آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۴۰

چکیده

متن

2 - (اقتربت الساعة و انشق القمر× فتول عنهم یوم یدع الداع الى شئ نکر)
(قمر: 1 و6).
«آن ساعت نزدیک آمد و ماه آسمان شکافته شد. پس از آنان روى بگردان تا روزى که ندا کننده‏اى خلق را به عالمى حیرت‏آور و هول‏انگیز دعوت کند».
در حدیثى آن ساعت را خروج حضرت مهدى(ع) دانسته که مردم را به آئینى فرا مى‏خواند که آن را منکر و ناشناخته مى‏دانند و باور نمى‏کنند که آئین اسلام باشد.
امام صادق(ع) برخى از ویژگیهاى آئین اسلام در آن زمان را این‏گونه برمى‏شمارد:
وقتى حضرت قائم قیام کند، به جانب کوفه رهسپار مى‏شود و چهار مسجد را در کوفه ویران مى‏سازد[چرا که با موازین اسلام همخوان نیستند] و در روى کره زمین مسجدى که داراى اشراف و بالکن باشد، باقى نخواهد ماند جز این ویران مى‏سازد و آنها را بدون صاف و مستوى[بدون بالکن و اشراف] مى‏سازد، راههاى بزرگ را توسعه مى‏بخشد و همه چیزهایى که از دیوارها به کوچه و خیابان موجود است، از قبیل بالکن، ناودان و... دستور مى‏فرماید برچیده شوند، همه بدعت‏ها را از بین مى‏برد و همه سنت‏ها را تجدید مى‏فرماید شهرها و کشورهاى قسطنطنیه، چین و کوهستانهاى دیلم را مى‏گشاید، و هفت‏سال این‏گونه حکم مى‏راند که هر سالى برابر ده سال از سالهاى معمولى است. سپس آنچه خدا خواهد انجام مى‏دهد.
راوى خبر مى‏پرسد: فدایت گردم چگونه سالها طولانى مى‏شود[و یک سال به اندازه ده سال خواهد گشت] فرمود: خداوند متعال فرمان مى‏دهد فلک درنگ و حرکت را کند گرداند از این‏رو روزها و سالها طولانى خواهند گشت.
ابو بصیر که راوى خبر است، باز مى‏پرسد: آنان مى‏گویند فلک اگر تغییر کند[و از حرکت معمولى باز ایستد یا کند شود]، از بین خواهد رفت؟ فرمود: این سخن زندیقان است، اما مسلمانان چنین راهى را نخواهند پیمود و حال آن که خداوند متعال ماه را براى پیامبر(ص) شکافت و قبل از آن خورشید را براى یوشع بن نون برگرداند، از همه بالاتر، خبر داد به طولانى بودن روز قیامت روزى که برابر هزار سال از سالهاى معمولى مردمان است. (1)
تایید سخن از دیدگاه دانش روز
1 - طولانى شدن روز و سال در زمان ظهور حضرت مهدى(ع) از دیدگاه دانش روز با مشکل روبه‏رو نخواهد بود، بلکه دانش جدید آن را تایید مى‏کند.
ما در این راستا با توجه به این که نیروى جاذبه(گرانش عام) در همه اجرام آسمانى و اجسام عنصرى و زمینى کارگر و مؤثر است، به نیروى جاذبه ماه و تاثیر آن بر آب دریاها، خاک و خشکى‏ها و ایست دادن به کره زمین اشاره خواهیم داشت.
از دیر باز مردم روزگاران مى‏دانستند میان طلوع و غروب ماه و برآمدن و فرونشینى آب دریاها بایستى رابطه‏اى وجود داشته باشد، اما چگونگى آن را نمى‏دانستند تا این که:
نابغه بزرگ جهان دانش «اسحاق نیوتون‏» براى نخستین بار بر این معما دست‏یافت و چگونگى پیدایش آن را به درستى بیان داشت.
پدیده کشنده(جزر و مد) اساسا زاییده نیروى جاذبه کره ماه است، بدیهى است دریاها در مقایسه با خشکى‏هاى زمین از قابلیت انعطاف و نرمى بیشترى برخوردار بوده و بالطبع در برابر نیروى کشش ماه کمتر ایستادگى مى‏کنند، به همین مناسبت توده‏هاى آب در زیر پاى ماه انباشته مى‏گردند و پدیده‏اى را به نام «برکشند» ایجاد مى‏کنند.
همزمان با «برکشند» رو به ماه، «برکشند» دیگرى در آن سوى کره زمین ایجاد مى‏گردد بدین‏سان که آبهاى آن سوى کره زمین که از ماه بدورند، کمتر متاثر گردیده و به اصطلاح عقب مى‏مانند و آب توده عظیمى را ایجاد مى‏کنند، لذا روزانه هر نقطه از سطح دریا دوبار دستخوش برکشند و دو بار هم دستخوش «فروکشند» مى‏گردد.
