امیرپویا دانش

امیرپویا دانش

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

گفتگو بر سر یک چالش: جهت مندی زمان، فرضیه گذشته یا برساخته؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۰
این مقاله به تحلیل تطبیقی دیدگاه های «فرضیه گذشته» و «فرضیه برساخته» درباره جهت مندی زمان می پردازد و نشان می دهد که چگونه هر یک تلاش کرده اند ناسازگاری میان تقارن قوانین بنیادین فیزیک و تجربه نامتقارن انسانی از زمان را تبیین کنند. فرضیه گذشته بر شرایط آغازین آنتروپی پایین به عنوان منشأ پیکان زمان تأکید دارد، حال آن که پرایس با دیدگاهی برساختی از زمان و نقد فرضیه گذشته، مسئله را نتیجه سوگیری زمانی در تفکر ما می داند و بر امکان تقارن بنیادی اصرار می ورزد. هدف مقاله حاضر آن است که با بررسی نقاط اشتراک و تعارض این دو رویکرد، کاستی های آن ها را آشکار کرده و زمینه ای برای ارائه الگویی بدیل فراهم کند. بر این اساس، نظریه پیشنهادی «الگوی لایه ای هستی-پدیداری زمان» معرفی می شود؛ الگویی که زمان را نه صرفاً محصول یک شرط اولیه یا یک سوگیری ذهنی، بلکه ساختاری چندلایه می فهمد که از تعامل میان سطوح فیزیکی، پدیداری و وجودی برمی خیزد. افزون بر این، ما ارجاع به میراث فیلسوفانِ مسلمان را برای فهم هرچه بیشتر از مفهوم زمان الزامی دانسته تا با بهره مندی از مکاتب فلسفی مختلف نتیجه ای منطبق بر طیف گسترده ای از دانش بشر به دست آوریم تا مبادا در تبیین ماهیت زمان دچار سوگیری، کج فهمی یا فروکاهش شویم.
۲.

پیکان زمان، فرضیه گذشته و الگوی لایه-پدیداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۸۹
این مقاله به بررسی مسأله جهت مندیِ زمان و خاستگاه آن در پیوند میان نظریه های فیزیکی و تحلیل های فلسفی می پردازد. تمرکز اصلی بر تبیین دیوید آلبرت از زمان است که در قالب «فرضیه گذشته» کوشیده است جهت زمان را نه به عنوان یک ویژگی آگاهانه یا تجربی، بلکه به مثابه پیامد آماری شرایط اولیه جهان در نظریه مکانیک آماری توضیح دهد. مقاله ابتدا به بازسازیِ مفهومیِ این نظریه پرداخته و آن را در پرتو مفاهیمی همچون علیت، تقارن زمانی، و شرط افزایش آنتروپی تحلیل می کند. سپس با استناد به نقدهایی از فیلسوفان و دانشمندان فیزیک معاصر و تأملاتی بر کارآمدی یا محدودیت این الگو، جایگاه آن را در حل مسأله پیکان زمان به چالش می کشد. با توجه به کاستی های دیدگاه فرضیه گذشته، این مقاله نظریه ای مکمل ارائه می دهد که زمان را مفهومی فیزیکی، پدیداری و انتزاعی در نظر می گیرد. در این نظریه، زمان از سازوکارهای آماری و آنتروپی گرفته تا تجربه ذهنی و ساختارهای زبانی تحلیل می شود. جهت مندی زمان، حاصل تعامل میان سطوح فیزیکی و پدیداری تلقی می شود و نه محصول صرف یک شرط اولیه. «الگوی لایه-پدیداریِ زمان» با پرهیز از فروکاهش، زمینه ای برای تبیینی میان رشته ای از زمان فراهم می کند که نه تنها به اصولِ آماری و آنتروپیک توجه دارد، بلکه با تعریف شرایط اساسیِ جهت مندیِ زمان، رویکردی تطبیقی از مباحث فلسفی، فیزیکی، پدیدارشناسی و علوم شناختی اتخاذ می کند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان