اسماعیل آقایی زاده

اسماعیل آقایی زاده

مدرک تحصیلی: استادیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه گیلان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۸ مورد از کل ۲۸ مورد.
۲۱.

تحلیلی بر رابطه حس مکان با تعلق در محلات شهری (نمونه موردی: محله باقرآباد شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۳۵۰
تعلق از موضاعات کلیدی مطالعات شهری می باشد. در نوسازی محلاتی که در محدوده مرکزی شهرها واقع شده اند، مشارکت ساکنان در نوسازی، عاملی اساسی بشمار می رود. تعلق زمینه ای را برای مشارکت فراهم می آورد. با توجه به رواج اقتصاد خدماتی و مصرف گرایی در شهرها، تعلق بیشتر بصورت نمادین و عملگرا جلوه می کند. بیشتر تحقیقات صورت گرفته در این زمینه نیز، ماهیت اجتماعی و عمل گرای تعلق را در فرایند تغییرات محلات مورد توجه قرار می دهند و از عاملیت انسانی و ذهنیت گرایی(حس مکان) در این مسئله غفلت می کنند. این پژوهش در پی پر کردن این شکاف و بررسی همبستگی بین این دو می باشد. به این ترتیب هدف این مقاله این است که نشان دهد با وجود تنوع فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در محله تاکید صرف بر تعلق نمادین و عملگرا باعث بوجود آمدن جدایی گزینی اجتماعی می شود و حس مکان (بودن در مکان) این مسئله را تعدیل می کند و باعث انسجام بیشتر می شود. جامعه آماری پژوهش ساکنین محله باقرآباد شهر رشت می باشند که محدوده آن توسط طرح جامع رشت و سند توسعه محلات تعیین شده است. با استفاده از جدول مورگان 375 نفر با عنوان نمونه مطالعاتی انتخاب شدند. داده ها از طریق پیمایش و تکمیل پرسشنامه جمع آوری شده و با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق حاکی از این است که ارتباط معنی دار مثبت بین حس مکان و تعلق وجود دارد و حس مکان در سطح متوسط بر تعلق اثر می گذارد. احساسات شخصی افراد همواره در اعمال و رفتارهایی که بیانگر تعلقشان است تاثیر گذار است. این بدان معناست که احساس شخصی و صمیمانه فرد برای تعلق داشتن به یک مکان باید همیشه با گفتارها و اشکال مطالبات اجتماعی - مکانی مطابقت داشته باشد . همچنین نتایج تحقیق مشخص می کند که مهم ترین شاخص حس مکان احساس عمیق محله که 84 % از واریانس و مهمترین شاخص تعلق، تحقق نیاز ها که 64% از واریانس را تبیین می کند.
۲۲.

ارزیابی قابلیت پیاده مداری محلات مسکونی با رویکرد رتبه بندی و پهنه بندی. مطالعه موردی: شهر اندیشه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۳ تعداد دانلود : ۳۱۸
از آنجایی که یکی از شاخص های پایداری شهرها در قرن حاضر، کاهش استفاده از سوخت های فسیلی و کاهش آلودگی هوا، در جهت افزایش حمل ونقل عمومی، ارتقاء فعالیت بدنی ساکنان و همچنین سلامت عمومی شهروندان، ترغیب و تشویق به افزایش قابلیت پیاده مداری است، بنابراین موضوع جایگاه سهم عابر پیاده در چند دهه اخیر در دستور کار برنامه ریزان و مدیران شهری قرارگرفته است تا موجب افزایش کیفیت فضای شهری شده و خود باعث تشویق و ترغیب به افزایش قابلیت پیاده مداری شود. با توجه به این که شهرها، بافت کالبدی متجانسی ندارند، بدیهی است که فضاهای مختلف شهری نیز قابلیت پیاده مداری یکسانی نداشته باشند. از این رو شناسایی ویژگی های فیزیکی محیط انسان ساخت اهمیت زیادی در زمینه پیاده مدار شدن دارد. از جمله این محیط ها در شهر می توان به محلات مسکونی اشاره کرد. در این پژوهش با انتخاب شهر اندیشه به عنوان محدوده مورد مطالعه، ابتدا شاخص های مربوط به قابلیت پیاده مداری محلات مسکونی شناسایی شده و سپس هر کدام به صورت لایه هایی از نقشه درآمده و با استفاده از روش مقایسه دوبه دو (AHP)، وزن مربوط به هر کدام تعیین شده است. در ادامه، برای پهنه بندی و رتبه بندی قابلیت پیاده مداری محلات مسکونی از شاخص های بین المللی که در بسیاری از کشورها اعمال شده از جمله تراکم مسکونی، تنوع و اختلاط کاربری، وضعیت خیابان ها، جذابیت و زیبایی محیط اطراف، ایمنی و امنیت استفاده شده است. طبق محاسبات صورت گرفته با استفاده از روش AHP مشخص شده است که شاخص های ایمنی از جرم - امنیت از ترافیک و تراکم مسکونی به ترتیب بیشترین (502/0) و کمترین (032/0) اهمیت نسبی را دارند. مقایسات زوجی بین شاخص های قابلیت پیاده مداری نشان داده است که محلات مسکونی فاز دو نسبت به دیگر محلات شهر اندیشه از وضعیت مطلوب تری در پیاده مداری بهره مند است. از طرف دیگر خروجی حاصل از پهنه بندی قابلیت پیاده مداری محلات مسکونی حاکی از این بوده که محلات مسکونی که قابلیت پیاده مداری بالایی دارند، در مجاورت بخش مرکزی شهر و یا در کنار مراکز تجاری که در سطح برخی محلات ساخته شده است قرار دارند. با توجه به یافته ها، محله 29 فاز سه شهر اندیشه با 86 امتیاز، پیاده مدارترین محله بوده است.
۲۳.