بنابراین، به‏طور متوسط فاصله(زمان) بین دو جزر و مد متوالى 12 ساعت و 5/25دقیقه است، درست نصف زمانى که طول مى‏کشد، تا ماه ظاهرا یک دور کامل دور زمین بپیماید یعنى 24 ساعت و 51 دقیقه.
جزر و مد همراه با حرکت ظاهرى ماه از افق شرقى ناظر، به سمت افق غربى او پیش مى‏روند.
اثر جاذبه خورشید در جزر و مد نسبت‏به ماه از درجه دوم اهمیت‏برخوردار است، زیرا فاصله آن بیشتر(فاصله خورشید از زمین یکصد و پنجاه میلیون کیلومتر) است، از این‏رو نسبت نیروى مولد جزر و مد خورشید تنها حدود7درصد(7%) نیروى ماه است.
وقتى که نیروهاى مولد ماه و خورشید هماهنگ عمل مى‏کنند، مثلا هنگام ماه نو که هر دو در یک طرف زمین هستند، جزر و مدها در حداکثر خود هستند و به نام جزر و مد 2بهارى یا «مهکشند» (Sprinq tide) نامیده مى‏شود، حد دیگر وقتى است که خورشید و ماه باهم زاویه 900 درجه (تربیع) مى‏سازند در این هنگام جزر و مد را به حد اقل و به جزر و مدهاى خفیف یا «کهشکند» (Iveap tide) مبدل مى‏سازند.
نزدیکى ماه نیز تاثیرى در ارتفاع جزر و مد دارد، هنگامى که ماه در حضیض زمینى قرار دارد نیروى مولد جزر و مد آن به اندازه 20% بیش از حد عادى است.
جاذبه ماه سبب مى‏شود علاوه بر آماسیدن آبهاى کره زمین خشکى‏ها نیز دستخوش تورم گردند که در مقایسه با آماس آبها نامحسوس است.
نیروى حاصل از جاذبه ماه و لنگرى که از جانب انباشته شدن آبها به وجود مى‏آید، سبب مى‏شوند چرخش محورى زمین به آرامى ایست(ترمز) کند و بدین‏سان بر طول شبانه‏روز زمینى مى‏افزایند.
بررسى خطوط رشد و نمو سنگواره‏هاى مرجانى بیانگر آن است که در 350 میلیون سال پیش طول شبانه‏روز حدود سه(3) ساعت کوتاهتر از شبانه‏روز کنونى بوده و طول سال خورشیدى به چیزى حدود 400 روز بالغ مى‏گردیده است.
بررسى‏هایى که از روى سوابق بجا مانده از کسوف و خسوف‏هاى گذشته به عمل آمده، نشان مى‏دهد که روند افزایش طول روزهاى زمینى‏0016% ثانیه در هر قرن است. (2)
2 - کسى که این نیروى بنیادین و زیربنایى را به نام جاذبه در سرتاسر این نظام اعم از جسمانى، جرمانى و کیهانى به ودیعه نهاده است و شاید این آیه(چنان که برخى از مفسران برآنند) به آن اشاره داشته باشد:
(الله الذى رفع السموات بغیر عمد ترونها ثم استوى على العرش و سخر الشمس و القمر کل یجرى لاجل مسمى...)(رعد: 2).
«خدا است آن ذات پاکى که آسمانها را بدون ستون برافراشت و شما آن را ملاحظه مى‏کنید آنگاه با کمال قدرت عرش را در خلقت‏بیاراست و خورشید و ماه را مسخر اراده خود ساخت که هرکدام در وقت‏خاص و مدار معین به گردش آیند».
چنین خدایى قدرت دارد پریود روزانه و سالیانه(حرکت وضعى و انتقالى) کره زمین را کاهش دهد یک دور گردش وضعى زمین را ده برابر کرده به 240 ساعت‏برساند و یک دور گردش سالیانه زمین در مدار خود را ده برابر کرده یعنى کره زمین که در هر ثانیه سى(30) کیلومتر حرکت مى‏کند، به‏3 کیلومتر کاهش دهد از این‏رو امام صادق(ع) براى رفع تعجب از ابوبصیر مى‏فرماید:
آنگونه که ماه براى رسول خدا شکافته شد[روایات در این باره از سنى و شیعه به سرحد یقین و تواتر است] و پیش از آن خورشید بر یوشع بن نون باز گشت[به احتمال قوى به مقدار چند ساعت کره زمین در حرکت وضعى خود از راست‏به چپ (غرب به شرق) برگشته باشد]، چنان که امروزه منجمان ناهید(زهره)شناس معتقدند حرکت وضعى ناهید از شرق به غرب یعنى برخلاف حرکت وضعى زمین است، از این‏رو در زهره خورشید از مغرب طلوع و به مشرق غروب مى‏کند، پس خداوند قادر است که چنین حرکتى را ظرف چند ساعت‏براى کره زمین در زمان یوشع بن نون پدید آورد. و از همه مهمتر روز قیامت است که قرآن در باره مقدار آن مى‏فرماید:
(...و ان یوما عند ربک کالف سنة مما تعدون)(حج:47).
