آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۸۱

چکیده

متن


آفرینش انسان بر فطرت ـ1 خداى سبحان انسان را با ویژگى فطرت آفریده است، فطرتى که اساس آن عشق به کمال مطلق و خیر و سعادت و تنفر از نقص و انزجار از شر و شقاوت است، ویژگى که همگانى و تغییرناپذیر است.
 یعنى اصل این فطرت در همه انسانها وجود دارد.
 گرچه ممکن است در تشخیص مصداق کمال مطلق یا نقص گرفتار خطا و اشتباه شوند.
 به همین منظور خداى سبحان دین را که همگام و هماهنگ با فطرت است در اختیار آدمى قرار داده و از او خواسته است تا تمام توجهش را متوجّه دین هماهنگ با فطرت کند و با استفاده از آن در علم و عمل خود را به کمال مطلق نائل و از نقص مصون بدارد «فاقم وجهک للدّین حنیفاً فطرت اللّه التى فطر النّاس علیها لاتبدیل لخلق اللّه ذلک الدین القیم ولکنّ اکثر الناس لایعلمون؛() پس روى خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن، این فطرتى است که خداى سبحان انسانها را بر آن آفریده، دگرگونى در آفرینش الهى نیست، این  خدا کمال مطلق و طاغوت نقصاست آیین استوار، ولى اکثر مردم نمی‌دانند.
»  و شر ـ2 براى این که انسانها در مسیر فطرت گام بردارند و از خطا در تشخیص مصداق کمال مطلق و نقص و شقاوت مصونیّت پیدا کنند خداى سبحان در میان هر امّتى پیامبر برانگیخته تا حجت بر آنها تمام شود و مصداق واقعى کمال مطلق را شناخته و راه رسیدن به آن را بیابند و همچنین مصداق نقص را شناخته و راه مصونیت از آن را بیابند.
 «ولقد بعثنا فى کلّ امّة رسولا ان اعبدواللّه و اجتنبوا الطاغوت فمنهم من هدى اللّه و منهم من حقّت علیه الضلالة فسیروا فى الارض فانظروا کیف کان عاقبة المکذّبین؛() ما در هر امّتى رسول فرستادیم که خداى یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید، خداى متعال گروهى را هدایت کرد و گروهى ضلالت و گمراهى دامنشان را گرفت، پس در روى زمین سیر کنید و ببینید عاقبت تکذیب کنندگان چگونه بود.
» اساس دعوت همه انبیاء دعوت به توحید و پرستش خداى یگانه و دورى از طاغوت و مبارزه با اوست.
 زیرا اگر پایههاى توحید محکم نشود و طاغوتها از جوامع انسانى و محیط افکار طرد نگردد هیچ برنامه اصلاحى قابل پیاده شدن نخواهد بود.
 اگر آدمیان بدانند کمال مطلق خداست و راه رسیدن به کمال مطلق عبادت و سر سپردگى و تسلیم شدن در برابر خداست و نقص، طاغوت است و راه مصونیت از آن اجتناب از طاغوت و مبارزه با اوست و با این آگاهى این رهنمود انبیاء را انتخاب کنند به طور طبیعى عشق به کمال در او شکوفا مىشود ولى اگر از این نعمت استفاده نکنند دچار گمراهى مىگردد.
 زیرا دسته اول از مقدّمات هدایت را که همانا عبارت از عقل و فطرت و فرستادن انبیاء و ارائه آیات تکوینى و تشریعى خداست تا تصمیمگیرى آزادانه، پذیرفته و به سر مقصود رسیده‌اند و دسته دوم با لجاجت و خیره سرى و استکبار و غرور از پذیرش مقدّمات هدایت سرباز زده و خود را به طاغوت و باطل نزدیک کرده و در نتیجه گرفتار ضلالت و گمراهى شده و از مقصود دورمانده‌اند.
 در پایان آیه نیز براى بیدار کردن گمراهان و تقویت روحیه هدایت یافتگان این دستور عمومى را صادر کرده که در روى زمین سیر کنند و آثار گذشتگان را که بر روى زمین و در دل خاک نهفته است بررسى کنند و بیابند، سرانجام کار کسانى که آیات خدا را تکذیب کردند به کجا کشیده است.
