فرهنگ کوثر

قیام توابین(بخش سوم)

دریافت فایل ارجاع: RIS (پژوهیار، EndNote ، ProCite ، Reference Manager) | BibTex

چکیده

متن

الف- قرارگاه نخیله
نخیله وعدگاه شیعیان براى آغاز قیام بود. شیعیان کوفه، بصره‏و مداین مى‏دانستند که قیام در روز اول ربیع الاول سال 65 ه. شروع خواهد شد. روز نخست ربیع الاول فرا رسید. سلیمان بن صرد به‏فراخوانى نیروها پرداخت.
سپاه سواره نظام توابین دربازارهاى کوفه مانور دادند و باشعارهاى «یا لثارات الحسین!» مردم را به شرکت در قیام فراخواندند. مردم براى پیروزى آن‏ها دعا کردند. توابین از شهر خارج‏شدند و به سمت نخیله حرکت کردند.
نخیله منطقه‏اى در نزدیکى کوفه بود که همواره اردوگاه نظامى‏جنگجویان بود. نخیله در مسیر شام قرار داشت. انتخاب نخیله به‏عنوان مرکز گردهم‏آیى توابین و وعده‏گاه شیعیانى که از تمام عراق‏آمده بودند تا به جنگ قاتلان امام حسین(ع) بپردازند، مشخص مى‏کردکه هدف اصلى مبارزان، دمشق است.
توابین با بدرقه‏ى مردم کوفه، شبانه به سمت نخیله حرکت کردند. سپاه توابین تا روز آخر نبرد، همواره شبانه حرکت مى‏کرد. علت‏این حرکت رامى‏توان گرماى سوزان روزهاى عراق و یا ترس از خبرچینان و جاسوسان شام دانست.
نخیله مملو از جمعیت‏شیعیان انتقامجو بود. توابین در منطقه‏ى‏نخیله که از نظر سوق الجیشى براى تمرینات نظامى، تهیه تدارکات‏و استراحت نظامیان مناسب بود، اردو زدند و درکنار برکه‏ها به‏آماده ساختن خود براى جنگ پرداختند.
سلیمان بن صرد دستور آماده باش داد. نیروها به صف ایستادندتا سلیمان بن صرد از آن‏ها سان ببیند. فرماندهان توابین به‏نظاره ایستاده بودند و توابین رو به روى آن‏ها رژه رفتند. سلیمان بن صرد از این که همه‏ى افرادى که براى قیام ثبت نام‏کرده بودند، نیامده بودند، ناراحت‏بود.
چند نفر سواره نظام از سوى فرماندهى قیام توابین به کوفه‏رفتند تا بازماندگان فراخوانى را به نخیله بخوانند. سواران‏توابین در مسجد اعظم، میان طایفه‏ها و هرکجا که جمعیت موج مى‏زد،رفتند و با شعار «یالثارات الحسین!» مردم را به نخیله فراخواندند. سواران در تمام مدت شب در کوچه‏ها و خیابانهاى شهربزرگ کوفه فریاد «یالثارات الحسین!» سردادند. و آن‏ها را به‏پیوستن به توابین تشویق کردند. یکى از شعارهایى که سواران درکوچه‏ها و خیابانهاى کوفه سر مى‏دادند، این بود: «آنان که‏خواهان بهشت، رضایت‏خداوند و توبه هستند، و از یارى نکردن امام‏حسین(ع)پشیمانند، در نخیله به سلیمان بن صرد بپیوندند.»
نخیله شب را به صبح نبرده بود که بسیارى از توابین که‏نتوانسته بودند به نخیله بیایند، خود را به آنجا رساندند. تبلیغات سواران توابین بسیار مؤثر بود. افرادى که آن شب کوفه‏را به سوى نخیله ترک کردند، برابر با افرادى بود که در نخیله‏گرد آمده بودند.
