مطالب مرتبط با کلیدواژه

جهان شناسی اسلامی


۱.

جایگاه انسان در دیدگاه جغرافیدانان مسلمانان سده های میانه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: توحید انسان جغرافیدانان مسلمان جهان شناسی اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا گروه های ویژه بحث های نظری و روش شناسانه
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا گروه های ویژه آثار و آرای جغرافیدانان ایرانی
  3. حوزه‌های تخصصی جغرافیا گروه های ویژه آثار و آرای جغرافیدانان غیر ایرانی
تعداد بازدید : ۲۰۹۸ تعداد دانلود : ۱۰۳۴
علم جغرافیا طی سده های میانه درقلمرو و سرزمین های اسلامی به اوج خود رسید . آثار جغرافیایی در این دوره علاوه بر پرداختن به جنبه های فنی و علمی جغرافیا با دیدگاه ویژه ای متأثر از ارتباط سه گانه خدا ‘ انسان و محیط هستی (افلاک) شکل گرفته که باعث تکوین مکتب جغرافیدانان اسلامی شده است . در این مقاله ((جایگاه انسان)) نسبت به جهان و محیط جغرافیایی از نقطه نظر آثار و نگرش جغرافیدانان مسلمان با هدف شناخت دیدگاه ومکتب جغرافیدانان مسلمان مورد پژوهش قرار گرفته است. روش اصلی تحقیق در چهار چوب روشهای تحلیلی با استفاده از روشهای کتابخانه ای و اسنادی و تجزیه و تحلیل اطلاعات است .
۲.

سرشت عقلانی شدن در گذر از ایران باستان به ایران اسلامی؛ گذار از جهان بینی اسطوره ای به جهان بینی دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۴۱
برای تبیین چگونگی گذار ایران از دوره باستان به اسلامی، می توان از چارچوب های گوناگونی استفاده کرد که نظریه تحول آگاهی هابرماس، یکی از آن هاست. مقاله پیش رو با استفاده از این نظریه، به این نتیجه می رسد که اندیشه سیاسی ایرانی، به موازات گذار از آگاهی اسطوره ای در عهد باستان، به آگاهی دینی در دوره میانه، هیچ گاه پیوند خود با متافیزیک را قطع نکرد. در ایران باستان، اساطیر و سپس دین زردشتی مهم ترین منابع تفکر سیاسی به شمار می رفتند که با ورد اسلام به ایران، شریعت اسلامی این نقش را برعهده گرفت. اگر شاه در عهد باستان، در کانون اندیشه سیاسی ایرانی قرار داشت، در دوره اسلامی، در تفکر ابن سینا، نبی و در نظریه سهروردی، حاکمِ حکیم این موقعیت را پیدا نمود. علاوه بر این، در عهد باستان، یک قانون کلی به نام «اَشه» بر طبیعت و اجتماع حاکم بود که در دوره میانه، این جامه بر تن «شریعت» راست شد. پرسش اصلی پژوهش این است که سرشت گذار ایران باستان به ایران اسلامی را از حیث نوع جهان بینی چگونه می توان تحلیل و تبیین کرد؟ فرضیه ما این است که سرشت اصلی تحول از ایران باستان به ایران اسلامی را می توان عقلانی شدن به صورت گذار از جهان بینی اسطوره ای با بینش دوانگاری به جهان بینی دینی با بینش یگانه انگار، توصیف کرد. روش مورد استفاده در این پژوهش، روش انتقادی است که عمدتا توسط متفکران مکتب فرانکفورت از جمله هابرماس به کار گرفته شد.