مطالب مرتبط با کلید واژه " ایرانشهری "


۱.

جایگاه و کارکردهای شاه در گفتمان سیاسی عصر صفوی

کلید واژه ها: تصوفمذهب تشیعگفتمان سیاسی عصر صفویشاه صفویایرانشهری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۵ تعداد دانلود : ۷۳۱
برجسته ترین ویژگی حکومت صفویان، تاسیس هویت ملی مستقل، یکپارچه و فراگیر است. در این دوره پاسداری از امر سنت در عین توجه به نمودها و نمادهای نوپدید، گفتمان سیاسی چیره را تحت تاثیر قرار داده و منظومه نشانگان و سامانه مفصل بندی آن را صورتبندی نموده است. گفتمان سیاسی صفوی، آمیزه ای از ایستارهای گوناگون ایرانیان را عرضه نموده است. در چنین فراگردی، شاه، نشانه کانونی این سامانه معنایی است. این مقاله می کوشد نقش و جایگاه مفهوم شاه را در چارچوب گفتمان سیاسی عصر صفوی تحلیل نماید. متن پیش رو، با به پرسش گرفتن معنا، مقام و صلاحیت های مفهوم شاه در هنگامه صفویه، در پی آزمون این فرضیه است که «گفتمان سیاسی دوران صفوی از کناکنش پنج مولفه و منبع، تصوف، تشیع، ایرانی بودن (ملیت ایرانی و سنت ایرانشهری)، سنت خلافت (سلطنت) اسلامی و مدرنیسم و تمدن غربی سامان یافته و نقش ها و کارویژه های پادشاه نیز از رهگذر برخورد این مفاهیم، قابل فهم می باشد». مرجعیت شاه و کارآمدی موازین پادشاهی هنگامی به اوج می رسد که این مفاهیم، خصلت هم ساز می یابند.
۲.

بازتاب منازعه هویتی در ابزارهای فرهنگی مطالعه اسکناس های ایرانی دوره پهلوی دوم و جمهوری اسلامی

نویسنده:

کلید واژه ها: ایرانشهرینظام نشانه ایاسلام وطنیپدر شاهیسمبولیزم مذهبی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۱۶۹
مطالعه حاضر از طریق روش ترکیبی تحلیل محتوا و نشانه شناسی، منازعه هویتی در دو دوره جمهوری اسلامی و پهلوی را در اسکناس ها به مثابه یکی از ابزارهای فرهنگی مورد مطالعه قرار داده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد، نظام نشانه ای بر روی اسکناس ها در دوره پهلوی دوم از تغییرات فرهنگی بر اساس الگوهای مدرن حکایت می کند و ترکیبی از الگوهای باستانی و به ویژه دوره هخامنشیان با الگوهای مدرن مد نظر سیستم سیاسی بوده است؛ بر عکس در دوره جمهوری اسلامی، الگوهای هویت ملی در اسکناس ها، در دو نظام نشانه ای مذهبی شیعی و جهان گرایی اسلامی نمود یافته اند. در تحلیل نهایی، مطاله اسکناس ها نشان می دهد منازعه هویتی در هر دو دوره در ایران از طریق حذف و طرد بخش مهمی از عناصر ملی درجریان بوده است.
۳.

فراز و فرود حکومت مندی در عصر ساسانیان (مطالعه موردی: نامه تنسر، عهد اردشیر)

کلید واژه ها: عهد اردشیرایرانشهرینظریه ایرانی حکومتنامه تنسر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۱ تعداد دانلود : ۲۷۱
برخی از نظریه های فلسفه تاریخ سیاسی بر آن اند که تمدن زمانی شکل می گیرد که چالش ها و منازعات جمعی پیرامون امر عمومی به صورت غیرخشونت آمیز حل و فصل گردد. تشکیل تمدن ارتباط بسیاری با دولت و ساختارهای بروکراتیک دارد. ساختارهای بروکراتیک نیز بر مبنای شاکله های فلسفی دینی و اسطوره ای، سازه های فرهنگی اندیشه ای و ساختارها و نهادهای عینی مستقر می شود. اگر با این پیش فرض سیاست را هنر ممکنات با استفاده از تکنولوژی های قدرت فرض بگیریم، این مقاله قصد دارد که سیاست ایرانشهری عصر ساسانیان را بررسی کند. از این زاویه، با گذر از نظریه های خطی و شرق شناسانه، ایران را بسان تمدنی باستانی با میراث ارزشمند سیاسی فرض کرده، ابعاد و مختصات نظریه حکومت مندی ایرانشهری را با تحلیل محتوای افق معنایی، بر اساس دو اندرزنامه سیاسی مشهور دوره ساسانیان، یعنی عهد اردشیر و نامه تنسر تبیین کنیم. پرسش اصلی مقاله این است که علل اندیشه ای به اوج رسیدن و سقوط کردن سلسله ساسانیان چه بوده است؟ نظریه حکومت مندی ایرانشهری ساسانیان، بر اساس دو متن از دو دوره فراز (عهد اردشیر) و فرود (نامه تنسر) برخوردار است. این مقاله می کوشد این منحنی تحول را مورد واکاوی قراردهد تا مشخص شود چه تکنیک هایی از قدرت، ساسانیان را به اوج رساند و چه تکنیک هایی از قدرت، آن را به زوال و فروپاشی کشاند.