بررسی مبانی مکتب عرفانی نجف و مکتب معارفی مشهد
منبع:
مدینه العلم کاظمیه سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
73 - 90
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی و تحلیل اختلاف مبنایی میان مکتب عرفانی نجف و مکتب معارفی مشهد در نسبت میان دین، عقل، فلسفه و عرفان پرداخته است. مسئله اصلی تحقیق، تبیین چرایی پذیرش یا ردّ فلسفه و عرفان بهعنوان ابزار فهم معارف دینی در اندیشه نمایندگان برجسته این دو مکتب، بهویژه علامه طباطبایی و مرحوم محمدرضا حکیمی، بوده است. هدف تحقیق آن بود که با واکاوی ریشههای معرفتی این اختلاف، جایگاه عقل فلسفی و عرفان اسلامی در فرایند فهم دین روشن گردد. پژوهش با روش کتابخانهای و با رویکرد توصیفی - تحلیلی - تطبیقی انجام شد و بر تحلیل آثار اصلی و منابع معتبر هر دو جریان فکری استوار بود. یافتههای تحقیق نشان داد که مکتب معارفی مشهد، با تأکید بر کفایت قرآن و حدیث و محوریت عقل فطری، بهرهگیری از فلسفه و عرفان را در فهم دین غیرضروری یا مخلّ میدانست، درحالیکه مکتب عرفانی نجف، فلسفه و عرفان را برخاسته از عقل موردتأیید شرع تلقی کرده و آنها را ابزاری کارآمد برای تعمیق فهم معارف وحیانی میدانست. نتیجه تحقیق حاکی از آن بود که فلسفه و عرفان، نه در مقام تکمیل دین، بلکه بهعنوان طریق و ابزار فهم عمیقتر آموزههای دینی، نقشی مهم و غیرقابلانکار در منظومه معرفت دینی ایفا میکردند.