مطالب مرتبط با کلید واژه

وجه خاص


۱.

«سبب سوزی در عرفان نظری»

کلید واژه ها: علیت وجه الله وجه الخلق وجه خاص سبب سوزی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۶ تعداد دانلود : ۴۱۷
مسئله سبب سوزی یا وجه خاص در توضیح ارتباط خاصی که بین حق تعالی و هر یک از مخلوقاتش برقرار است، نخستین بار در عرفان نظری مطرح شده است.مقاله حاضر به تبیین این مسئله می پردازد که چگونه در عرفان ضمن اثبات رابطه علیت و معلولیت مابین اجزاء عالم، در نهایت هرگونه علیت و سببیتی به حق تعالی نسبت داده می شود و نیازمندی عالم به علل و اسباب گوناگون صورتی از افتقار ذاتی عالم به حق تعالی محسوب می گردد و با نظر به باطن و حقیقت وجود ارتباط خاص دیگری بین هر موجود و خداوند، مشهود عارف می گردد، که در آن ارتباط اسباب و وسایط بی رنگ می شوند و خداوند نزدیک ترین و بلکه تنها علت حقیقی هر موجودی محسوب می گردد. او با هر یک از مخلوقاتش ارتباطی مستقیم و بی واسطه دارد و این همان سر وجودی هر موجودی است که جز حق تعالی کسی از آن آگاه نیست.مسئله وجه خاص یا سب سوزی در ارتباط با اسم مستاثر خداوند و همچنین علم الهی نیز قابل بحث و بررسی است که پس از بیان آنها تقریرهای متفاوت عرفا در مباحث مذکور و نتایج نظری و عملی باور خاص عرفا در موضوع مورد بحث توضیح داده می شود.
۲.

رابطه انسان با حق تعالی، بر اساس مبانی هستی شناختی عرفانی

تعداد بازدید : ۸۳۱ تعداد دانلود : ۳۹۱
وحدت شخصیه وجود از مهم ترین مباحث عرفان نظری است؛ بدین بیان که یک وجود بیش نیست و کثرات عالم، تجلیات اویند، زیرا عدم تناهی اش، جایی برای غیر نمی گذارد. بر این اساس، سخن عارفان در مورد چینش مراتب هستی که پس از ذات، تجلیات علمی و خلقی را دربرمی گیرد، منافاتی با وحدت وجود نداشته بلکه کثرات را شئون حق قلمداد می کنند. ارتباط حق تعالی با این تجلیات و کثرات، از دو راه است، الف. سلسله ترتیب؛ ب. وجه خاص. مراد از سلسله ترتیب، وسایط فیض الهی است و وجه خاص که اولین بار محیی الدین بر آن تصریح نموده، ارتباط بی واسطه با حق است. اساس تحلیل عارفان از این رابطه، وحدت وجود و خاصیت اطلاقش است که به تبع این اطلاق، در تمامی کثرات که مظاهر مقید او هستند، حضور وجودی دارد. بر اساس وجه خاص، حق تعالی با هر شی البته به میزان حصه وجودی اش مرتبط است؛ با این حال، از جهت اکثر افراد به دلیل غلبه احکام امکانی، این باب، مورد غفلت است که با تلاش در جهت افزایش احکام وحدت، آن را می یابند. با وجه خاص، حق از خود انسان به او نزدیک تر بوده و به جهت غلبه احکام وجوبی، انتساب وجود به حق، از انتسابش به انسان، اوکد است. وجه خاص با عین ثابت اشیا که سهم شی را از حصه وجودی حقانی معین می کند، پیوند داشته و در حقیقت، ارتباط هر شی با حق، از جهت عین ثابت اوست. پژوهش حاضر، درصدد بررسی چگونگی رابطه انسان با حق بر اساس مبانی هستی شناختی عرفانی است و سعی شده با نگاهی نسبتا جامع، احکام آن بررسی شود.
۴.

مطالعه تطبیقی دو طریق عرفانی (طریق وجه خاص و روش شطار)

کلید واژه ها: ابن عربی کبرویه وجه خاص طرق سلوک شطار حسین خوارزمی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۲ تعداد دانلود : ۴۰۳
دو راه سلوکی در کتب عرفان بیان شده است: طریق «وجه خاص» ابن عربی؛ و طریق «شطار» کبرویه. طریق «شطار» به عنوان برترین راه سلوک، گاه با طریق «وجه خاص»، یکی دانسته شده است. در این مقاله، طریق وجه خاص، به عنوان طریق بی واسطه حق با بنده از طریق عین ثابت، با روش شطار به معنای راه محبت، مقایسه شده است و ضمن برشماری ویژگی های هر کدام، به این نتیجه رسیده که تطبیق این دو روش بر هم، نادرست است و این تطبیق را کبرویه پس از پذیرش اندیشه های ابن عربی، انجام داده اند. البته با طریق وجه خاص، به راحتی می توان روش شطار را تحلیل هستی شناختی کرد.
۵.