سلیمان بن صرد، صبح دوم ربیع الاول، باردیگر از توابین سان‏دید. هنوز شمار آنان کم بود. سلیمان بن صرد درحالى که به‏اجتماع بزرگ نخیله نگاه مى‏کرد گفت: سبحان الله! از16 هزار نفرکه اسم نویسى کرده بودند، تنها 4 هزار نفر آمده‏اند! حمید بن‏مسلم به سلیمان بن صرد گفت: سوگند به خدا! مختار ثقفى شیعیان‏را از ملحق شدن به ما باز داشته است. حدود 2 هزار نفر از یاران‏ما به او ملحق شده‏اند. سلیمان بن صرد با اندوه و خشم فراوان‏گفت: فرضا که دو هزار نفر از ما جدا شده، به او پیوستند، چرا10 هزار نفر دیگر نیامدند؟ آیا اینان ایمان ندارند؟! آیا ازخدا نمى‏ترسند؟! آیا خداوند را فراموش کردند؟! آیا پیمانى که باما بستند تا با قاتلان امام حسین(ع)جهاد کنند، را از یادبرده‏اند؟!
سپاه توابین سه روز در نخیله ماند تا افرادى که امید مى‏رفت‏به آن‏ها ملحق شوند، به نخیله بیایند. در این مدت، سواران دیگرى‏از نخیله به کوفه رفت و بار دیگر شیعیان را به خونخواهى امام‏حسین(ع)فرا خواندند. هزار نفر به توابین افزوده شد. اینک 5هزار نفر در نخیله گردآمده بودند. سلیمان بن صرد در اندوه‏بى‏پیمانى و بى‏وفایى کوفیان به سر مى‏برد. کوفیان همواره سست‏اراده و پیمان شکن بودند. کوفیان بارها پیمانهاى خویش را باحضرت على(ع)، امام حسن و امام حسین علیهما السلام شکستند و اینک‏پیمانى دیگر را زیر پا نهادند.
شیعیان بصره و مداین نیز که قول شرکت در قیام رابه سلیمان بن‏صرد داده بودند، نیامده بودند. سلیمان بن صرد از آمدن آن‏هامایوس شده بود. کوفیان نیز که دیگر امیدى به آن‏ها نبود. فرمانده‏ى قیام توابین تصمیم مى‏گیرد قبل از خروج از نخیله، براى‏نیروها سخنرانى کند و اهداف قیام را براى آن‏ها بازگو کند تااگر افرادى به نیت‏هاى دیگرى آمده باشند، آنجا را ترک کنند. سلیمان در سخنرانى نخیله، در اجتماع 5 هزار نفرى توابین گفت:
اى مردم! هرکه با قصد قربت‏به خدا و براى ثواب اخروى به این‏جا آمده، جزو ماست و ماهم از او هستیم و خداوند او را درزندگانى و مرگ، مورد رحمت‏خویش قرار دهد. هرکه خواهان دنیاو... است، به خدا سوگند! ما به سوى غنیمت نمى‏رویم، جز رضایت‏خداوند.... طلا، نقره، خز و دیبا همراه ما نیست. تنها شمشیرهابردوش و نیزه‏ها به دست را همراه مى‏بریم. توشه‏اى به اندازه‏ى‏رسیدن به محل نبرد هم همراه خود مى‏بریم. هرکسى قصدى دیگر دارد،همراه ما نیاید.
ب- پیشنهاد فرماندار کوفه
سپاه توابین آماده‏ى حرکت از نخیله بود که پیکى از سوى‏فرماندار کوفه به نخیله آمد. فرماندار کوفه خواستار دیدار باسلیمان بن صرد شده بود. سلیمان پذیرفت تا قبل از حرکت، بافرماندار دیدارى داشته باشد. رفاعه‏بن شداد که از رهبران قیام‏توابین و از مشاوران سلیمان بن صرد خزاعى بود به دستور سلیمان‏به توابین آرایش نظامى داد تا هنگام دیدار فرماندار از نخیله،آن‏ها در صفوف منظم و منسجم قرار بگیرند. فرماندار کوفه به‏نخیله آمد و با فرماندهان قیام توابین به گفتگو پرداخت.
