مطالب مرتبط با کلید واژه " بی اشتهایی روانی "


۱.

بررسی رابطه میان انواع سبک های فرزندپروری والدین و بروز علائم بی اشتهایی روانی در دختران نوجوان 14 تا 17 ساله شهر اصفهان

کلید واژه ها: نوجوانیسبک های فرزندپروریبی اشتهایی روانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶۵ تعداد دانلود : ۱۲۰۶
هدف از انجام پژوهش شناسایی رابطه میان انواع سبک های فرزندپروری و بروز علائم بی اشتهایی روانی در دختران نوجوان 14 تا 17 ساله شهر اصفهان بود. نمونه این پژوهش شامل 53 نفر از دختران نوجوان و والدین آن ها بودند که از طریق نمونه گیری هدفدار انتخاب شدند. ابزارهای به کار رفته شامل پرسشنامه سبک های فرزندپروری باوم ریند و پرسشنامه سنجش رفتار تغذیه ای مینه سوتا بوده است. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.نتایج تحلیل آماری داده ها نشان داد که بین سبک فرزند پروری قاطع و اطمینان بخش والدین با بروز علائم بی اشتهایی روانی در دختران نوجوان رابطه منفی معنادار و بین سبک فرزندپروری مستبدانه والدین با بروز علائم بی اشتهایی روانی در این آزمودنی ها رابطه مثبت معنادار وجود داشت. هم چنین رابطه معناداری بین سبک فرزندپروری سهل گیرانه با بروز علائم بی اشتهایی روانی مشاهده نشد. بنابراین می توان گفت که سبک فرزندپروری والدین نقش مهمی در بروز یا عدم بروز علائم اختلال بی اشتهایی روانی و سایر زیرمقیاس های آن داشته است. هم چنین به نظر می رسد که دو سبک قاطع و اطمینان بخش و مستبدانه در قیاس با سبک سهل گیرانه نقش مهم تری در پیش بینی بروز یا عدم بروز علائم این اختلال دارند. نتایج بدست آمده بر مبنای نظریه ها مورد تبیین قرار گرفته است.
۲.

بررسی ویژگیی های روانسنجی پرسشنامه سنجش رفتار تغذیه ای مینه سوتا در دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان شهر اصفهان

کلید واژه ها: اعتبارقابلیت اعتمادهنجارگزینیبی اشتهایی روانیپرسشنامه سنجش رفتار تغذیه ای مینه سوتا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴۳ تعداد دانلود : ۹۴۶
پژوهش با هدف هنجارگزینی و بررسی اعتبار وقابلیت اعتماد پرسشنامه سنجش رفتار تغذیه ای مینه سوتاMEBS)،ون رانسون و همکاران، 2005) در دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان شهر اصفهان اجرا شد. این پرسشنامه یکی از ابزارهای خود گزارش دهی است که به منظور ارزیابی علائم بی اشتهایی روانی به کار رفته است. شرکت کنندگان در پژوهش 300 نفر از دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان شهر اصفهان بودند که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. این آزمودنی ها پرسشنامه MEBS را تکمیل کردند. و نتایج حاصل با نرم افزار SPSS و نرم افزار LISREL تجزیه و تحلیل شد. تحلیل عاملی به روش تحلیل مؤلّفه های اصلی با چرخش واریماکس، 3 عامل را برای پرسشنامه MEBS استخراج کرد که در حدود 83/56 درصد از واریانس کلی را تبیین کردند. تحلیل عاملی تأییدی درستی عامل های استخراج شده را تأیید کرد. همچنین تحلیل داده ها قابلیت اعتماد خوبی را نشان دادند (آلفای کرونباخ7/0 به دست آمد). ضریب همبستگی میان نمره های آزمون و باز آزمون نیز 93/0 به دست آمد که حاکی از قابلیت اعتماد بالا به روش آزمون- بازآزمون بود. به منظور تعیین دامنه برش نیز از روش نمره هایT استفاده شد و نمره 19 به عنوان دامنه تشخیص بهنجار از نابهنجار مشخص شد. بنابراین، با توجه به نتایج فوق می توان گفت پرسشنامه MEBS به عنوان یک ابزار معتبر و پایا قابلیت استفاده در موقعیت های پژوهشی و بالینی را در تشخیص علائم اختلال بی اشتهایی روانی در دختران نوجوان شهر اصفهان داشت.
۳.

نقش جنسیت در ساختار عاملی نگرش های اختلال خوردن در جمعیت دانشجویی

کلید واژه ها: جنسیتنشانه شناسیساختار عاملیبی اشتهایی روانیاختلالات خوردنپراشتهایی روانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۴ تعداد دانلود : ۲۸۴
زمینه و هدف: با وجود پذیرش تفاوت های جنسیتی در شیوع و نشانه شناسی اختلالات خوردن تحقیقات اندکی وجود دارند که ساختار عاملی اختلالات خوردن را بین دو جنس مقایسه کرده باشند. هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی نگرش های اختلال خوردن در دو گروه از دانشجویان مؤنث و مذکر بود. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع تحقیقات همبستگی بود. نمونه ای به حجم 1008 نفر از بین دانشجویان به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. شرکت کننده ها به پرسش نامه نگرش های خوردن پاسخ دادند. داده ها با روش تحلیل عاملی و آزمون t برای گروه های مستقل تحلیل شدند. یافته ها: در مردان و زنان سه عامل رژیم لاغری، پرخوری و اشتغال ذهنی با غذا و مهار دهانی به ترتیب بیشترین واریانس نگرش های اختلال خوردن را تبیین می کنند (95/35 و 63/34 درصد واریانس کل). همسانی درونی عامل ها در زنان بیشتر از مردان است. هم چنین زنان در نگرش های اختلال خوردن نمرات بیشتری کسب می کنند (001/0 < P، 02/2= t). نتیجه گیری: با توجه به نتایج، مطالعه حاضر ساختار عاملی مشابهی را در نگرش های اختلال خوردن برای زنان و مردان پیشنهاد می کند.