مطالب مرتبط با کلید واژه " مدارس صحن ثمان "


۱.

برآمدن یک شهر اسلامی: مدارس و تبدیل استانبول به کلان شهری اسلامی

نویسنده:

کلید واژه ها: مدارس صحن ثماناستانبولمدارس عثمانیمحمد فاتح

حوزه های تخصصی:
  1. تاریخ گروه های ویژه تاریخ فرهنگ و تمدن
  2. تاریخ تاریخ جهان تاریخ عثمانی
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۹۱
نهاد مدرسه از طریق تثبیت و رونق بخشیدن به حیات آموزشی و مذهبی در شهر استانبول پس از فتح (857ق./1453م.)، در ارتقای جایگاه شهر استانبول به کلان شهری اسلامی عثمانی نقش بی بدیلی را ایفا کرد. اگرچه انتقال پایتخت عثمانی به استانبول به وسیله محمد دوم (فاتح) صورت گرفت، اما تبدیل آن به مرکز آموزشی- مذهبی عثمانی و کلان شهری اسلامی در دوره خود محمد فاتح، از طرق دیگر از جمله تأسیس جوامع و مدارس باشکوه میسّر گردید. در سایه تأسیس و فعالیت تعداد قابل توجهی از مدارس و در رأس آنها مدارسِ صحن (مدارس ثمانیه) و حضور استادان و طلبه هایی که در این مدارس تدریس و تحصیل می کردند، حیات اسلام شریعتی و مدرسی در پایتخت و کلان شهر جدید عثمانی شکل گرفت. به دنبال این مهم، مدارس از دو منظرِ وجهه ظاهری شهر و تثبیت و رونق بخشیدن به حیات دینی و مذهبی در آن، در روند تبدیل استانبول به کلان شهری اسلامی نقش بی بدیل و مهمی را ایفا کردند.
۲.

افول در اوج شکوه: بررسی تحلیلی مناسبات سلطان محمد فاتح و طبقه علمیه عثمانی

نویسنده:

کلید واژه ها: سلطان محمد فاتحمدارس صحن ثمانمدارس در دوره عثمانیطبقه علمیه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۰
در ادوار پیش از سلطنت محمد دوم(855-886/1451-1481)، سیر تاریخی مناسبات دولت عثمانی و طبقه علمیه، به گونه ای پیش رفته بود که فارغ التحصیلان مدارس به واسطه دانش مدرسی و جایگاه دینی اجتماعی خود، در دولت عثمانی جایگاه مهمی پیدا کرده بودند و در تصمیم گیری های مهم تأثیر تعیین کننده ای داشتند. مرسوم شدن انتخاب و انتصاب وزیراعظم، به عنوان مقتدرترین فرد در ساختار دولت پس از شخص سلطان، از میان مدرسیان خود دلیل آشکاری برای این مهم بود. با وجود این، به رغم اینکه دوره زمامداری محمد فاتح، به واسطه تأسیس مدارس صحن ثمان و گسترش آموزش مدرسی، نقطه عطفی در تاریخ عثمانی محسوب می شود، اما مناسبات طبقه علمیه با دولت عثمانی در این دوره، از حیث تأثیرگذاری بر سیاست های سلطان عثمانی تفاوت های بارز و آشکاری با ادوار پیشین داشت. بر این اساس، در مطالعه حاضر با رویکردی تحلیلی، این مناسبات و عوامل دخیل در آن مورد بررسی قرار خواهد گرفت. یافته های این پژوهش نشان می دهد که فتح شهر استانبول در 857/1453، قدرت و اقتدار محمد دوم را به گونه ای افزایش داد که او دیگر نیازی برای مشارکت مدرسیان در قدرت و کسب مشروعیت از طریق جلب نظر آنها احساس نمی کرد. از این رو، محمد فاتح برخلاف رسم مألوف، انتخاب وزیراعظم از میان مدرسیان را کنار گذشت و فردی از طبقه غلامان(قول ها) را جایگزین ساخت تا برخلاف وزراء مدرسی پیشین، کاملاً تابع اوامر او باشد. بر این اساس جایگاه و نفوذ مدرسیان طبقه علمیه در دولت عثمانی را به شکل چشمگیری کاهش داد. این سلطان عثمانی بر آن بود جهت برقراری اقتدار مطلق سلطنت، تلاش های مدرسیان برای تحت تأثیر قرار دادن او و سیاست های دولت را به حداقل برساند. با توجه به اینکه این مهم، نمودار تلاش های اقتدارگرایانه این سلطان عثمانی بود، اظهار نارضایتی متعدد علمای برجسته و مخالفت های آشکار آنها نیز تغییر خاصی را در رویه او در قبال مدرسیان و طبقه علمیه ایجاد نکرد.