چکیده

هدف اصلی این نوشتار این است که مبانی فلسفه اخلاق دیویی بررسی منتقدانه شود. دیویی پژوهش اخلاقی را بخشی از پژوهش تجربی می داند. رویکرد او در اخلاق ابزارانگاری است. احکام ارزشی ابزاری است برای این که در شرایطی که عادات، برای هدایت رفتار کفایت نمی کند، رفتار را به نحو رضایت بخشی جهت دهی کند. در این دیدگاه احکام ارزشی به نحو ابزاری ارزیابی می شوند، یعنی از این جهت که تا چه حد می توانند در راهنمایی رفتار موفق باشند. ما با این وسیله این احکام را آزمون می کنیم که ببینیم آیا نتایج رضایت بخشی به همراه دارند یانه و آیا مسایلی را که برای حل آن طراحی شده اند را حل می کنند یا نه. در این رویکرد پراگماتیستی شرایط تضمین احکام ارزشی در رفتار خود بشر قرار دارد و نه در یک مرجع پیشین مثل فرمان الهی یا صور افلاطونی یا عقل محض. مشکل اصلی فلسفه اخلاق دیویی نسبی گرایی است.