عبدالله بن یزید فرماندار کوفه به آن‏ها پیشنهاد کرد که قیام رابه عقب بیاندازند. نظر فرماندار کوفه این بود که مدتى صبرکنندتا نیروهاى بیشترى جمع شوند، سپس فرماندار کوفه نیز از آنان‏پشتیبانى نظامى خواهد کرد.
به نظر مى‏رسد که فرماندار کوفه امکانات نظامى زیادى نداشت ونیروهاى نظامى مستقر درکوفه نیز زیاد نبود، بنابراین احتمال‏مى‏رود که طراح به عقب افتادن قیام، عبدالله بن زبیر باشد، نه‏فرماندار کوفه. احتمال دیگر این است که مختار ثقفى پیشنهاددهنده‏ى اصلى باشد، زیرا مختار نتوانسته بود بیش از دوهزار نفراز توابین را با خود همراه سازد. احتمال نخست قوى‏تر است. ابن‏زبیر مى‏خواست‏براى مبارزه با دشمن مشترک با توابین همکارى‏نماید، زیرا دشمن اصلى ابن زبیر و توابین، حکومت اموى بود.
سلیمان بن صرد به فرماندار گفت: ما به خدا تکیه داریم و درراه خدا هستیم... ان‏شاءالله به سوى شام حرکت‏خواهیم کرد.
فرماندار به رهبران قیام توابین پیشنهاد کرد که در صورت‏تاخیر قیام، مالیات منطقه‏ى «جوخى‏» را به آن‏ها خواهد داد. اما توابین بازهم پیشنهاد او را ردکردند.
علت اصلى نپذیرفتن پیشنهاد فرماندار را مى‏توان در تفاوت دوجریان فکرى آن عصر دانست که باهم معارض بودند. توابین طرفداراسلام ناب محمدى، یعنى شیعه بودند و زبیرى‏ها طرفدار اسلام بدون‏ولایت و امامت.
رد شدن پیشنهاد همکارى بین توابین و زبیرى‏ها دلیل براین است‏که خط فکرى نهضت توابین، کاملا شیعى بود و در این راه، حتى به‏خاطر بهره جستن از امکانات نظامى و مالى و حتى پیروزى بردشمنان اهل‏بیت: و کشتن قاتلان‏امام حسین(ع)حاضر علیهم السلام‏بودندبا دشمنان دیگر اهل‏بیت همکارى نمایند.
برخى از فرماندهان قیام و بسیارى از توابین در زمره‏ى‏جنگجویان سپاه امام على(ع)در نبرد با زبیر بودند، بنابراین عمق‏کینه‏ى آنان نسبت‏به زبیر و خاندان او هویدا بود.
سابقه‏ى درخشان فرماندهان قیام و بسیارى دیگر از نیروهانشانگر این بود که آن‏ها در حیات سیاسى گذشته خویش نیز نشان‏داده بودند که از لحاظ فکرى پیرو مکتب ائمه: بودند، گرچه بارهادر مقام عمل سست اراده بودند.
ج- دو نظر در مسیر نبرد
گروهى از توابین نزد سلیمان بن صرد آمدند و به سرزنش شیعیان‏بصره و مداین که قول شرکت در قیام را داده بودند، پرداختند. سلیمان بن صرد به آن‏ها گفت: ملامت آن‏ها زود است... شاید اگر ازحرکت ما به سوى شام با خبر شوند، آن‏ها نیز به ما ملحق شوند. من‏احتمال مى‏دهم که آن‏ها به خاطر نداشتن آذوقه، به اینجانیامده‏اند. شاید در حال جمع آورى اسلحه و تهیه‏ى امکانات سفر ونبرد هستند. ان‏شاءالله پس از آن، با شتاب به سوى ما خواهندآمد.
