تحلیل الگوهای اقناع در قرآن بر اساس مدل اقناعی هاولند و نظام گفتمانی کنشی "با تأکید بر آیات مشتمل بر «یسئلونک»
حوزههای تخصصی:
متقاعدسازی به عنوان یکی از مؤلفه های تأثرگذار در جامعه مطرح است که طی آن یک فرد یا گروه با استفاده از روش های ارتباطی، سعی در تغییر نگرش، باور یا رفتار دیگران و به دنبال آن پذیرش یا انجام دیدگاه جدید توسط مخاطب دارد. شش نظریه در رابطه با مدل های نظری متقاعدسازی وجود دارد: 1. مدل اقناع هاولند و همکاران. 2. نظام گفتمانی کنشی. 3. مدل حقیقت نمایی تفسیر شناختی. 4. مدل ناهماهنگی شناختی. 5. مدل شهودی منظم. 6. مدل روش فرایند نگرش- رفتار. 7. مدل عمق پردازش. در این پژوهش، از مدل اقناعی هاولند و نظام گفتمانی کنشی بهره گیری شده است که این مورد بر عناصری مانند «پیام»، «منبع پیام»، «کانال انتقال پیام» و «مخاطب» تاکید دارد. پژوهش حاضر با بررسی آیات مشتمل بر «یسئلونک» عناصر اقناعی به کار رفته در این آیات را استخراج کرده است. از مهمترین مؤلفه های متقاعد سازی در این آیات، تخصص و آگاهی خداوند به عنوان منبع پیام است. علاوه بر آن، عناصر اقناعی دیگری مثل جذابیت منبع پیام، خوش خلقی و مهربانی پیامرسان، بیان محکم و قاطع پیام، استفاده به موقع از هیجان و استدلال در پیام، تکرار پیام و تصویرگری در کلمات، لفافه گویی، ارائه قصه گویی، توجه به هوش و توانایی ذهنی مخاطب در این آیات به کار رفته است و این جمع بندی حاصل گردید که قرآن کریم در جهت اقناع مخاطب، از روش ها و شیوه های گوناگون روانشناختی و ارتباطی استفاده کرده است.