چکیده

الگوی نوسازی حکومت پهلوی دوم، مشخصاً در جنبه های اقتصادی و اجتماعی در جامعه ایران اجرا شد و تمامی برنامه ریزی های دولتی و متمرکز حکومت مزبور همچون انقلاب سفید، لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی و...، در راستای همین امر به کار گرفته شد. این برنامه ها به دلیل ویژگی های پاتریمونیالیستی و اقتدارگرایی رژیم پهلوی، حوزه های سیاسی و مذهبی را در بر نمی گرفت و به همین دلیل، تضاد های اساسی با نیروهای اجتماعی طبقات متوسط جدید، سنتی و پایین و حتی بالاتر را ایجاد نمود. سؤال اصلی پژوهش از این قرار است: چرا روند نوسازی حکومت، حوزه سیاسی را در بر نمی گرفت و تعارضاتی با نیروهای مخالف سیاسی و مذهبی ایجاد کرد؟ در این پژوهش، تعارضات روند نوسازی پهلوی دوم بر اساس روش تحلیل محتوای تاریخی و جامعه شناسی سیاسی و شکاف بین طبقات و روند نوسازی، بررسی شده است. روش گردآوری داده ها بر اساس مطالعات کتابخانه ای تنظیم و پردازش شده است.

تبلیغات