تحلیل و بررسی ظهور یا عدم ظهور خارجی و علمی اسماء مستأثر

تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۸۱
نظریات مختلف و گوناگونی درباره ظهور یا عدم ظهور خارجی و علمی اسماء مستأثر وجود دارد. برخی عارفان همانند فرغانی اسماء مستأثر را همان ذات احدیّت می دانند. برخی بر اساس روایات موجود معتقدند اسماء مستأثر از اسماء خداوند است که حق تعالی آن ها را مخصوص ذات خود می داند. عرفا و حکما درمورد این اسماء ویژگی ها و احکامی را بیان کرده اند که ظهور یا عدم ظهور خارجی و علمی در این میان، مسئله ای مهم و اساسی است. برخی عرفا مانند فرغانی به عدم ظهور خارجی این اسماء حکم کرده اند و نسبت به ظهور علمی آن ها سخنی نگفته اند. در این میان، ابن عربی گرچه این اسماء را زیرمجموعه اسماء ذات می داند؛ اما او را می توان با توجه به عباراتش، در زمره منکران ظهور خارجی این اسماء دانست. برخی دیگر همچون امام خمینی به ظهور علمی و خارجی آن ها قائل اند. در این میان افرادی همانند علامه طباطبایی تنها به ظهور علمی چنین اسمائی اعتقاد دارند. در این مقاله ابتدا اسماء مستأثر تعریف می شوند، سپس درباره ویژگی ها و درنهایت، ظهور یا عدم ظهور خارجی و علمیِ این اسماء تحلیل بررسی می شود.
۶.

«طریق شُطّار» و «وجه خاص» در فتوّت نامه عبدالرزاق کاشانی

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۰
در طریقت های صوفیانه همواره موضوع «اَقرب طُرُق» مطرح بوده است؛ برای مثال نجم الدین کبری «طریق شُطّار» و ابن عربی «وجهخاص» را «اقرب طرق الی الله» معرفی کرده اند. حسین خوارزمی و بعضی از شارحان کبروی مسلکِ فصوص، «وجه خاص» یا «قُرب بدون واسطه» را همان «طریق شُطّار» دانسته اند. اما بعضی از محققان، این نظر را نپذیرفته و طریق «شُطّار» را امری مربوط به عرفان عملی خراسان، و «وجه خاص» را مفهومی مرتبط با عرفان نظری مکتب ابن عربی دانسته اند. مقاله پیش رو این موضوع را با بهره مندی از فتوتنامه عبدالرزاق کاشانی مورد بازبینی قرار داده است؛ زیرا کاشانی، برخلاف بعضی از شارحان صِرف عرفان نظری، در تصوف عملی نیز سلوک داشته و دست ارادت به عبدالصمد نطنزی و بعضی دیگر از مشایخ بزرگ وقت داده است، و همان گونه که ابن الفوطی و دیگران، ایشان را «مِن العالمین العاملین» نامیده اند، جامع علم و عمل بوده است. کاشانی در فتوت نامه اش، به جای واژه «شُطّار»، از واژه «فتوت» به معنی «ظهور نور فطرت» و در معنای ضمنی «وجه خاص» استفاده کرده است. تحقیقات نشان می دهد که این اندیشه از طریق قیصری، شاگرد مشهور کاشانی، به خوارزمی و دیگران انتقال یافته است. مفهوم «وجه خاص» را می توان «وقفه» یا «ارتباط بی واسطه» در اندیشه عبدالجبار نفری داست. در نگاه این عارف گمنام، «واقفان» به «قرب وریدی» از «طریق سرّ» راه یافته اند؛ که بعدها، ابن عربی «وقفه» را با اصطلاح «وجه خاص» به عنوان نزدیک ترین راه ارتباط حق با بنده از طریق عین ثابت، مورد شرح و بررسی قرار داده است. این مقاله بر آن است تا بیان کند «وجه خاص ابن عربی» در شرح «واقفان» و «ملامتیان»، با «اهل فتوت کاشانی» و «طریق شُطّار نجم کبری» قابل انطباق می باشد.