آرشیو

آرشیو شماره ها:
۸۳

چکیده

متن

«یا اَیها الرَّسُولُ بَلِّغ ما أُنزِلَ إِلیکَ مِن رَبِّکَ وَ إِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ وَ اللّهُ یعصِمُکَ مِنَ النّاسِ إنَّ اللّهَ لا یهدِی القَومَ الکافِرین؛
ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است (بطور کامل به مردم) ابلاغ کن و اگر چنین نکنی رسالت او را انجام نداده‌ای، خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم نگاه می‌دارد، و خداوند گروه کافران (ناسپاس) را هدایت نمی‌کند». (سوره مائده، آیه 67)
از آن رهگذر که رهبری معصومان بایستی به مثابه ابدی بودن دین اسلام تداوم داشته باشد تا جامعه اسلامی بدون سرپرست رها نشود، ضرورت وجود رهبری معصوم نیز بعد از رحلت پیامبر‌(ص) به خوبی نمایان می‌گردد، تا مسلمانان همواره از وجود او در بین خودشان بهره‌مند باشند؛ زیرا دین بدون رهبر؛ مانند انسان بدون سر است.
آیه تبلیغ (ابلاغ)
آیه مورد بحث، به آیه «تبلیغ» شهرت دارد. در این آیه خداوند به پیامبرش دستور داده است تا امر مهمی را به مسلمانان ابلاغ کند. میزان اهمیت رساندن این پیام هنگامی آشکار می‌شود که اگر آن حضرت این دستور را انجام ندهد، بسان آن است که رسالت خدا را انجام نداده باشد.
مرحوم علامه طباطبایی(ره) می‌گوید: خداوند در رساندن این پیام آنچنان شدت عمل نشان می‌دهد که هرگز در عرصه‌های ترسناکی چون؛ مقابله با مشرکان قریش، تبلیغ توحید و نفی بت پرستی، پیامبرش را تهدید نکرد و پیامبر خدا نیز از هیچ کس نترسید و از تمامی عرصه‌های هولناک پیروز بیرون آمد. قابل توجه و تأمل است که این آیه شریفه هیچ ارتباطی با آیات قبل و بعد ندارد؛ زیرا در سال آخر هجرت تمامی مردم یهودی و مسیحی ساکن در جزیرة‌العرب، تسلیم اسلام شده بودند و خطری از ناحیه آنان وجود نداشت.1
شأن نزول
کتب تفاسیر چهار احتمال درباره شأن نزول آیه مورد نظر ذکر کرده‌اند2؛ امّا یکی از احتمالات کلیدی و مهم شأن نزول آیه شریفه که مطابق با روایات بسیاری نیز هست، درباره رهبری امام علی‌(ع) می‌باشد که قرآن مجید در مرحله نخست و سپس به دنبال آن؛ پیامبر اکرم(ص) با صراحت کامل آن را مطرح کرده‌اند.
صاحب تفسیر طبری که در قرن سوم هجرت می‌زیسته است می‌نویسد: آیه شریفه: «یا اَیهَا الرَسُول بَلِّغ…». درباره حضرت علی(ع) نازل شده است.3
فرات کوفی نیز در تفسیرش آورده است، آیه: «یا اَیهَا الرَسُول بَلِّغ…». روز غدیر خم و درباره ولایت و رهبری امام علی‌(ع) نازل شده است.4
همچنین علی بن ابراهیم قمی در تفسیرش چنین نگاشته است: آیه: «یا اَیهَا الرَسُول بَلِّغ…» درباره حضرت علی‌(ع) نازل گردیده است.5
گزارش رویداد
سال دهم هجرت، پیامبر خدا‌(ص) پس از پایان مناسک «حجة الوداع» به همراه هزاران تن از مسلمان به سوی مدینه رهسپار شد. کاروان، منازل بین راه را یکی پس از دیگری پیمود. کاروان کم کم به وادی «جُحفه» نزدیک می‌شد. ناگاه جبرئیل بر پیامبر خدا نازل شد و آیه‌شریفه: «یا ایها الرَّسُولُ بَلِّغ ما انزِلَ …» را بر ایشان قرائت کرد. در این آیه خداوند پیامبرش را ترغیب نمود تا دستور او را درباره جانشینی و ولایت حضرت علی(ع) هر چه سریع‌تر به مردم برساند.6
پیامبر به غدیر خم رسید. دستور داد: «آنانکه از غدیرخم گذشته‌اند مراجعت کنند، باقیمانده کاروان هم برای رسیدن به میعادگاه عجله کنند».
تابش خورشید، تازیانه‌های هلاک کننده خویش را بر سر و روی کاروانیان می‌نواخت، قراین و شواهد گویای این بود که زمانه آبستن حادثه‌ای است.
خدایا! چه شده است؟ چه واقعه‌ای اتفاق خواهد افتاد؟ آری؛ پیامبر مأمور است، او می‌بایست دستور خدا را به مردم ابلاغ کند و از کسی هم نترسد.
پیامبر اسلام بر فراز جهاز شتران جای گرفت و بعد از حمد و ثنای خداوند؛ چنین فرمود: «ای مردم! به پایان عمرم نزدیک شده‌ام و از میان شما می‌روم. ای مردم! من آنچه از حلال و حرام خدا بود به شما رساندم …. آیا من بر شما اولویت و برتری ندارم؟» مردم همگی گفتند: بلی؛ یا رسول الله.
آنگاه او دست علی(ع) را گرفت و فرمود: «مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا علی مَولاهُ…؛ هرکس که من مولای اویم، علی(ع) مولای اوست».7
بار خدایا! دوست علی را دوست بدار و دشمن علی را دشمن باش.
معبودا! آنکه علی را یاری کند، یاور باش و کسی که او را یاری نکند، خوار و ذلیل گردان.
از این فرمایش حضرت که خطاب به مردم فرمود: «ألَستُ أولی بکم…؛ آیا من از شما برتر و اولی نیستم؟» به خوبی معلوم می‌شود که مقصود ایشان در فراز بعدی خطبه: «مَن کُنتُ مَولاه‌…»، معرفی امام علی(ع) به عنوان رهبر و سرپرست بوده است؛ زیرا اگر غرض از «مَن کنتُ مولاه‌…»، تنها دوست داشتن او بود، این همه تأکید و نگه داشتن مردم در میان بیابان را لازم نداشت. پس «مولی» به معنای اول است و صلاحیت رهبری را نشان می‌دهد.
نقش قرآن
بدین ترتیب در غدیر خم نقش قرآن در تداوم رهبری معصوم بعد از پیامبر خدا‌(ص) نیز به زیبایی نمایان شد و این کتاب زندگی؛ راه صحیح و بدون دغدغه را به پویندگان جاده حقیقت معرفی فرمود.
1 . تفسیر المیزان ج6 ص4243.
2 . تفسیر تبیان ج3ص587.
3. تفسیر طبری، بخش 24.
4 . تفسیر فرات کوفی ج1ص130.
5 . تفسیر قمی ج1ص171.
6 . تفسیر عیاشی ج1ص332.
7 . اصول کافی ج1ص295. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج2ص287.

تبلیغات