الهه دادخواه

الهه دادخواه

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

اثربخشی برنامه فلسفه بر خودتنظیمی هیجانی، مهارت های اجتماعی و خودکارآمدی تحصیلیِ دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه ی فلسفه بر خودتنظیمی هیجانی، مهارت های اجتماعی، و خودکارآمدی تحصیلی کودکان دانش آموز بود. روش پژوهش حاضر، تجربی از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و شامل گروه های آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره اول ابتدائی شهر ساری در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود. نمونه پژوهش شامل ۴۰ دانش آموز پسر دوره اول ابتدائی شهر ساری (۲۰ نفر در گروه آزمایش و ۲۰ نفر در گروه کنترل) بود که ابتدا به صورت در دسترس انتخاب شده و سپس به طور تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند.برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خودتنظیمی هیجانی (ESRQ)، پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون و همکاران (۱۹۸۳) و مقیاس خودکارآمدی تحصیلی مورگان و همکاران (۱۹۹۹) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار۲۳ SPSS- و تحلیل کواریانس چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. آموزش فلسفه به طور معناداری خودتنظیمی هیجانی، مهارت های اجتماعی مثبت، رفتارهای اجتماعی منفی، پرخاشگری، رفتارهای تکانشی، و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان را بهبود بخشیده است (۰.۰۰۱ p <)، اما تأثیر معناداری بر برتری طلبی نداشته است (۰.۶۰۷ p =). بر اساس نتایج این پژوهش، می توان اظهار داشت که برنامه آموزش فلسفه نقش مؤثری در بهبود مهارت های هیجانی و اجتماعی دانش آموزان ایفا می کند و در نهایت، به موفقیت تحصیلی آن ها کمک می نماید.
۲.

اثربخشی آموزش حل مسئله شناختی اجتماعی بر خودتنظیمی تحصیلی و راهبردهای مقابله ای دانش آموزان با اضطراب ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۸۲
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش حل مسئله شناختی اجتماعی بر خود تنظیمی تحصیلی و راهبردهای مقابله ای دانش آموزان دارای اضطراب ریاضی بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر بابل در سال تحصیلی ۱۴۰3-۱۴۰2، که به روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند، تعداد ۳۴ نفر براساس ملاک های ورود انتخاب و در دو گروه ۱۷ نفره آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه اضطراب ریاضی چیو هنری (۱۹۹۰)، خودتنظیمی تحصیلی سواری و عرب زاده (۱۳۹۲) و راهبردهای مقابله ای لازاروس (۱۹۸۵) استفاده شد. پروتکل آموزش حل مسئله شناختی اجتماعی دی زوریلا و همکاران (2002) طی ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه ای برای گروه آزمایش انجام شد و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-24 با روش تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که اثربخشی هم زمان آموزش حل مسئله شناختی اجتماعی بر متغیرهای خودتنظیمی تحصیلی، راهبرد مقابله ای مساله مدار و راهبرد مقابله ای هیجان مدار وجود دارد (۰۱/0 P< و ۷۵۸/۴۷ F=) و اندازه اثر همزمان آن برابر ۸۴/۰ است. نتابج نشان داد که آموزش حل مسئله شناختی اجتماعی نه تنها به عنوان ابزاری کلیدی در ارتقاء عملکرد تحصیلی دانش آموزان عمل نموده، بلکه موجب خودتنظیمی بیشتر و بهبود راهبردهای مقابله ای آنان گردید. این دستاوردها نه تنها می تواند به عنوان مبنایی برای طراحی برنامه های آموزشی موثرتر در مواجهه با مشکلات اضطراب ریاضی و چالش های تحصیلی آتی مورد استفاده قرار گیرد، بلکه می تواند به تقویت سلامت روانی و اجتماعی دانش آموزان نیز منجر شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان