چکیده

هدف این مقاله بررسی تقسیم آب در حوضه رود نیل است. مانند خاورمیانه، جدایی آب در چارچوب نارضایتی سیاسی بزرگ تر که از دوران استعمار به ارث برده شده بود، رخ داد. در همه موارد کمبود آب محرک بوده است. فعالان امنیتی در همه موارد تصمیم گیرندگان بودند؛ در مورد حوزه دجله - فرات، سازمان های غیردولتی و فعالان حقوق بشر نیز به عنوان فعالان امنیتی ظهور کرده اند. مخاطبان هدف در همه موارد شامل افکار عمومی ملی و بین المللی، و همچنین تصمیم گیرندگان در کشورهای اهدا کننده، به ویژه در مورد دجله - فرات و حوضه های رود نیل بودند. چندین مکانیسم امنیتی سازی به طور همزمان در همه موارد مورد استفاده قرار گرفته اند. در مورد کرانه باختری، برای مثال، جذب منابع ( برش ساختاری) با کمیته های مشترک مدیریت آب ( برش نهادی) دست به دست هم دادند. در همه موارد، زبان نقش حیاتی در جدایی منابع آب ایفا می کند، به خصوص در مورد مصر و اسرائیل، که در آن ارزش نمادین آب و زمین با سنت های مذهبی به ارث برده شده از دوران باستان پیوند نزدیکی دارد.