آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۴۰

چکیده

متن

همه پدیده‏هاى علمى همیشه در حال دگرگونى و حرکت‏به سوى کمال بوده و خواهد بود، وعلم تفسیر نیز از این قانون مستثنى نیست .
پس از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام که قرآن در خانه آنها نازل شده بود، شاگردان آن بزرگواران، مفسران بزرگ قرآن بودند . خصوصا شاگردان امیرمؤمنان على علیه السلام که بعضى از بزرگان آنان مانند: عبدالله ابن عباس در طبقه اولى از مفسران (صحابه) قرار داشتند . همه آنها پیوسته در اتصال و ارتباط با خاندان وحى بودند و در روشنگرى مفاهیم قرآن، دانش خود را مستقیما از سرچشمه وحى; یعنى پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام فرامى‏گرفتند و به صورت حدیث و سینه به سینه به مسلمانان و شاگردان خود منتقل مى‏کردند .
اما در دوره تابعین یا طبقه دوم مفسران، تفسیرهاى گوناگونى در زمینه‏هاى مختلف تفسیرى، توسط مفسران بزرگوار شیعه نوشته شده است; مانند: «ابوعبدالله طاوس بن کیسان یمانى‏» (متوفى 106) از اصحاب امام زین‏العابدین علیه السلام (1) .
و تفسیر «عطیة بن سعیدالعوفى‏» (الکوفى) (متوفى 111 یا 114) از اصحاب امام باقر علیه السلام .
همچنین تفسیر «یحیى بن یعمر» (متوفى 127) شاگرد «ابوالاسود دوئلى‏» (متوفى 69) از شاگردان امیرمؤمنان على علیه السلام و بنیانگذار علم نحو و نقطه‏گذارى قرآن .
و تفسیر «جابر بن یزید جعفى‏» (متوفى 127) .
و تفسیر «ابو محمد اسماعیل بن عبدالرحمن کوفى قرشى سدى کبیر» (متوفى 127) (2) .
متاسفانه تفسیرهائى که توسط مفسران مزبور نوشته شده، از دست رفته و اثرى از آنها در دست نیست; و علت این امر ممکن است ممنوعیت نوشتن حدیث‏بوده که در زمان بعضى از خلفا به اجرا گذاشته شد .
در این دوره یعنى دوره تابعین، یا به عبارتى قرن دوم و سوم، مرحله جدیدى در عالم تفسیر آغاز مى‏شود و آن; نفوذ برخى دانشهاى مختلف و عقائد و مذاهب گوناگون توسط یهودیان و تازه‏مسلمانهاى بى‏اطلاع از اسلام و قرآن در تفسیر بود و یا کسانى که از روى قصد مطالبى را به مسلمانان تلقین مى‏کردند و آنان نیز در اثر بى‏اطلاعى مى‏پذیرفتند .
عقائدى مانند «قدریه‏» که تمام خیر و شر را به تقدیر و مشیت‏خدا مى‏دانستند، کم‏کم وارد تفسیر شد و برخى از آیات را دلیل بر جبر شمردند، چنانکه در برخى از روایات، در مورد قدریه از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله نقل شده است که: «القدریة مجوس امتى‏» (3) «قدریه مجوس امت من است‏» .
لذا عده‏اى از دانشمندان به فکر افتادند که واقعیتها را از مطالب خرافى و اسرائیلیاتى که گروهى وارد اسلام و تفسیر کرده بودند، جدا کنند تا مطالب ناب اسلام و قرآن از طریق اهل بیت علیهم السلام در اختیار مسلمانان قرار گیرد .
دوره تابعین دوره تدوین تفسیر
پیش از این دوره گرچه تالیفاتى انجام گرفته بود ولى بیشتر، حوادث تاریخى و شان نزول‏ها و همچنین عقائد کلامى را مد نظر قرار داده بودند (البته نه این که اصحاب غافل از مسائل دیگر بودند)، بلکه به علت نیاز شدیدى که احساس مى‏کردند، به این قسمت اهمیت‏بیشترى مبذول مى‏داشتند .