تحلیل تطبیقی مسکن در بافتهای برنامه ریزی شده و خودروی شهری با تأکید بر مالکیت و خدمات شهری (مطالعه موردی: نسیم شهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۳۰۸
مسکن یکی از مهمترین سرمایه گذاریهای مردم ایران است یکی از نتایج این امردر ارتباط با مردم فقیر، شکل گیری بافتهایی خودرو در شهرهاست که هرچند به ظاهر مکانی را برای افراد فراهم می کند، اما در مقایسه با بخشهای برتامه ریزی شده، از وضعیت چندان مطلوبی برخوردار نیستند. از این رو در این پژوهش سعی شده است تا با روش توصیفی- تحلیلی و با مطالعات اسنادی و میدانی، با بهره گیری از پرسشنامه و فرم برداشت، دو بافت متفاوت برنامه ریزی شده و خودرو موجود در شهر نسیم شهر به عنوان یکی از شهرهای استان تهران از نظر دسترسی به خدمات موجود و همچنین رابطه بین متغیرهای نحوه تصرف، دوام ، قدمت و زیربنای واحدهای مسکونی بررسی شود. برای بررسی وضعیت مناطق مورد مطالعه در ارتباط با خدمات شهری از استانداردهای خدمات شهری و شعاع عملکردی هریک از خدمات مورد بررسی، استفاده شده است. همچنین از آزمون همبستگی اسپیرمن برای بررسی همبستگی میان متغیرهای مورد مطالعه در نرم افزار spss استفاده شده است. بررسیها نشان داده است که جمع امتیاز بافت خودرو در زمینه خدمات موجود برابر با 5/3 و بافت برنامه ریزی شده در این زمینه برابر 4 بوده است و از این نظر برتری چندانی در این زمینه برای بافت برنامه ریزی شده متصور نیست. براساس آزمون اسپیرمن بین همه متغیرهای مورد مطالعه رابطه معنی داری وجود دارد، اما فقط رابطه بین نحوه تصرف با دوام و قدمت با زیربنا در سطح نسبتا بالایی می باشد و رابطه بین سایر متغیرها در سطح پایینی قرار دارد.
۲۴.

بررسی سرمایه اجتماعی در فرآیند بازآفرینی شهری در بافتهای مسئله دار شهری- نمونه: شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۷ تعداد دانلود : ۲۶۲
بررسی مقوله سرمایه اجتماعی در فرآیند بازآفرینی شهری در شهر رشت مهمترین هدف این پژوهش بوده است و برای این منظور از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و میدانی در محدوده های سه گانه شهر رشت شامل بافت های ناکارآمد میانی، بافت تاریخی و سکونتگاههای غیر رسمی اطلاعات مورد نیاز مورد نیاز بررسی شده و موارد مورد نیاز به دست آمده است. جامعه آماری پژوهش شامل 90084 نفر از ساکنین محدوده مورد مطالعه است. برای استخراج جامعه نمونه از روش کوکران (با سطح اعتماد 95 درصد و میزان p و q برابر با 5/0) استفاده شده که باتوجه به اهداف پژوهش پرسشنامه ای در قالب طیف لیکرت طراحی شده و مورد استفاده قرار گرفته است. جامعه نمونه مورد بررسی 382 نفر است. برای تحلیل داده ها از آزمون t تک نمونه ای و کروسکال والیس استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که سرمایه اجتماعی از نظر شاخصهای افزایش تعاملات بین شهروندان، مشارکت و آگاهی مطلوب بوده اما از نظر ایجاد حس اعتماد در بین شهروندان نامطلوب بوده است. از دیگر نتایج مهم قابل اشاره در این پژوهش تفاوت معنادار سرمایه اجتماعی در بافتهای سه گانه و محله های مورد مطالعه است.
۲۵.