 انسانى که به منظور آموختن درس و عبرتگیرى از گذشتگان در زمین سیر مىکند هم با ظالمان و ستمگران و اهل باطل و آثار آنها روبرو مىشود و هم با پاکان و نیکان و اهل توحید و آثار آنان مواجه مىگردد به طور طبیعى انسان بیدار با مشاهده نتایج اعمال ظالمان و اهل باطل، از باطل و ستم و انحراف اجتناب مىکند و با دیدار آثار نیکان و پاکان، خود را به نیکى و پاکى می‌آراید.
 نکوداشت نیکان به مقتضاى فطرت ـ3 گرامى داشت انسانهاى شایسته و فرهیخته و تأثیر گذار و نقش آفرین و مصلحان تاریخ و زنده نگهداشتن نام و یاد آنان در تمام جوامع بشرى رواج دارد.
 جوامع با تعظیم صاحبان کمال و علم و دانش و بزرگداشت مقام آنان از آنها تجلیل به عمل می‌آورند.
 باید توجه داشت که تجلیل و تعظیم بزرگان و صاحبان کمال ریشه در کمال دوستى انسان و گرایش فطرى او به کمال دارد و چون هر کسى با سائقه فطرى الهى به مال عشق می‌ورزد در برابر انسانهاى کامل و صالح ستایش کرده و در ساحت او کرنش مىکند و این ستایش و کرنش در برابر انسانهاى کامل چه زنده و مرده تفاوتى نمىکند.
 چنان چه آدمیان در برابر فرهیختگان و صاحبان کمال ستایش و کرنش مىکنند نسبت به انسانهاى طالح و آلوده و ستمگر حالت نکوهش داشته و او را مذمّت کرده و طرد مىکنند.
 زیارت مصداقى از بزرگداشت افتخار آفرینان ـ4 زیارت پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت آن حضرت که در روایات فراوانى تأکید شده است علاوه بر پیوند وثیق بین زائر و مزور نکوداشت عظمت و مقام آنها و به انگیزه عشق به کمال و کمال خواهى است که در این جا به بیان دو روایت اکتفا مىشود.
 امام حسن مجتبى(ع) فرمود: من به پیامبر خدا عرض کردم پاداش کسى که به زیارت تو اقدام کند چه خواهد بود؟ پیامبر اکرم(ص) فرمود«:من زارنى او زاراباک اوزارک اوزار اخاک کان حقاً علىّ ان ازوره یوم القیامة حتّى اخلّصه من ذنوبه؛() کسى که مرا یا پدرت را یا تو را یا برادرت را زیارت کند بر من لازم است که در روز قیامت با او دیدار کرده و او را از گناهانش رها سازم.
» امام حسین(ع) نیز خطاب به پیامبر عرض مىکند، کسى که به زیارت ما مىپردازد چه پاداشى براى اوست؟ فرمود«:یابنىّ من زارنى حیّا او میتاً و من زار اباک حیّاً او میتاً و من زار اخاک حیّاً و میتاً و من زارک حیّا و میتاً کان علىّ ان ازوره یوم القیامه و اخلصه من ذنوبه و ادخله الجنّه؛() فرزندم، کسى که در حال حیات و زندگى یا مرگ مرا و پدرت و برادرت و خودت را زیارت کند بر من است که او را در روز قیامت زیارت کنم و او را از گناهان نجاتش دهم و وارد بهشتش سازم.
» 5 ـ یکى از امامانى که به زیارت او تأکید شده زیارت امام حسین(ع) است که در برخى روایات گفته شده اگر کسى قبر حسین(ع) را در کنار فرات زیارت کند مانند کسى است که خدا را فوق عرشش زیارت کرده باشد و یا اگر کسى آن حضرت را با معرفت و شناخت حقش زیارت کند خداى سبحان او را در اعلى علیین قرار دهد و اگر کسى قبر حسین(ع) را در حالى که به حقش معرفت دارد زیارت کند خداى سبحان گناهان گذشته و آینده‌اش را مىبخشد.
() و یکى از زیاراتى که بر خواندن آن و مداومت بر آن تأکید شده زیارت روز عاشوراى امام حسین(ع) است.
 امام باقر(ع) فرمود: اگر کسى در روز عاشورا از نزدیک امام حسین را با چشم گریان زیارت کند خداى سبحان به او پاداش دو هزار حج و دو هزار عمره و دوهزار شرکت در جهاد که در رکاب پیامبر خدا(ص) و ائمه اطهار(ع) باشد اعطا مىکند.
