مطالب مرتبط با کلید واژه

برساختگی


۱.

پسامدرنیته و واکاوی دولت ملی دارای حاکمیت در نظریه های روابط بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: دولت جهانی شدن ملت حاکمیت روابط بین الملل ناسیونالیسم آنارشی برساختگی پسامدرنیته

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶۳
رشته روابط بین الملل اساساً تحت سلطه گرایشات پوزیتیویستی - رئالیستی (و در شکل جدیدتر آن، نئورئالیستی) قرار داشت و بر این مبنا مفاهیمی را به عنوان مبنای تحلیل روابط بین الملل و سیاست جهانی ارائه می کرد. اما از دهه 1980 به بعد و متاثر از تحولات ناشی از ظهور رهیافت های پسا ساختارگرا و پسامدرنیست در عرصه علوم اجتماعی، علم روابط بین الملل نیز دستخوش تحولاتی نظری شد. تأکید متفکرانی که رویکرد پسامدرنیستی را در عرصه روابط بین الملل به کار بردند، بر این است که مفاهیم اساسی و پایه‌های تحلیل نظریه های روابط بین الملل اساساً بر ساخته هایی نظری هستند که رهیافت سنتی رئالیستی آنها را به مثابه واقعیت به عرصه تحلیل روابط بین الملل تحمیل کرد.
۲.

رده بندیاندازة دستبرد و برساختگی در دست نبشته ها

نویسنده:

کلید واژه ها: برساختگی دست نبشته های برساخته سطح جمله

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم کتابداری کتابخانه ها مجموعه های کتابخانه ای و منابع کتابخانه ای و اطلاعاتی نسخ خطی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم کتابداری علوم کتابداری فهرست نویسی و رده بندی
تعداد بازدید : ۶۳۱ تعداد دانلود : ۴۲۹
هدف: این مقاله به مطالعة میزان دستبرد در یک دست نبشته، زمان دستبرد در آن و اینکه این دستبرد و بر ساختگی از سوی چه کسی یا چه کسانی انجام گرفته است، می پردازد. روش: روش پژوهش حاضر اسنادی، بررسی تاریخی و از نوع کتابخانه ای است. یافته ها: با توجه به نمونه هایی که در این پژوهش از آنها یاد میشود، اندازة دستبرد در دست نبشته ها را میتوان در سه رده کلی بدین ترتیب گروه بندی کرد: 1. دست نبشته های برساختة بیپایه و بیبنیاد؛ 2. دست نبشته های برساخته ای که پایه و بنیادی داشته اند؛ 3. دست نبشته هایی که اندازة دستبرد آنها با ابهام همراه است.گروه دوم از دست نبشته های برساخته، که بخش مهمی از پژوهش را به خود اختصاص میدهد باز خود پنج سطح و رویه دارد که عبارتند از: 1. برساختگی در کل یک نوشته؛ 2. برساختگی بخشی، فصلی، و یا صفحاتی از یک کتاب یا رساله؛ 3. برساختگی درسطح جمله و چند جمله؛ 4. برساختگی در سطح واژگانی و عددی؛ 5. همانند نویسی، که آثار آفریده شده با این ویژگی چندان ناپسند نیست
۳.

متاتئوری سازه انگاری در محک نقد الهیات حِکمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: روش شناسی معرفت شناسی سازه انگاری هستی شناسی برساختگی الهیات حِکمی بیناذهنیتی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۵ تعداد دانلود : ۴۰۴
سازه انگاری از رهیافت های متأخر در حوزة مطالعات علوم اجتماعی است که در تطوّری پیش رونده به نظریه ای «متمایز از تئوری های جریان اصلی در دانش روابط بین الملل» تبدیل شده است. از آن جا که این نظریه در نگاه کلان، به مثابة پارادایمی است که با فرضیات عمدتاً پست مدرنیستی1 معرِّف بینش خاصی از جهان و مناسبات آن است، در این مطالعة انتقادی، ارزش شناخت شناسیِ2 سازه انگاری و متدلوژی آن در قیاس با متاتئوری الهیات حِکمی در محک ارزیابی نو، قرار می گیرد. بدیهی است شأن پژوهش در این باب از نوع شأن فلسفی و معرفت نوع دوم است که از رهگذر ارزیابی دعاوی متاتئوریک، تأکید می نماید «عالَمِ سازه انگاری و حیثیت شناخت شناسیِ آن»، عالَم اعتباریات و نسبی گرایی است که با مطلق انگاری برساختگی و خلط آن با «اعتباریات ما قبل التعامل» و «ادراکات حقیقی» به تحاشی «حقیقت» روی آورده است. طُرفه آن که این نظریه با تحدید مرز آگاهی در فهم بین الأذهانی، نظریة عُرف مدارانه ای را تجویز می نماید. اما در الهیات حِکمی، به دلالت هستی شناسیِ متناظر با تفصیل و تقسیم در ادراکات اعتبارپذیر و ادراکات اعتبارناپذیر، حقیقت از آن حیث که حقیقت است نه تنها موکول به اعتبار اشخاص یا جامعه نیست، بلکه اساساً عقل کل با نفی تکثّر برداری حقیقتِ نفس الأمری، دربارة آن یک حُکم بیش تر ندارد که از طریق موازین فراساختی و «منطق چندروشی» قابل احتجاج است.
۴.

نظام سلطه و چرایی برساختن دیگری منفور: رویکردی گفتمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵۵ تعداد دانلود : ۲۳۰
مقاله حاضر این پرسش اصلی را در کانون توجه قرار داده است که نظام سلطه جهانی به رهبری آمریکا چرا همواره به غیریت سازی پر هیاهو با جریان های مخالف، ایجاد دوقطبی خودی و غیرخودی و رواج هراس موهوم از دیگری مبادرت می ورزد؟ نگارنده با اتخاذ رویکردی گفتمانی معتقد است ریشه چنین اقداماتی را باید در نیاز مداوم گفتمان مسلط غربی (آمریکایی) به وجود دگر هراسناک برای حفظ انسجام هویتی و استمرار جایگاه هژمونی آن در بستر زمان جستجو کرد. با این حساب دگرهایی که نظام سلطه برای خود برمی سازد، نقش «بیرونِ سازنده» را برای قوام بخشی به هویت گفتمان مسلط ایفا می کنند و علی رغم تغییر مصادیق آنها به اقتضای شرایط زمانی، کارکرد یکسانی دارند. پیامد تسری این تقابل گفتمانی به عرصه سیاست جهانی را می توان آشکارا در بهره گیری رهبران آمریکا از توجیه وجود دشمنان تهدیدآفرین به منظور تداوم نظامی گری، اتخاذ موضع تهاجمی، دخالت نظامی در نقاط مختلف جهان و تولید فزاینده تسلیحات مشاهده کرد.