سلیمان بن صرد از ابتداى قیام توابین مصمم بود که هدف اصلى‏قیام را شام قرار دهد اما برخى از توابین با این نظر موافق‏نبودند. بسیارى از قاتلان امام حسین(ع) از جمله: عمربن سعد ودیگر فرماندهان لشگر یزید در روزعاشورا، در کوفه مى‏زیستند. جاى‏تعجب این بود که آن‏ها از ترس انتقام توابین، به‏دارالاماره(فرماندارى) پناهنده شده بودند و با این حال،فرماندار کوفه پیشنهاد همکارى باتوابین را ارائه مى‏دهد. بسیارى‏از فرماندهان قبیله‏ها و بزرگان محله‏هاى کوفه نیز جزو فرماندهان‏نظامى لشگر یزید در سال 61 ه . بودند و در شهادت امام‏حسین(ع)و یارانش سهیم بودند.
سلیمان بن صرد براین باور بود که عامل اصلى در حادثه‏ى کربلا،عبیدالله بن زیاد بود که پس از مرگ یزید، از بصره گریخت و به‏دربار مروان در شام رفت. سلیمان بن صرد در برابر درخواست‏شمارى‏از توابین که خواستار بازگشت‏به کوفه و شروع قیام از آن‏جابودند، گفت:
کسى که یارشما(امام حسین(ع‏» را کشت و لشگرها سوى اوفرستاد... این فاسق...، عبیدالله بن زیاد است. اکنون با نام‏خدا، به سوى دشمنان حرکت کنید. اگر با یارى خدا بر او پیروزشدیم، امیدواریم دشمنان دیگر و قاتلان دیگر امام حسین(ع) که‏نیروى کمترى دارند، والان در شهر هستند، تسلیم شوند و همه‏ى‏افرادى که در قتل امام حسین(ع)شرکت داشتند را بکشیم. اگر هم به‏شهادت رسیدیم که به وظیفه‏ى خود که جنگ با فاسقان است، عمل‏کرده‏اید.
عبیدالله بن زیاد درسال 61 ه . فرماندارکوفه بود. اوتوانسته بود با اجراى جنگ روانى، مردم را از حمایت مسلم بن‏عقیل منصرف سازد. او با شهادت مسلم بن عقیل و هانى بن عروه،لرزه براندام کوفیان انداخته بود. جنگ روانى او بر قریب الوقوع‏بودن ورود لشگر یزید به کوفه، عامل اصلى پراکنده شدن مردم ازپشتیبانى مسلم بن عقیل شده بود. عبیدالله بن زیاد باتطمیع وتهدید اشراف و سران قبایل کوفه توانست نه تنهامردم کوفه را ازبیعت‏با امام حسین(ع)منصرف سازد، بلکه از خود آن‏ها لشگرى فراهم‏ساخته، به کربلا آورده و در قتل امام حسین(ع)شرکت دهد.
بنابراین، او پس از یزید، عامل اصلى در به شهادت رساندن امام‏حسین(ع)و یارانش بود.
د- بازرگانان آخرت
سلیمان بن صرد خزاعى در آخرین سخنرانى درنخیله گفت:
اى مردم! خداوند آگاه است که نیت‏شما براى پیوستن به ماچیست...؟ بازرگان آخرت سوى آن مى‏شتابد و در طلب آن مى‏کوشد. آن‏را به هیچ چیز نمى‏فروشد و پیوسته در قیام، قعود، رکوع و سجوداست... در این سفر، در دل شب بسیار نماز بخوانید. درهرکار و باهرکارخیرى که در توان شماست، به خدا تقرب بجویید تا با این‏دشمن ستمکار، منحرف و... جنگ کنید. شما در پیشگاه خدا، وسیله‏اى‏ندارید که ثواب آن از جهاد و نماز بزرگ‏تر باشد که جهاد گل‏سرسبد اعمال است. خداوند ما و شما را در شمار بندگان صالح‏جهادگر خود قرار بدهد تا در سختى‏ها صابر باشیم. امشب از این جاحرکت مى‏کنیم. ان‏شاءالله.