تحلیل دگرگونی های ساختاری -کارکردی محله های درحال گذار شهری- مورد: پهنه جنوبی منطقه 6 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۲۲۹
کلانشهرها در چنددهه ی اخیر تحولات ساختاری و کارکردی زیادی پذیرفته اند و بر این اساس دگرگون شده و در حال گذار به سمت وضعیتی جدید بوده و تغییراتی عمده را تجربه می کنند. پژوهش حاضر به دگرگونیهای ساختاری و کارکردی صورت گرفته در پهنه ی جنوبی منطقه 6 شهرداری تهران به عنوان یکی از مهمترین مناطق این شهر، شامل محله های ایرانشهر، ولیعصر، دانشگاه تهران و جمالزاده پرداخته است. محدوده ی مورد مطالعه، در چند دهه ی اخیر مورد توجه سازمانها و ادارات مختلف قرار گرفته و به نظر می رسد پس از تملک املاک از سوی سازمان های مورد اشاره، تغییراتی ساختاری و کارکردی در آنها بروز می کند. بدین منظور ابتدا با استناد به منابع علمی موضوع مورد مطالعه، ادبیات مرتبط مطالعه شد و سپس با استفاده از برداشت های میدانی، تغییرات رخ داده در کارکردهای محدوده ی مورد مطالعه بررسی شده است. در نهایت با بهره گیری از قدرت تحلیلی نرم افزار GIS و نیز روشهای مبتنی بر تحلیل آمار فضایی، چگونگی دگرگونیهای ساختاری و کارکردی محله ها مطالعه شده و پهنه بندی دگرگونی های صورت گرفته ارائه گردید. نتایج نشان می دهد که در سال های اخیر بخشی از ساختمان های مسکونی محدوده ی مورد مطالعه، برای کارکردهای غیرسکونتی به کار گرفته شده و در این میان محله ی دانشگاه تهران بیشترین میزان تغییر را تجربه کرده است، به گونه ای که با گذر از بخش شمالی منطقه به سمت جنوب از میزان کاربری-های مسکونی کاسته شده و بر تعداد کاربری های اداری، تجاری، آموزشی- فرهنگی، خدماتی و نیز مختلط افزوده می شود. وضعیتی که ادامه آن سبب شکل گیری فضایی صرفا اداری و تجاری با تناسب ضعیف میان بافت قدیم و جدید شده  و نیز می تواند زمینه ساز بروز مشکلاتی برای این بخش از منطقه و به تبع آن شهر تهران شود.
۲۶.

مطالعه نقش مؤسسات آموزش عالی در توسعه فیزیکی شهرها با استفاده از مدل WASPAS (نمونه موردی: شهر زاهدان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۶ تعداد دانلود : ۲۳۶
گسترش فیزیکی شهرها به عنوان فرایندی پویا و مداوم تحت تأثیر نیروها و عوامل گوناگونی رخ می دهد. ازجمله این عوامل می توان به عملکرد مؤسسات آموزش عالی اشاره کرد. مؤسسات آموزش عالی در شهرها استقرار می یابند و پس از تأسیس این مؤسسات، مراکز و خدمات وابسته به آن ها شکل خواهد گرفت و این فرایند بر فرم شهرها اثرگذار شده و یکی از عرصه های مهم این اثرگذاری، گسترش کالبدی شهر است. زاهدان با داشتن 35 مؤسسه آموزش عالی و جمعیت بالای دانشجویی در سال 1394 به عنوان قطب برتر آموزشی در سطح استان و حتی منطقه شناخته شده است. پژوهش حاضر  از نوع توصیفی- تحلیلی بوده و با استفاده از مطالعات اسنادی و پیمایشی، اثرات وجود و گسترش مؤسسات آموزش عالی در شهر زهدان بررسی شده است. برای این منظور از پرسشنامه متخصص محور استفاده شده است. انتخاب نمونه با توجه به تخصص محور بودن سؤالات و محدود بودن جامعه ی آماری تمام شماری است. بدین معنا که پرسش نامه ها بین تمامی کارکنان و کارشناسان شهری مرتبط با برنامه ریزی توسعه کالبدی شهر در سازمان های اجرایی که تعداد آنان به 40 نفر رسیده توزیع شده است. برای آزمون فرضیه ها و تحلیل داده ها، افزون بر استناد به مطالعات اسنادی و کتابخانه ای از روش تحلیل آماری برآورد میانگین و نرم افزارهایی چون SPSS، ARC MAP و EXCEL استفاده شده است و درنهایت رتبه هر یک از مؤسسات آموزش عالی در گسترش فیزیکی شهر زاهدان با استفاده از مدل WASPAS ارزیابی شده است. نتایج مطالعات بیانگر اثرگذاری استقرار دانشگاه سیستان و بلوچستان به عنوان رتبه نخست و در مراتب بعدی دانشگاه آزاد و علوم پزشکی بر گسترش فیزیکی شهر زاهدان  در اطراف این مؤسسات است.
۲۷.