 از آن حضرت سؤال شد اگر کسى امکان حضور در کربلا و حرم مطهر آن حضرت را در روز عاشورا نداشته باشد و از راه دور بخواهد آن حضرت را زیارت کند تکلیف چیست؟ حضرت فرمود: پیش از ظهر در جاى بلندى بایست و پس از اشاره به سوى مرقد آن حضرت بر او سلام کن و بر ستمگران و کشندگان او لعن و نفرین بفرست، آنگاه دو رکعت نماز زیارت بخوان و هرچه مىتوانى بر مصیبت او گریه کن و خاندانت را نیز بر این عمل وادار ساز، و در خانه مصیبت آن حضرت را اقامه کن سپس فرمود: هر که این کار را انجام دهد من ضمانت مىکنم که خداى سبحان پاداش یاد شده را به او بدهد.
 پس از بیان مطالب به بیان اصل زیارت مىپردازد.
() این زیارت با سلام و درود بر امام حسین(ع) به عنوان فرزند پیامبر خدا و امیرالمؤمنین و سرور اوصیاء و فاطمه زهراء سرور زنان عالم و سلام و درود بر او به عنوان خون خدا و فرزند خون خدا و یگانه روزگار و سلام بر کسانى که در آستانه او عاشقانه ایثار و فداکارى کردند آغاز مىشود.
 و با بیان مصائب او و عظمت آن مصائب مطالب ادامه پیدا مىکند پس از آن به لعن و نفرین ظالمان مىپردازد و مطالب فراوانى در آن بیان مىکند.
 ظهور تولّى و تبرّى در زیارت عاشورا از تأکید بر زیارت امام حسین به گونه کلّى و زیارت آن حضرت در روز عاشورا و خواندن زیارت عاشورا در همه ایام استفاده مىشود که یکى از نکات مورد توجه تجلّى و ظهور تولّى و تبرّى در زندگى شیعیان و پیروان اهل بیت رسول اللّه(ص) است، در زیارت عاشورا تولّى و اظهار ولایت و پذیرش آن به خوبى آشکار است و همچنین تبرّى و اظهار برائت و انزجار از ظالمان و ستمگران و کسانى که آنها را به شهادت رساندند.
 حال به فرازهایى از این زیارت اشاره مىشود.
 فرازهایى که گویاى تولّى است در چند بند بیان مىشود الف: در فراز اول که با سلام و درود بر آن حضرت آغاز مىشود و زائر مىگوید:سلام برتو اى اباعبداللّه، سلام بر تو اى فرزند رسول خدا، سلام بر تو اى فرزند امیرالمؤمنین و سرور اوصیاء، سلام بر تو اى فرزند فاطمه سرور زنان جهان، سلام بر تو اى خون خدا و فرزند خون خدا و یگانه روزگار، سلام بر تو و جانهاى پاکى که در آستانه تو فرود آمدند، سلام الهى بر همه شما در همیشه زمان، تا هنگامى که من زنده‌ام و روز و شب پایدار باقى است.
 اى اباعبداللّه، بى تردید مصیبت تو بسیار سخت و تحمّل آن بر همه انسانهاى مسلمان بسى دشوار است نه تنها بر موجودات زمینى بلکه دیدن آن صحنههاى دلخراش و جانکاه براى ساکنان آسمانها نیز سنگین بود.
 ب: یا ابا عبداللّه انى سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الى یوم القیامة؛ اى حسین، اى ابا عبداللّه، بى شک تا روز رستاخیز بر این عقیده استوار مىمانم که در کنار یاران شما بوده و در جبهه همرزمان شما باشم.
 ج: بابى انت و امى، لقد عظم مصابى بک فاسئل اللّه الّذى اکرم مقامک و اکرمنى بک، ان یرزقنى طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد(ص) اللهم اجعلنى عندک وجیها بالحسین (ع) فى الدّنیا و الآخرة.
 پدر و مادرم فداى تو باد، تحمّل مصیبت تو بسیار سخت است، از خدایى که منزلت کریمانه‌اى به تو بخشید و مرا در سایه آشنایى با تو گرامى داشت مشتاقانه خواستارم در رکاب پیشواى پیروزى از خاندان نبوى(ص) که به هدف خونخواهى تو برمىخیزد، توفیق حضور داشته باشم.
 بار خدایا مرا در پرتو الطاف سالار شهیدان در دنیا و آخرت جزو رو سفیدان و آبرومندان درگاهت قرار ده.
