پیکان زمان، فرضیه گذشته و الگوی لایه-پدیداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نشریه فلسفه سال ۵۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
151-175
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی مسأله جهت مندیِ زمان و خاستگاه آن در پیوند میان نظریه های فیزیکی و تحلیل های فلسفی می پردازد. تمرکز اصلی بر تبیین دیوید آلبرت از زمان است که در قالب «فرضیه گذشته» کوشیده است جهت زمان را نه به عنوان یک ویژگی آگاهانه یا تجربی، بلکه به مثابه پیامد آماری شرایط اولیه جهان در نظریه مکانیک آماری توضیح دهد. مقاله ابتدا به بازسازیِ مفهومیِ این نظریه پرداخته و آن را در پرتو مفاهیمی همچون علیت، تقارن زمانی، و شرط افزایش آنتروپی تحلیل می کند. سپس با استناد به نقدهایی از فیلسوفان و دانشمندان فیزیک معاصر و تأملاتی بر کارآمدی یا محدودیت این الگو، جایگاه آن را در حل مسأله پیکان زمان به چالش می کشد. با توجه به کاستی های دیدگاه فرضیه گذشته، این مقاله نظریه ای مکمل ارائه می دهد که زمان را مفهومی فیزیکی، پدیداری و انتزاعی در نظر می گیرد. در این نظریه، زمان از سازوکارهای آماری و آنتروپی گرفته تا تجربه ذهنی و ساختارهای زبانی تحلیل می شود. جهت مندی زمان، حاصل تعامل میان سطوح فیزیکی و پدیداری تلقی می شود و نه محصول صرف یک شرط اولیه. «الگوی لایه-پدیداریِ زمان» با پرهیز از فروکاهش، زمینه ای برای تبیینی میان رشته ای از زمان فراهم می کند که نه تنها به اصولِ آماری و آنتروپیک توجه دارد، بلکه با تعریف شرایط اساسیِ جهت مندیِ زمان، رویکردی تطبیقی از مباحث فلسفی، فیزیکی، پدیدارشناسی و علوم شناختی اتخاذ می کند.