ظرفیت سنجی توسعه میان افزا در بافت های فرسوده شهری (نمونه: محله صومعه بیجار شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۱۶۹
توسعه بی ضابطه شهرها و مشکلات ناشی از آن، سبب شده تا رویکردهای متنوعی برای توسعه درونی شهرها پیشنهاد شود؛ ازجمله این رویکردها می توان به توسعه میان افزای شهری اشاره کرد. بافت های فرسوده شهری بنابر ماهیت خود می توانند بستری مناسب برای این نوع توسعه باشند تا در کنار کاهش فضاهای مسئله دار شهری، از گسترش بی رویه شهری جلوگیری شده و توسعه درونی در شهرها محقق شود؛ اما پیش از هر گونه اقدامی باید ظرفیت این بافت ها برای این نوع توسعه سنجیده شود. براین اساس، هدف این پژوهش بررسی ظرفیت محله صومعه بیجار شهر رشت، که ازجمله محله های واقع در بافت فرسوده شهر رشت به شمار می رود، در راستای توسعه میان افزا است. برای دستیابی به اهداف پژوهش، از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است. داده هاى مورد نیاز با استفاده از مطالعات اسنادی و بازدید میدانى (برداشت کاربری ها) گردآورى شده و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر با 347 خانوار تعیین شد. درنهایت، داده های به دست آمده با استفاده از آزمون ناپارامتریک علامت، مدل AHP و تحلیل خاکستری تحلیل شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که محدوده مورد مطالعه، به جز در بخش اقتصادی، در سایر بخش ها، ازجمله: اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی آمادگی لازم را برای اجرای توسعه درونی شهری با رویکرد توسعه میان افزا دارد؛ البته قابل ذکر است که این میزان در همه بلوک های محله مورد مطالعه یکسان نبوده و تفاوت هایی در بین آنها قابل مشاهده است. همچنین، محله صومعه بیجار برخلاف آنچه تصور می شود، آمادگی نسبتاً خوبی برای توسعه از نوع میان افزا دارد. هر چند که به نظر می رسد یکی از مهم ترین موضوع هایی که در این زمینه نیازمند توجه جدی است، اعتمادسازی مسئولان برای ساکنین محله برای اجرای بهینه طرح هایی مانند طرح های توسعه شهری است. 
۲۸.

ارزیابی توان توسعه حمل و نقل محور در بافت فرسوده شهری (مطالعه موردی: محله صفای شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۱۰۱
امروزه در بسیاری از کشورهای درحال توسعه، هم زمان با رشد شتابان مناطق شهری در کنار افزایش جمعیت، مسائل و مشکلات بی شماری به وجود آمده که بعضاً با گذشت زمان، منجر به فرسودگی ساختاری و عملکردی بافت های شهری شده که توسعه پایدار شهری به عنوان راه حلی برای رفع این گونه مشکلات در شهرها مطرح گردیده است. توسعه حمل ونقل محور، به عنوان یکی از رویکردهای توسعه هوشمند شهری با محوریت سیستم های حمل ونقل و مرکزیت عابرین پیاده در ایستگاه ها، می تواند یکی از راهکارهای مناسب در سیستم شهری جهت مقابله با مسائل و مشکلاتی باشد که گریبان گیر اکثر مناطق فرسوده شهرهای بزرگ از جمله تهران، شده اند. در این پژوهش محله صفا به عنوان یکی از محله های کلان شهر تهران که جزئی از بافت های فرسوده این شهر نیز قلمداد می شود، به علت قرار گرفتن در نزدیکی ایستگاه های حمل ونقل عمومی، به منظور بررسی کاستی ها و توان های موجود در آن برای توسعه شهری با محوریت حمل ونقل عمومی به منظور دستیابی به رویکردی مطلوب جهت ساماندهی بافت موردتوجه قرار گرفت. در پژوهش حاضر، با هدفی کاربردی و ماهیتی توصیفی _ تحلیلی، از طریق بررسی های میدانی و یافته های کمی به دست آمده از بلوک های آماری سال 1395 آمار ایران، به تحلیل یافته ها توسط نرم افزار GIS و مدل های تحلیل آمار فضایی پرداخته شد. نتایج نشان می دهد که این محدوده از پتانسیل های خوبی جهت اجرای طرح برخوردار بوده و در این میان ایستگاه 17 شهریور با توجه به شاخص های پنج گانه موردبررسی، بیشترین انطباق را با این رویکرد دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان