مطالب مرتبط با کلید واژه " نگاشت استعاری "


۱.

استعاره های مفهومی در حوزه شرم با استناد به شواهدی از شعر کلاسیک فارسی

کلید واژه ها: شرمشعر کلاسیک فارسیاستعاره های مفهومیحوزه عواطفنگاشت استعاری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴۵ تعداد دانلود : ۳۸۳
مقاله حاضر تحلیلی از استعاره های مفهومی شرم، با استناد به اشعار کلاسیک فارسی قرن ششم تا دهم قمری، به دست می دهد. چهارچوب نظری این پژوهش، کتاب استعاره و عواطف: تأثیر زبان، فرهنگ و بدن در احساس نوشتة زولتان کووچش (2010) است. سؤال اصلی مقاله این است که در زبان فارسی استعاره های مفهومی شرم بر مبنای کدام حوزه های مبدأ ساخته می شوند؟ هدف از پاسخ گویی به این سؤال، یافتن مفهوم کانونیِ شرم در زبان فارسی با استناد به شواهدی از شعر کلاسیک فارسی است. به این منظور، ابتدا، دُرج 3 (کتاب خانه الکترونیک شعر فارسی)، «پیکره زبانی گروه فرهنگ نویسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی»، و تارنمای گنجور (آثار سخن سرایان پارسی گو) با کلیدواژه های «شرم» و «حیا» جست وجو شد. در نتیجه این جست وجو ابیاتی که در آن ها مفهوم شرم در قالب استعاره مفهومی دریافت می شد گردآوری گردید. بر اساس روشی که توضیح داده شد، 220 شاهد به دست آمد. در مرحله بعد، با تحلیل استعاره های مفهومی حوزه های مبدأ استخراج شد. در نتیجه این بررسی، ده اسم نگاشت برای استعاره مفهومیِ شرم به دست آمد که در قالب یک شبکه با هم در ارتباط اند و مفهوم شرم را در زبان فارسی می سازند.
۲.

بررسی تطبیقی استعاره مفهومیِ «عشق جنگ است» در دیوان غزلیات حافظ و سروده های پترارک

نویسنده:

کلید واژه ها: حافظاستعاره مفهومیشعر عاشقانهنگاشت استعاریپترارک

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی بلاغت بیان
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق زبان و ادبیات فارسی و ادبیات غرب
تعداد بازدید : ۶۹۲ تعداد دانلود : ۲۰۱
در مقاله حاضر به شیوه ای تحلیلی و تطبیقی، استعاره مفهومیِ «عشق جنگ است» به منظور درک و فهمِ دل دادگی و دل ربودگی و سخن گفتن از آن، در دیوان سروده های عاشقانه حافظ و پترارک در چارچوب نظریه استعاره مفهومی بررسی شده است. باوجود شباهت های بنیادین بسیار در درون مایه استعاری مزبور، دو تفاوت عمده در تصویرپردازیِ حافظ و پترارک از این استعاره مفهومی به چشم می خورد: نخست آنکه حافظ در کاربرد خود از استعاره مفهومی «عشق جنگ است» از تعبیرها و اصطلاحات جنگی بیشتری استفاده می کند؛ دوم آنکه عشق در شعر پترارک در بسیاری موارد در تصویر خداوندگار عشق، کوپیدون در افسانه های رومی، پدیدار می شود که با کمان و پیکان خود دل عاشق را نشانه می رود و او را گرفتار می کند؛ اما در شعر حافظ با چنین تصویرپردازیِ صریحی که به نیروی مجرد و نادیدنیِ عشق در چهره یک ایزد جان و شخصیت ببخشد، روبه رو نیستیم؛ بلکه درعوض این معشوق یا ابروان وی است که به گونه ای استعاری از مژگان ناوک روانه دل عاشق می سازد و روح وی را تسخیر می گرداند.