مطالب مرتبط با کلید واژه " حکمت ذوقی "


۱.

مقایسه حکمت بحثی و ذوقی نزد ملاصدرا

کلید واژه ها: حکمت متعالیهملاصدراحکمت بحثیحکمت ذوقیمطالعه میان رشته ای

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۲ تعداد دانلود : ۵۲۲
تامل در نحوه مواجهه ملاصدرا با طریق بخشی فیلسوفان و متکلمان و سلوک ذوقی عرفا در حل مسائل الهیاتی روش شناسی حکمت متعالیه را مورد چالش قرار می دهد و بحث و ذوق از نظر ملاصدرا دو رهیافت کسب معرفتند و اخذ هر یک از آنها مشروط به شرایط خاص است هر دو فرایند دارای مراتب و نیز دارای نتایج واحدند و آنها را باید به عنوان گرایش فطری در حقیقت جویی به کار بست دامنه و گستره هر یک و نیز شرایط خاص آن دو متفاوتند نقد پذیری و ضابطه پذیری از دیگر مواضع خلاف و تمایز این دو روی آورد است تحلیل دیدگاه ملاصدرا در ماهیت بحث و ذوق و نیز تمایز و تشابه آن دو نشان می دهد که وی هر دو را مراحلی از یک سلوک علمی می داند به گونه ای که یکی را باید مکمل دیگری دانست الگوی وی برای این تلفیق مطالعه میان رشته ای است
۳.

روش اشراقی شاخصه اساسی حکمت اشراق

کلید واژه ها: اشراقشهودعلم حضوریحکمت بحثیحکمت ذوقیروش اشراقی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۱ تعداد دانلود : ۲۰۹
در میان مکاتب موجود فلسفی، مکتب اشراق با بهره گرفتن از «روش اشراقی» از سایر نظام های فلسفی متمایز می شود. پژوهش حاضر با هدف تبیین نظام اشراقی از طریق بررسی اجمالی مبانی و عناصر فلسفی تأثیرگذار در این مکتب، به نگارش درآمده است. مقاله پیش رو ضمن بهره گیری از آثار و آراء شیخ اشراق، از میراث مکتوب بزرگان حکمت و دیگر اندیشمندان این عرصه نیز مدد گرفته است. اما آنچه به عنوان ثمره نهایی این بحث می تواند مورد توجه قرار گیرد آن است که شیخ اشراق هرچند روش استدلالی را در کنار روش اشراقی به منظور وصول به حقیقت، شرط ضروری و لازم معرفی می کند، اما اکتفا به روش برهانی محض را در دست یابی به مقصود حقیقی (کشف واقع) ناکافی دانسته و روش کارآمدتر را طریقی می داند که ضمن بهره گیری از آراء مشائین، پایه ها و مبانی خود را بر اساس آموزه های شریعت حقه و نیز منابعی همچون آراء حکمای باستان مبتنی ساخته باشد، به گونه ای که مؤید وفاق و هماهنگی عقل و اشراق گردد. در این مقاله از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است.
۴.

تأثیر اضافه اشراقیه در ارتقای ایمان

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۸
شیخ اشراق نسبت موجودات با خداوند یا نسبت انوار مجرده خصوصاً نفس ناطقه با نورالانوار را در پرتو اضافه اشراقیه تبیین می کند. در اضافه اشراقیه، مضاف که عین اضافه است، دارای وجود فقری، غیرمستقل و قائم بغیر است، غیری که قیوم و حقیقت محض واحد مستقل است. شیخ اشراق این اضافه را از سنخ نور می داند. از نظر شیخ اشراق، نفس انسان در پرتو اضافه اشراقیه می تواند به مراتب بالای شناخت و ایمان به خداوند برسد و ایمان او از طریق عشق به عالم علوی ظهور یابد. نفس در پرتو اضافه اشراقیه انوار عالی خود را مفتقر إلی الله می بیند، و به مقام فنا و بقای بعد از فنا و مقام عبودیت و نفس مطمئنه می رسد. وقتی نفس انسان به نور عقلی باقی شود، از افتقار و نقص و جهل به غنا و کمال و معرفت می رسد. از همین رو اضافه اشراقیه شریف ترین نسبت هاست.