در این دوره پس از رفع ممنوعیت کتابت‏حدیث، فصل جدیدى از تفسیرنگارى به روى عموم مسلمانان باز شد و حتى علم تفسیر از حدیث هم جدا شده و علم مستقلى را تشکیل داده و به صورت مدون و کتاب مستقلى در مى‏آید .
در این مورد دکتر محمد حسین ذهبى مى‏نویسد:
«تدوین تفسیر از اواخر بنى‏امیه و اول بنى‏العباس شروع شد» (4) .
اما این که اولین تدوین کننده تفسیر کیست، علما نظریات مختلفى دارند; ولى آنطور که از شواهد و تاریخ برمى‏آید، اولین تدوین کننده تفسیر «سعید بن جبیر» (متوفى 64ه) است که تفسیر را به صورت مدون درآورد . از از شیعیان مبارز و شجاع بود; تا جائى که در راه دفاع از حریم قرآن و اهل بیت علیهم السلام، توسط «حجاج بن یوسف ثقفى‏» با شکنجه به شهادت رسید .
نظر علما در مورد اولین تدوین کننده تفسیر
ذهبى در این مورد مى‏نویسد:
«سعید بن جبیر قبل از مرگ عبدالملک بن مروان به سال 86ه تفسیر قرآن را به صورت مدون درآورد» (5) .
مرحوم طبرسى نیز مى‏نویسد:
«تفسیر در زمان تابعین به صورت مدون درآمده و تصنیف شده و اولین کتاب تفسیر مدون، از آن «سعید بن جبیر» (متوفى 64ه) است که اعلم‏ترین تابعین در تفسیر بود و «قتاده‏» به این مطلب تصریح مى‏کند و «سیوطى‏» نیز آن را حکایت کرده‏» (6) .
«ابن ندیم‏» راجع به کتابهائى که در تفسیر تدوین شده، از تفسیرى به نام (کتاب‏الباقر محمد بن على بن الحسین علیه السلام) به روایت ابى الجارود یاد مى‏کند (7) که متاسفانه از آن هم اطلاعى در دست نیست .
قرن سوم
در این قرن مى‏توان گفت: نتیجه تلاشهاى بى‏وقفه ائمه اطهار علیهم السلام چه در زمینه تفسیر قرآن و چه در زمینه تربیت‏شاگرد، این مى‏شود که تفسیر استقلال خود را به دست‏بیاورد .
از تفسیرهاى مهم این دوره، تفسیر «حسن بن على بن فضال کوفى‏» (متوفى 224) (8) و تفسیر «حسن بن محبوب سراد» (9) و تفسیر «على بن مهزیار اهوازى‏» وکیل امام هشتم على بن موسى الرضا علیه السلام (10) .
در این دوره تفسیرهاى زیادى نوشته شده که خارج از عهده شمارش مى‏باشد ما فقط به چند نمونه از آنها اشاره کردیم . کسانى که خواهان اطلاعات بیشتر در این زمینه هستند، مى‏توانند به کتابهاى مفصل در این زمینه مراجعه فرمایند .
ابر احسان
نادم از جرم گنه سر به گریبانى چند
به شفاعت زده خود دست‏به دامانى چند
ما و لم‏یزرع دشت عمل و بذر امید
ابر احسان تو و قطره بارانى چند
گوشه‏گیر حرم و دست‏به دامان توایم
میزبانا نظرى جانب مهمانى چند
مؤمن از معجزه روى تو ذرات وجود
کافر حلقه زلف تو مسلمانى چند
درد ما درد جدائیست که درمانش نیست
چه کند مشغله فهم طبیبانى چند
دیده مست تو شد باعث‏بیمارى دل
وز نگاه تو مرا نسخه درمانى چند
نازنینى که در آتشکده محفل خویش
مشعل افروخته از سینه سوزانى چند
شرحى از خون دل و دیده (ثاقب) طلبید
شده گلرنگ از آن صفحه دیوانى چند
پى‏نوشت:
1) دائرة‏المعارف تشیع، ج‏4، ص 369 .
2) دائرة‏المعارف تشیع، ج‏4، ص 319 .
3) محدث قمى، سفینة‏البحار، ج‏2، ماده قدر .
4) ذهبى، محمد حسین، التفسیر و المفسرون، ج‏1، ص 140 و 141 .
5) همان، ج‏1، ص 144 .
6) مجمع‏البیان، ج‏1، ص 7 .
7) حجتى، دکتر سید محمد، تفسیر تاریخ و نحو، ص 124 .
8) الذریعة، ج‏3، ص 234 .
9) الذریعة، ج‏4، ص 248 .
10) الذریعة، ج‏4، ص 348 .

تبلیغات