تأثیر درمانی رهاسازی خویش در صداهای والا مطالعه موردی بر روی منتخبی از آثار آن رادکلیف برگرفته از فلسفه اخلاق اسپینوزا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نشریه فلسفه سال ۵۴ بهار و تابستان ۱۴۰۵ شماره ۱
51 - 71
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به واکاوی پیوند میان «اخلاق شادی» باروخ اسپینوزا و مؤلفه های زیبایی شناختی در رمان های آن رادکلیف، به ویژه در ساخت «متافیزیک والائی» می پردازد. پرسش اصلی این است که چگونه شادی اسپینوزایی ˗ به مثابه گذار ذهن از حالت انفعال به کنش مندی و افزایش «توان هستی شناختی» ˗ در ساز و کار مواجهه ی شخصیت های رادکلیف با والائی طبیعت و موسیقی، باز تعریف می شود و استدلال می کند برخلاف تصور رایج از «والائی» که در ادبیات گوتیک با ترس و تعلیق همراه است و این مفهوم از طریق موسیقی و طبیعت به «رهایی ذهن» بدل می شود. این تجربه با «شهود عینی» و لذت ناشی از فلسفه اسپینوزا هم راستا است. در این رویکرد ˗ والائی به معنی انهدام سوژه نیست، بلکه تجربه ی پیوند او با کلیت هستی (جوهر) است. موسیقی نیز نقش میانجی متافیزیکی ایفا کرده و تضادهای درونی شخصیت ها را به هماهنگی و شادی پایدار می رساند.