اثربخشی برنامه فلسفه بر خودتنظیمی هیجانی، مهارت های اجتماعی و خودکارآمدی تحصیلیِ دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه ی فلسفه بر خودتنظیمی هیجانی، مهارت های اجتماعی، و خودکارآمدی تحصیلی کودکان دانش آموز بود. روش پژوهش حاضر، تجربی از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و شامل گروه های آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره اول ابتدائی شهر ساری در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود. نمونه پژوهش شامل ۴۰ دانش آموز پسر دوره اول ابتدائی شهر ساری (۲۰ نفر در گروه آزمایش و ۲۰ نفر در گروه کنترل) بود که ابتدا به صورت در دسترس انتخاب شده و سپس به طور تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند.برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خودتنظیمی هیجانی (ESRQ)، پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون و همکاران (۱۹۸۳) و مقیاس خودکارآمدی تحصیلی مورگان و همکاران (۱۹۹۹) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار۲۳ SPSS- و تحلیل کواریانس چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. آموزش فلسفه به طور معناداری خودتنظیمی هیجانی، مهارت های اجتماعی مثبت، رفتارهای اجتماعی منفی، پرخاشگری، رفتارهای تکانشی، و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان را بهبود بخشیده است (۰.۰۰۱ p <)، اما تأثیر معناداری بر برتری طلبی نداشته است (۰.۶۰۷ p =). بر اساس نتایج این پژوهش، می توان اظهار داشت که برنامه آموزش فلسفه نقش مؤثری در بهبود مهارت های هیجانی و اجتماعی دانش آموزان ایفا می کند و در نهایت، به موفقیت تحصیلی آن ها کمک می نماید.