 در فراز بعدى زائر راه تقرّب به خدا و پیامبر خدا و امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را ولایت و محبت امام حسین(ع) و بیزارى از دشمنان آنها می‌داند.
 فرازهایى که به بیان تبرّى مىپردازد الف: در مجموع این زیارت تبرّى به صورت لعن و نفرین نسبت به کسانى که اساس ظلم و ستم را بنیان نهادند بیان مىشود.
 از جمله مىفرماید :فلعن اللّه امّة اسّست اساس الظلم و الجور علیکم اهل البیت و لعن اللّه امّة دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم الّتى رتّبکم اللّه فیها و لعن اللّه امّة قتلکتم و لعن اللّه الممهدین لهم بالتمکین من قتالکم، برئت الى اللّه والیکم منهم و من اشیاعهم و اتباعهم و اولیائهم.
 لعنت خداوند بر کسانى که اساس ظلم بر شما خاندان نبوى را بنیان نهادند، لعنت خدا بر نامسلمانانى که منزلت خدادادى شما را نادیده گرفتند و شما را از جایگاه امامت بیرون راندند و خلافت الهى شما را به یغما بردند.
 لعنت خدا بر کسانى که بر اثر ترس و جهالت و سفاهت به طاغوت زمان پیوستند و زمینه کشتار شما را فراهم ساختند، از همه این افراد و کسانى که سبب شیوع و گسترش تفکر اموى شدند و گروهى که به جاى پذیرش ولایت الهى ولایت طاغوت را پذیرفتند و افرادى که طوق بندگى و پیروى بى چون و چراى آنان را به گردن آویختند از همگى آنان گسسته، به خدا و خاندان پاک شما مىپیوندم.
 در فراز بعدى مصادیق ظالمان را متذکر شده و از افرادى چون آل زیاد و آل مروان و همه فرزندان امیه و ابن مرجانه (ابن زیاد) و عمر بن سعد و شمر یاد مىکند که ملعون هستند و در پایان این فراز مىگوید: نه تنها این افراد مورد لعن و نفرین خدایند بلکه کسانى که مقدّمات پیکار با حسین(ع) را فراهم ساختند مورد لعن قرار داده و فرمود:و لعن اللّه امّة اسرجت و الجمت و تنقّبت لقتالک یعنى لعنت خدا بر سپاهیانى که با آماده سازى مقدمات و ساخت زین و لگام براى اسبهاى جنگى و پوشیدن نقاب زمینه کشتار شما را فراهم کردند.
 ب: در یک فراز اظهار برائت و انزجار مىکند از کسانى که پایه گذار ستم بر اهل بیت و شیعیان آنها بودند و از خدا مىخواهد که این اظهار برائت را روزى آنان قرار دهد و در شعار ویژه‌اى که گفته شد صد بار آن را بگویید، به صورت کلى مىگوید :اللهم العن اوّل ظالم ظلم حق محمّد و آل محمّد و آخر تابع له على ذلک اللّهم العن العصابة الّتى جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت على قتله اللّهم العنهم جمیعاً؛ خدایا نخستین ستمگر بر اهل بیت پیامبر و همه پیروانش را لعنت کن گروهى که به جنگ با امام حسین(ع) برخاستند و آنان که سپاهیان جهالت و سفاهت را بدرقه کردند و کسانى که به این جنایت هولناک رضایت دادند، افکار آنان را پسندیدند و به کردار آنان شادمان شدند، خدایا همگى آنان را لعنت کن از مجموعه این زیارت چند مطلب استفاده مىشود.
 اول: تقرّب به خدا از راه دوستى و ولاء امام حسین(ع) و اهل بیت به طور کلّى و دوستى و موالات دوستان آنها و برائت و انزجار از ظالمان و ستمگران و پیروان و دوستان و زمینه سازان گسترش تفکّر ستم و ستمگرى حاصل مىشود.
 بنابراین کسانى که تنها با ابراز محبّت و دوستى و پیوند با آنها به خواهند به مقامات معنوى نائل شوند پندارى بیش نیست بلکه این ولایت و دوستى باید ملازم با برائت و انزجار از ظالمان و دوستان آنها نیز باشد.
 دوم: برائت تنها به این نیست که آدمى از ظالمان و ستمگران اعراض کند بلکه باید با اظهار تبرّى از آن و هر کسى که به گونه‌اى با ظلم و ستم همراه است نیز ملازم باشد از این رو کسانى که مستقیماً به اهل بیت ستم کرده‌اند یا ستمگران را یارى نمودند و یا به ستم بر آنان راضى باشند هر سه گروه در ستم سهیم اند و تبرّى و انزجار از آنها نیز لازم است.
 سوم از زیارت عاشورا استفاده مىشود که برائت از ظالمان و ستمگران به این است که آنها را مورد لعن قرار دهند.
 در واقع این گروه از رحمت و مغفرت خدا محرومند چنان که ملاحظه مىشود که در قرآن گروه هایى چون ظالمان()،دروغ گویان،() کافران،() و کسانى که حق را کتمان کرده‌اند.
() مورد لعن خداى سبحان قرار گرفتند و بلکه برخى علاوه بر لعن خدا، مورد لعن لعن کنندگان نیز قرار گرفتند، خواه فرشتگان باشند یا مؤمنان یا هر کسى، بنابراین اگر در زیارت عاشورا کسانى که به پیامبر و اهل بیت آن حضرت ستم کرده‌اند، مورد لعن قرار گرفتند باید توجه داشت که این مطلب ریشه قرآنى دارد.
 چهارم: زائرى که زیارت عاشورا را قرائت مىکند خواستههایى دارد که از جمله آن خواستهها این است که خداى سبحان حیاتش و مماتش و زندگى و مرگش را زندگى و مرگ پیامبر و اهل بیت آن حضرت قرار دهد و مىگوید :اللّهم اجعلنى فى مقامى هذا ممّن تناله منک صلوات و رحمة و مغفرة، اللّهم اجعل محیاى محیا محمّد و آل محمّد و مماتى ممات محمّد و آل محمّد؛ خدایا مرا در این جایگاهى که هستم از کسانى قرار ده که از درود و تحیّت، لطف و رحمت و عفو و مغفرت تو بهرهمند باشد.
 خدایا زندگى و مرگ مرا با حیات و ممات پیامبر و اهل بیتش همگون قرار ده، در این فراز زائر مىگوید: زندگى پیامبر و اهل بیت آن حضرت زندگى همراه با انس با خدا و عزّت و طهارت و در واقع زندگى پاکیزه وحیات طیّب بوده است به من نیز همان زندگى را اعطاء کن و مرگى ده که در آن عزّت و با عشق به لقاى الهى باشد.
 چنان که مرگ آنها نیز مرگ با عزّت و همراه با عشق به لقاء الهى بوده است.
 زیرا معیار حیات پاکیزه و زندگى سعادتمندانه چیزى جز همراهى و هماهنگى با آن بزرگواران نیست آنها هستند که اسوه و الگوى آدمیان هستند، بنابراین انسانى که مىخواهد زندگى و مرگ سعادتمندانه داشته باشد باید الگوهاى زندگى و مرگ سعادتمندانه را که معصومین علیهم السلام هستند بشناسد و با ابعاد زندگى آنها آشنایى پیدا و در عمل نیز در همه ابعاد زندگى از آنها پیروى نماید.
 در این صورت است که مرگ او و حیات او مرگ و حیات سعادتمندانه خواهد شد.
 چگونگى دریافت درود و رحمت الهى در قسمت آغاز این فراز زائر از خدا مىخواهد که در جایگاهى که قرار دارد از کسانى قرار دهد که به او درود و رحمت و مغفرت اعطاء مىگردد.
 قرآن کریم راه آن را به ما توجّه داده از جمله در سوره بقره فرمود«:و بشّر الصابرین الّذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا للّه و انا الیه راجعون، اولئک علیهم صلوات من ربّهم و رحمة و اولئک هم المهتدون.
»() و بشارت ده به صبر پیشگان، آنها که هرگاه مصیبتى به ایشان می‌رسد مىگویند: ما از خدائیم و به سوى او باز مىگردیم اینها همانها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هدایت یافتگانند چنان چه پیامبر و ائمه معصومین(ع) از ویژگى صبر و استقامت برخوردارند و به همین دلیل مشمول درود و رحمت خدا قرار گرفتند.
 انسان مسلمان نیز باید با صبر و ایستادگى در برابر گناهان ونسبت به اطاعت الهى و در برابر مصائب و رویدادهاى تلخ از درود خاص الهى و رحمت حق بهرهمند شوند.