ه - درکربلا
سپاه توابین شامگاه جمعه، پنجم ربیع الاخر 65 ه.، از نخیله‏به سوى دمشق حرکت کردند. آن‏ها از بیابانهاى ساحل فرات گذشتند ودر «اقساس مالک‏» اردو زدند. سلیمان بن صرد از نیروها سان‏دید. هزار نفر در بین راه به عقب برگشته بودند. سلیمان بن صردگفت: دوست نداشتم آن‏ها که برگشتند، همراه شما باشند. آن‏ها اگرهمراه شما بودند، جز گرفتارى چیزى نصیب ما نمى‏شد. خداوند دوست‏نداشت آن‏ها در این سفر همراه باشند و آنان را از ادامه‏ى سفرباز داشت.
توابین پس از استراحت در اقساس مالک، شبانه به سوى دمشق حرکت‏کردند و صبحگاه به کربلا رسیدند. توابین وقتى به کربلا رسیدند،از اسب‏ها پیاده شدند و خود را به قبر حسین(ع)رساندند و به شدت‏گریستند. برخى از شیعیان، خود را از اسب به زمین مى‏انداختند وناله مى‏زدند و شیون و زارى مى‏کردند. آن‏ها از این که امام‏حسین(ع) را درکربلا یارى نکرده بودند، پشیمان بودند. گناه بزرگ‏آن‏ها در دعوت از امام حسین(ع)و تنها گذاشتن آن حضرت، گناهى بس‏بزرگ بود. توابین یک شبانه روز در کنار قبر امام حسین(ع)گریه وزارى کردند و از بى‏وفایى خود توبه کردند و با روح آن حضرت‏پیمان بستند که تا آخرین قطره‏ى خون، با قاتلان آن حضرت جهادکنند.
سلیمان بن صرد در کنار مزار سالار شهیدان کربلا گفت:
خداوندا! حسین‏شهید، پسر شهید... را قرین رحمت قراربده. خداوندا! شاهد باش که ما بر دین و راه آن‏ها و دشمن قاتلان ودوست دوستانشان هستیم.
زیارت قبر امام حسین(ع)موجب شد تا کینه‏ى توابین نسبت‏به‏قاتلان امام حسین(ع) بیشتر شود و آن‏ها در تصمیم خود بر انتقام‏از قاتلان آن حضرت مصمم‏تر شوند.
سپاه توابین به دستور سلیمان بن صرد آماده‏ى حرکت از کربلا به‏سوى شام شد. تمام شیعیان قبل از خروج از کربلا، بر سر قبر امام‏حسین(ع)گرد مى‏آمدند و بر او رحمت مى‏فرستادند. گفته شده است که‏ازدحامى که در کنار قبر آن حضرت به وجود آمده بود، بیشتر ازازدحام برحجرالاسود بود.
وداع جانسوز توابین با امام حسین(ع)با دعاى آنان از خداوندبراى طلب پیروزى همراه بود. توابین در کنار قبر امام حسین(ع)باچشمانى گریان از خداوند مى‏خواستند که گناه بزرگ آن‏ها را ببخشدو شهادت را نصیبشان گرداند. سلیمان نیز در کنار قبر آن حضرت‏گفت: حمد خدایى را که اگر خواسته بود، به ما نیز افتخار شهادت‏همراه حسین(ع)نصیب مى‏کرد. خداوندا! اکنون که ما را از شهادت درکنار آن حضرت محروم داشتى، از شهید شدن پس از او محروم مدار.

تبلیغات

بنر سوم
پنجمین همایش ملی زبان شناسی رایانشی
همایش مطالعات قرآنی و اندیشه های شهید مطهری
بنر اول

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۸۰