«همانا یک روز نزد خدا چون هزار سال به حساب شماست‏».
و مى‏فرماید:
(یدبر الامر من السماء الى الارض ثم یعرج الیه فى یوم کان مقداره الف سنة مما تعدون)(سجده: 5).
«او امر عالم را به نظام احسن و اکمل از آسمان تا زمین تدبیر مى‏کند سپس روزى که مقدارش به حساب شما بندگان هزار سال است، باز به سوى خود بالا مى‏برد».
3 - ایستادن آفتاب
نوشته سید اسماعیل عقیلى را مى‏توان تایید دیگرى دانست‏بر فرمایش امام صادق(ع) یعنى بربازگشت‏خورشید، که ما به تعبیر دیگر بازگشت‏حرکت وضعى زمین دانستیم، وى در باب علائم ظهور نوشته است: از آن علایم ایستادن آفتاب است در وسط آسمان از اول ظهر تا وقت عصر بدون آن که حرکت نماید، و این دلیل است‏بر تغییر حرکت افلاک (3) مورخان و محدثان این سخن را ذیل آیه نوشته‏اند:
(ان نشا ننزل علیهم من السماء آیة فظلت اعناقهم لها خاضعین)(شعراء:4).
«ما اگر بخواهیم از آسمان نشانه و آیت قهرى نازل گردانیم تا همه بر آن گردن نهند و خاضع شوند».
ابوبصیر گوید: از امام صادق(ع) درباره این آیه شنیدم فرمود: به زودى خداوند درباره آنان چنین خواهد گرد گفتم: اینان چه‏کسانى مى‏باشند؟ فرمود: بنى‏امیه و یارانشان مى‏باشند، گفتم آن نشانه و آیه چیست؟ فرمود: ایستادن خورشید بین اول ظهر تا وقت عصر و خارج شدن و پدیدار گشتن یک صورت تا سینه شخصى -که حسب و نسب او شناخته شده است- در خورشید، این پدیده در زمان سفیانى واقع شود در این هنگام سفیانى و دار و دسته او به هلاکت‏خواهند رسید.
امام صادق(ع) فرمود: پیش از ظهور حضرت مهدى(ع) پنج نشانه واقع مى‏شود:
1 - صیحه آسمانى، آن حضرت در مکه داخل مى‏شود و در جانب خانه کعبه ظهور مى‏نماید و چون آفتاب بلند شود، قبل از آن منادى ندا کند که همه اهل زمین و اسمان بشنوند و بگوید: اى گروه خلایق آگاه باشید که این مهدى آل محمد است. او را به نام و کنیه جدش رسول خدا(ص) یاد نماید و در این باره این آیه نازل شد: (ان نشا ننزل علیهم من السماء...).
2 - سفیانى: او از بیابان بى‏اب و علف واقع میان مکه و شام خروج کند، سفیانى مردى است‏بد صورت، آبله‏رو، چهارشانه، ازرق چشم و نام او «عثمان بن عنبسه‏» و از فرزندان یزید بن معاویه است، او شهرهاى دمشق، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین را به تصرف خویش آورد....
3 - فرو رفتن لشگر سفیانى، در بیابانى بین مکه و مدینه، نیروهاى او در این محور به سیصدر هزار نفر مى‏رسند، و سرانجام خود او به دست لشگریان حضرت مهدى(ع) در بیت‏المقدس کشته خواهد گشت.
4 - قتل نفس زکیه، و آن پسرى است از آل محمد(ص) که بین رکن و مقام شهید مى‏شود.
5- یمانى: خروج یمانى از یمن اتفاق مى‏افتد. در پاره‏اى اخبار وارد شده که یمانى و خراسانى و سفیانى در زمان واحد خروج خواهند نمود یعنى در یک روز و یک ماه و یک سال و در میان این سه نفر از یمانى هدایت کننده‏تر نیست وى خلایق را به سوى حق دلالت مى‏کند. (4)
پى‏نوشتها:
1) تفسیر نورالثقلین، ذیل قمر، 1،6 - بحارج‏52، ص‏333،337و339.
2) پاتریک مور (patrick Moore) گرى هانت (Garry unt) اطلس منظومه خورشیدى، برگردان عباس جعفرى، ص 94، و بعد، نشر سازمان گیتاشناسى، تابستان 1374ش.
مایردگانى، نجوم به زبان ساده‏2/186 وجد ترجمه محمد رضا خواجه‏پور، نشر گیتاشناسى،1363ش.
مبانى نجوم، تالیف اتواستروو (Otto Struve) بورلى لیند، هلن پیلانس، برگردان حسین زمردیان، بهروز حاجبى، ص‏37 و بعد، نشر دانشگاه تهران، 1364ش.
3) کفایة‏الموحدین، سید اسماعیل نورى عقیلى، مقاله رابعه، در بیان بعضى از علائم ظهور- منتهى الآمال، محدث قمى، فصل‏7، در بعضى از علامات ظهور - تفسیر نورالثقلین ذیل سوره شعراء.
4) مدرک قبل.

تبلیغات