت علی علیه السلام
صدوق با واسطه از امام ابوجعفر، امام محمدباقرعلیه السلام روایت می کند که فرمود: رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم حضرت امیرمؤمنان علیه السلام را برای قضاوت و حلّ و فصل اختلافات مردم، به سرزمین یمن فرستاد و حضرت نیز در میان آنان به حق قضاوت می کرد. در یکی از روزها اسب شخصی از خانه صاحبش فرار کرد و در هنگام فرار به یکی از رهگذران لگد زد و او را کشت. خویشان و اولیای کشته شده، صاحب اسب را گرفتند و او را نزد علی علیه السلام به محکمه و دادگاه بردند. آن مرد دو شاهد عادل آورد که اسب فرار کرد و در حالت فرار، آن شخص را کشت (من تقصیر ندارم و در نگه داری آن اسب کوتاهی نکرده بودم.) امیرمؤمنان علیه السلام حکم داد که خون مقتول هدر است و صاحب اسب ضامن پرداخت خون بهای مقتول نیست. اولیای مقتول از این حکم، بسیار ناراحت گردیده، روانه مدینه شدند و پیرامون چگونگی قضاوت علی علیه السلام به رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم شکایت بردند. آنان زبان به انتقاد گشودند که علی به ما ستم کرد و خون بهای کشته ما را باطل نمود. رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم تا این سخنان را شنید، فرمود: علی هرگز به کسی ستم نمی کند! او برای ستمگری آفریده نشده است. او جانشین و خلیفه من است، حکم، حکم علی است. سخن، سخن اوست. کسی حکم و سخن او را ردّ نمی کند؛ مگر اینکه کافر باشد. کسی ولایت او را به جان و دل نمی پذیرد، مگر اینکه مؤمن باشد.
چون یمنی ها این پاسخ قاطع را از پیشوای اسلام شنیدند، گفتند: ای رسول خدا! ما راضی و خشنود به حکم علی علیه السلام(هستیم).
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: همین سخن شما، بمانند توبه و بازگشت است.(11)
پی نوشت ها:
1. تغنی اللذاذةُ مِمَّنْ نالَ صفوتَها
مِنَ الحرامِ و یبقی الاثمُ والعارُ
تبقی عواقبُ منوءٍ فی مغبتّها
لاخیرَ فی لذّةٍ بعدها، النارُ
(امالی، شیخ طوسی، مجلس 75، ح 6، ص 402 و امالی، شیخ مفید، مجلس 23، ص 197، چاپ جامعه مدرّسین قم.)
2. امالی، شیخ صدوق، ص 403.
3. ما وَضَعَ آجرةَ علی آجرةِ و لا لِبنةَ علی لِبنةٍ.
4. همان، مجلس 47، ح 14، ص 232.
5. یس / 12.
6. امالی، شیخ صدوق، مجلس 32، ح 6، ص 144.
7. با اباحمزه! لا تضعوا علیّاً دون ما وضعه الله و لاترفعوا علیّاً فوقَ ما رَفَعَه الله کفی بعلیٍّ ان یقاتل اهل الکرّه و ان یزوج اهل الجنّة. (همان، مجلس 38، ح 4، ص 179 و امالی، شیخ مفید، مجلس اوّل، ص 9.)
8. امالی، شیخ مفید، مجلس 11، ح 6، ص 96، چاپ جامعه مدرّسین.
9. احقاف / 20.
10. امالی، شیخ مفید، مجلس 16، ح 2، ص 134.
11. امالی، شیخ صدوق، مجلس 55، ح 7، ص 285.

تبلیغات