 اسباب مغفرت الهى و اگر بخواهند از مغفرت الهى برخوردار باشند باید از راههاى گوناگون از جمله تحصیل تقواى الهى و پروا پیشگى به مغفرت الهى نائل شوند«:یا ایها الّذین آمنوا اتّقوا اللّه یجعل لکم فرقاناً و یکفّر عنکم سیئاتکم و یغفرلکم؛() اى کسانى که ایمان آورده‌اید از مخالفت خدا پرهیز کنید براى شما وسیله‌اى جهت جدا ساختن حق از باطل قرار می‌دهد و گناهانتان را مىپوشاند و شما را مورد مغفرت و آمرزش قرار می‌دهد.
» از جمله امورى که سبب برخوردارى از مغفرت الهى مىشود، دوستى خدا همراه با پیروى از پیامبر است:« قل ان کنتم تحبّون اللّه فاتبعونى یحببکم اللّه و یغفرلکم ذنوبکم؛() بگو اگر خدا را دوست می‌دارید از من پیروى کنید تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد.
» یکى از امورى که باعث مغفرت الهى مىشود، گفتن سخن حق و درست و منطقى است: «یا ایّها الّذین آمنوا اتقوا اللّه و قولوا قولاً سدیداً یصلح لکم اعمالکم و یغفرلکم ذنوبکم؛() اى کسانى که ایمان آورده‌اید تقواى الهى پیشه کنید و سخن حق بگویید تا خدا کارشما را اصلاح کند و گناهانتان را بیامرزد.
» نتیجه گیرى آن چه که در این مقاله تحت عنوان ظهور و تجلّى و تبرّى در زیارت عاشورا مورد بررسى قرار گرفته است روشن مىشود که: اولاً: آدمى بر فطرت الهى آفریده شده است که به مقتضاى آن فطرت الهى به کمال عشق می‌ورزد و از نقص و شرّ گریزان است.
 ثانیاً :به مقتضاى این گرایش فطرى انسان به خداى سبحان که کمال مطلق است عشق می‌ورزد و به تبع آن به هرچه که وجهه الهى داشته باشد از جمله به اولیاء الهى و انسانهاى کامل نیز عشق می‌ورزد و چون به آنها عشق می‌ورزد به دیدار آنها می‌رود و به زیارت آنها مىپردازد تا از این راه، هم عشق و محبّت خود را به آنها نشان دهد و هم از راه باطل و انحراف فاصله بگیرد.
 ثالثاً: یکى از زیارت هایى که محبّان اهل بیت به آن ترغیب شدند زیارت عاشورا است که خطاب به سید الشهداء حسین بن على(ع) خوانده مىشود که محتواى این زیارت از سویى تجلّى و ظهور تولّى و اظهار محبت نسبت به اولیاء حق و پیامبر و اهل بیت پیامبر است که با درود با امام حسین(ع) آغاز مىشود و از سوى دیگر تبلور تبرّى و اظهار انزجار نسبت به ظالمان و ستمگران و همراهان آنان و کسانى که به آن تمسّک مىکنند و به ظلم آنها راضیند نیز مىباشد که با توجه به تأکید بر مداومت بر آن انسان این درس را از مکتب فکرى امام دریافت مىکند که باید با ستم و ستمگران مبارزه کند.
 رابعاً: انسان زائر با اظهار تولّى و تبرّى با توجه به معرفتى که نسبت به حق امام حسین(ع) پیدا مىکند در مقام دعا از خداى سبحان درخواست مىکند که زندگى او زندگى پیامبر و اهل بیت او و مرگ او مرگ پیامبر و اهل بیت او باشد یعنى زندگى که در آن توحید و اخلاق و ارزشهاى انسانى و عشق به خدا جلوه کند و مرگ او نیز با عشق به لقاء الهى و توأم با عزّت و ارجمندى بوده و با مغفرت و آمرزش الهى در درگاه حق حضور یابد.
 پىنوشتها:ـــــــــــــــــــــــ .
 سوره روم، آیه .3 .
 سوره نحل، آیه .35 .
 ثواب الاعمال، صدوق، ص . 107 .
 همان، ص 108. .
 همان، ص 110 به بعد. .
 بحارالانوار، ج 98، ص 290 ـ 291. .
 سوره اعراف، آیه .44 .
 سوره آل عمران، آیه .61 .
 سوره بقره، آیه .89 .
 سوره بقره، آیه .159 .
 همان، آیات 155 ـ .157 .
 سوره انفال، آیه .29 .
 سوره آل عمران، آیه .31 .
 سوره احزاب، آیه .71